eitaa logo
الف‌نوشت
7 دنبال‌کننده
2 عکس
5 ویدیو
1 فایل
باسمه‌تعالی/ امین فتح‌پور، المپیادی، مهندسی‌خوانده، دانش‌آموخته‌ی فلسفه‌ی علم، در شُرف طلبگی/ اینجا به دین و مدرنیته و جمهوری اسلامی می‌پردازم ارتباط: @Fathpour بله: ble.ir/alefneveshtt ویراستی: virasty.com/alef_140
مشاهده در ایتا
دانلود
باسمه‌تعالی پذیرفتن بی‌حجاب‌ها در جبهه‌ی انقلاب چه خطری را به دنبال دارد؟ در ابتدای نوشته، روی تفاوت میان «بدحجاب» و «بی‌حجاب» تأکید می‌کنیم. این دو را نباید خلط کرد. بی‌حجاب کسی است که کشف حجاب کرده و کاملاً روسری از سر برداشته است. ولی‌فقیه نیز در دیدار ۱۴دی۱۴۰۱ به این تفاوت اشاره کردند. فرمودند نباید بدحجاب‌ها را از دایره‌ی انقلاب خارج کنیم. در مقابل، عمل بی‌حجاب‌ها را در راستای خواسته‌ی دشمن دانستند. ضمن اینکه در فضای عمومی و عرفی ایران امروز، از بی‌حجابی دهن‌کجی به جمهوری اسلامی برداشت می‌شود. در چنین اوضاعی، برخی از مسئولان که به انقلابی‌بودن شناخته می‌شوند، گه‌گاهی تمایز میان بدحجابی و بی‌حجابی را کم‌رنگ می‌کنند و عادی‌سازی بی‌حجابی را پی می‌گیرند (در حالی که دست‌کم می‌توانند سکوت کنند و در این موضوع اظهارنظری نکنند). همچنین، حضور انگشت‌شماری دختر بی‌حجاب در راهپیمایی ۲۲بهمن۱۴۰۱ و انتشار عکسشان چالش‌آفرین شد. اکنون سؤالی پیش روی جبهه‌ی انقلاب قرار گرفته: آیا پذیرفتن بی‌حجاب‌ها در جبهه‌ی انقلاب همچون بدحجاب‌ها امکان‌پذیر است؟ نخست توجه کنیم فرد بی‌حجابی که در ایران امروز می‌خواهد خودش را درون جبهه‌ی انقلاب تعریف کند، دچار تناقض عجیب و مشکوکی است. چطور هم‌زمان که می‌خواهد درون جبهه‌ی انقلاب حاضر باشد، در راستای خواسته‌ی ضدانقلاب عمل می‌کند و کاری را انجام می‌دهد که دهن‌کجی به نظام تلقی می‌شود؟ چطور حاضر نیست در این شرایط و برای تقویت جبهه‌ی انقلاب تکه‌ای پارچه را روی سرش حفظ کند؟ این کنش تناقض‌آلود این احتمال را مطرح می‌سازد این فرد قصد دارد به جبهه‌ی انقلاب نفوذ کند و از درون عادی‌سازی منکر بی‌حجابی را پیش ببرد. بنابراین، در مواجهه با چنین فردی باید او را نصیحت کرد و راجع به عواقب کارش هشدار داد. با او گفت‌وگو کرد تا انگیزه‌اش از این اشتباه را بگوید. توجه کنید «جذب حداکثری» به‌معنای «جذب همگانی» نیست. شاید برخی بگویند معیار اصلی، طرفداری از جبهه‌ی حق است. نکته اینجا است که جبهه‌ی حق حقانیت خود را از پایبندی به دین می‌گیرد. اگر امروز در برابر بی‌حجابی تساهل به خرج دهیم، از چه روی فردا با رقص خیابانی و هم‌جنس‌بازی و قماربازی و عادی‌سازی با اسرائیل چنین نکنیم؟ خط قرمزهای جبهه‌ی حق چه می‌شود؟ عادی‌سازی بی‌حجابی و پذیرش بی‌حجابان در جبهه‌ی انقلاب در شرایط امروز این خطر را به دنبال دارد که روند استحاله‌ی جبهه‌ی انقلاب را از درون کلید بزند و جمهوری اسلامی را به سمت سکولاریسم (اینجا به‌معنای تساهل و تسامح دینی) سوق دهد. این خطر وجود دارد برخی مسئولان به‌ظاهر انقلابی به‌بهانه‌ی مصلحت و حفظ نظام عافیت‌طلبی پیشه کنند. پوسته‌ی جمهوری اسلامی را حفظ کنند؛ ولی محتوای آن را تغییر دهند. به بیان دیگر، آن‌ها به قدرت اصالت دهند و جمهوری اسلامی در ظاهر بر سر کار باشد؛ اما از محتوای اجتماعی دین خبری نباشد. آیا در آن صورت هم می‌توانیم ادعا کنیم جبهه‌ی حق هستیم؟ @alefneveshtt
باسمه‌تعالی درباره‌ی «ترور» چند روز پیش فردی در توییتر مطلبی با این مضمون نوشت که ترورکردن در اسلام حرام است و کسی که مرتکب این عمل شده (مثلاً جناب نواب‌صفوی)، شهید نیست و به این ترتیب استدلال کرده بود باید نام چنین افرادی را از خیابان‌ها و نهادها برداشت. در پاسخ باید گفت که «ترور» مفهومی غربی و مدرن است که به جهان اسلام وارد شده. در منابع دینی چیزی به‌نام «فَتک» داریم که فقها روی آن بحث می‌کنند و مصداق‌های آن لزوماً با ترور یکی نیست. باید توجه کرد بعضی از قتل‌ها که از لحاظ شرعی واجب است، در دنیای امروز تحت عنوان ترور شناخته می‌شود (مانند اقدام به قتل سلمان رشدی). دستور امام هادی(علیه‌السلام) به قتل فارِس بن حاتم که از رهبران غلات بود، نمونه‌ای دیگر است: «انحراف‌ها و بدعت‌ها و گمراه‌سازی‌هاى فارس به‌قدرى زياد بود كه امام دستور قتل او را صادر نمود و بهشت را براى قاتل او تضمين كرد و نوشت: "فارس به اسم من دست به كارهايى مى‌زند و مردم را فريب مى‌دهد و آنان را به بدعت در دين فرا مى‌خواند. خون او براى هر كس كه او را بكشد، هدر است. كيست كه با كشتن او مرا راحت كند؟ من در مقابل، بهشت را براى او تضمين مى كنم." يكى از ياران امام به‌نام "جنيد" فرمان آن حضرت را درباره‌ی او اجرا كرد.» منبع: https://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=43&catid=27822&pageindex=0&mid=321422 در انتها این نکته را متذکر می‌شویم که باید در معادل‌گیری مفاهیم مدرن و اسلامی دقت به خرج داد تا زمینه‌ساز کج‌فهمی و خطا نشود. @alefneveshtt
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باسمه‌تعالی توضیحات آیت‌الله راجع به «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» در نظام تکوینی است. یعنی بشر آزاد [یعنی مختار] است. کمال در آزادی است. [یعنی خدای متعال خواسته است انسان مختارانه طاهر شود.] اما در حساب شریعت و دین و نظام اسلامی این‌طور نیست که بگوییم هر کسی آزاد است به هر وضعی باشد؛ هرکه در نظام شریعت بی‌حجاب یا بی‌حیا بود، بود. این که اباحه‌گری است. پس این‌همه بگیروببندهای قیامت برای چه است؟: «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ، ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ» (حاقه، ۳۰ و ۳۱) ایشان در جای دیگر می‌فرمایند: «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» ناظر به آزاد بودن انسان است و اباحه‌گری را تجویز نکرده. پس اگر اباحه‌گری را تجویز کرده باشد با عذاب در جهنم موافق نیست. [در صورتی که در قرآن آیات عذاب داریم.] این «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» به‌صورت تکوینی است. انسان اگر با داشتن همه‌ی حجج الهی بیراهه برود، در جهنم گرفتار عذاب می‌شود. منبع: https://noo.rs/KeEPw @alefneveshtt
باسمه‌تعالی چرا در دوران مدرن حکومت باید در دست اسلام‌گرایان باشد؟، بخش یکم برخی بیان می‌کنند بهتر بود روحانیت مستقیماً در حکومت دخالت نمی‌کرد و همچون دوران صفویه یا قاجاریه خارج از حکومت به سیاست می‌پرداخت و در مقام راهنما و ارشادگر حکومت باقی می‌ماند. در این نوشته قصد داریم بعد از مرور خلاصه‌ای از تحولات تاریخی امر حکومت در جهان اسلام دیدگاه مذکور را نقد می‌کنیم. شایان ذکر است در این نوشته از دریچه‌ی تاریخ به موضوع نگاه می‌کنیم و از بحث‌های فقهی و دینی صرف‌نظر کرده‌ایم. نمونه‌های بسیاری را در تاریخ اسلام می‌توان یافت که حاکمان به دین پایبند نبودند و یا در راستای منافعشان دست به تحریف دین می‌زدند. آنان در عین حال تلاش می‌کردند خود را به دین پیوند زنند تا حکومتشان مشروع جلوه کند و برای کارهایشان توجیه دینی بیابند. از طرفی دیگر، تا پیش از مواجهه با تمدن غرب مدرن، اسلام به‌مثابه‌ی فرهنگ دست بالا را در جهان اسلام داشت تا جایی که مغول‌ها نیز مغلوب این فرهنگ شدند. به بیان دیگر، حکومت‌ها در فضایی اسلامی شکل می‌گرفتند و نمی‌توانستند خودشان را خارج از این فضا قرار دهند. با توجه به پیوند ناگسستنی حکومت با دین جای تعجب نیست که هر حکومت تا حدی علمای مذهبش را تقویت می‌کرد و علمای دینی بسیاری از مناصب اجتماعی را برعهده داشتند. برای مثال، تا اواسط دوره‌ی قاجار و قبل از پاگرفتن مدارس جدید، نظام آموزشی و مکتب‌خانه‌ها معمولاً در دست حوزه‌های علمیه بود یا در مثالی دیگر، شیخ فضل‌الله نوری(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) در تهران دفتر ثبت اسناد داشت. واضح است که این نفوذ روحانیت در امور روزمره سرمایه‌ی اجتماعی و قدرت سیاسی برایشان خلق می‌کرد. اما رویارویی با تمدن غرب مدرن نقطه‌ی عطفی در جهان اسلام بود و مناسبت‌های اجتماعی و سیاسی را زیرورو کرد. به‌تدریج نهادهای بومی و قدیمی جای خود را به نهادهای تازه‌تأسیس غربی دادند و از منزلت اسلام در فضای فرهنگ کاسته شد. همچنین، گروه اجتماعی جدیدی در سرزمین‌های اسلامی پدید آمد که مظاهر غرب چشمشان را گرفته بود و می‌خواستند هر چه زودتر کشورشان را غربی کنند. این گروه اجتماعی را «مدرنیته‌گرا» می‌نامیم که از آن زمان تا به امروز در تحولات کشورهای اسلامی نقش ایفا کرده‌اند. مدرنیته‌گرایان ایرانی در ابتدا پنهانی با دین مقابله می‌کردند و تلاش می‌کردند مفاهیم غربی را با زبان دین ترویج کنند. آنان که پایگاه اجتماعی نداشتند، در مشروطه بر موج سیاسی‌ای که بر پایه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی علما شکل گرفته بود، سوار شدند و نهضت را از مسیر اسلامی‌اش منحرف کردند و بعد از به‌قدرت‌رسیدن، آشکارانه با احکام دین درافتادند تا جایی که به اعدام شیخ فضل‌الله دست زدند. ادامه در بخش دوم @alefneveshtt
باسمه‌تعالی چرا در دوران مدرن حکومت باید در دست اسلام‌گرایان باشد؟، بخش دوم و آخر به این صورت، در دوران مدرن تحولاتی بنیادین در حکومت‌های جهان اسلام پدید آمده است: ۱. دولت‌ها و نهادهای مدرن با همان ساختار و غایت غربی‌شان جانشین نهادهای پیشین شده است؛ ۲. دولت‌های مدرن دیگر لزوماً دنبال مشروعیت دینی خود و کارهایشان نیستند و اگر شرایط مهیا باشد، ابایی ندارند که علناً با دین دربیفتند؛ ۳. گروه‌های اجتماعی مدرنتیه‌گرا در کشورهای اسلامی تشکیل شده که در تمنای غربی‌شدن خود و کشورشان‌اند. بررسی جریان‌های مدرنیته‌گرا در جهان اسلام نشان می‌دهد که آنان بسته به شرایط به‌طور نرم یا سخت با دین مقابله می‌کنند. تلاش برای ترویج فرهنگ غربی در جامعه که رقیبی برای فرهنگ اسلامی باشد و آن را تضعیف کند یا ارائه‌ای از اسلام که با ارزش‌های دنیای مدرن بخواند، از جمله رویکردهای مقابله‌ی نرم با دین است. نمونه‌هایی عینی از تلاش‌های ضددینی دولت‌های مدرن را امروز می‌توان مشاهده کرد: ممنوعیت عزاداری برای امام حسین(علیه‌السلام) در آذربایجان که بیش از هفتاد درصد جمعیت آن شیعه‌اند، سیاست تضعیف وهابیت و ترویج فرهنگ غربی که بن‌سلمان در عربستان در پیش گرفته، درخواست نخست‌وزیر مالزی برای بازنگری در مطالعات اسلامی در راستای همگام‌سازی با ارزش‌های جهانی. با توجه به این شرایط، دیدگاه مذکور که همچون دوره‌ی صفویه یا قاجاریه جایگاه مطلوب علما را راهنمایی و ارشادگری دولت مدرن می‌داند، خوش‌بینانه و ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد. برخلاف آن دوران، نهادهای اجتماعی مدرن متولی و غایت خود را دارند و گوششان به ارشاد اسلامی بدهکار نیست. از طرفی، اگر مدرنیته‌گرایان امکان برخورد سخت با دین‌داران را نداشته باشند، از طریق قانون و سیاست‌گذاری برای آنان محدودیت ایجاد می‌کنند یا حتی برای تحریف دین برنامه می‌ریزند. بنابراین، حضور و دست‌گرفتن دولت مدرن توسط اسلام‌گرایان از دو جنبه توجیه می‌شود و ضرورت می‌یابد: ۱. نهادهای مدرن غایت خودشان را دارند و جامعه را غربی می‌کنند و لازم است استحاله شوند تا فرهنگ اسلامی آسیب بیشتری نبیند. این کار فقط از دست اسلام‌گرایان برمی‌آید؛ ۲. اگر قدرت در دست اسلام‌گرایان نباشد، مدرنیته‌گرایان با دستیابی به آن برای دین‌داران محدودیت ایجاد می‌کنند و جامعه را به سمت غربی‌شدن پیش می‌برند و حتی ممکن است از قدرتشان برای تحریف دین سوءاستفاده کنند. @alefneveshtt
باسمه‌تعالی آیا شارع هرچه را «سیره‌ی عقلاییه» باشد یا «خرد جمعی» مصوب کند، تأیید می‌کند؟ آیت‌الله (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) احکامی را که عقلا به آن عمل می‌کنند، اصطلاحاً «سیره‌ی عقلاییه» یا «بنای عقلا» یا «عقل جمعی» یا «خرد جمعی» می‌گویند. شارع برخی از مصوبات عقلاییه را پذیرفته و امضا کرده و برخی را هم نپذیرفته است. یعنی این‌طور نیست که شارع همه‌ی این‌ها را پذیرفته باشد؛ بلکه بخشی از آن را نپذیرفته و صراحتاً رد هم کرده است. مثلاً «ربا» در همه‌ی محیط‌های عقلا جاری است. در صدر اسلام هم خیلی فراوان بوده و چیز جدیدی نیست و چه بسا اصلاً محور یک سنخ از تبادلات تجاری بوده و الآن هم هست. این از مصوبات آن‌ها است که هم سیره‌ی عقلاییه بر آن است و هم بنای عقلا؛ امّا شارع آمده و بالصّراحه آن را رد کرده است: «وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا» (بقره، ۲۷۵) این آیه با صراحت خرد جمعی را در این مورد رد می‌کند. [مثال دیگر] مشروبات الکلی [است] که شاید بتوان گفت خریدوفروش و شرب آن در ۹۹ درصد کشورها جایز است؛ اما اسلام بالصراحه می‌گوید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (مائده، ۹۰) این آیه بر خلاف کسانی که «خرد جمعی» را مطرح می‌کنند تا «دیانت جمعی» را بکوبند و نابود کنند، خرد جمعی را در این مورد می‌کوبد. اما سِرّ اینکه شارع بخشی از مصوبات عقلاییه را نپذیرفته، چیست؟ سرّش این است که عقل مستقل منفرد آلودگی ندارد؛ ولی این بناهای عقلایی اصلاً مربوط به بُعد مادی و زندگی دنیوی انسان‌ها است. لذا تمایلات نفسانی در آن دخالت دارد و چون آلوده به تمایلات نفسانی است، خالص نیست و به همین دلیل است که شارع بعضی از این مصوبات عقلاییه را که مبتنی بر تمایلات آلوده است و نه عقل مستقل، رد کرده است. پس ببینید که چقدر دین ما زیبا است. اسلام نگفته که من عقل را قبول ندارم. اسلام می‌گوید من عقل را قبول دارم؛ اما خالصش را. چیزی که تو به آن می‌گویی «خرد جمعی» ناخالص است و رگه‌هایی از تمایلات نفسانی در آن هست و چون این ناخالصی هست، لذا این شارع است که می تواند جداسازی کند و تشخیص دهد که کدام مصوبه‌اش به نفع جامعه است و کدام مصوبه‌اش به ضرر جامعه. به‌علاوه، شارع جامعه را یک‌بعدی نمی‌نگرد؛ بلکه دوبعدی می‌نگرد. هم به جسم و هم به روح توجه می‌کند. لذا [با اینکه] زیاده‌طلبی و بهره‌کشی اقتضا می‌کند که ربا محور بسیاری از مبادلات تجاری در بین عقلا باشد؛ اما شارع در مقابل تمام عالم می‌ایستد و می‌گوید چرا این‌طوری می‌کنید؟ این یک نوع بهره‌کشی است. جلویش را هم می‌گیرد. بنابراین مراقب باشید که هیچ وقت از خرد جمعی برای کوبیدن دین جمعی جامعه سوءاستفاده نکنند. منبع: پیام زیر و پیام‌های یک و دو روز بعد از آن https://eitaa.com/mojtabatehrani_ir/1670 @mojtabatehrani_ir @alefneveshtt
باسمه‌تعالی درگیری حق و باطل ۱. وقتی حق عرضه می‌شود، عده‌ای حق را می‌پذیرند (دسته‌ی ۱) و عده‌ای از پذیرش آن سر باز می‌زنند (دسته‌ی ۲)؛ اما مسئله به این سادگی پایان نمی‌پذیرد. افراد دسته‌ی ۲ در مرحله‌ی نپذیرفتن باقی نمی‌مانند؛ بلکه عمل خود را توسعه می‌دهند. ۲. عموم کسانی که حق را نپذیرفتند، دست به توجیه می‌زنند و به‌دنبال مشروعیت برای باطل می‌گردند؛ ۳. اهل باطل، باطل خود را حق جلوه می‌دهند و دسته‌ی ۱ را مخالفان حق معرفی می‌کنند؛ ۴. آنان با ادعای حق‌مداری با اهل حق درگیر می‌شوند و به این صورت فتنه درست می‌کنند. ۵. اگر اهل باطل چیره شوند، حق و باطل را جابه‌جا می‌کنند و آیندگان را نیز به انحراف می‌کشانند. @alefneveshtt
باسمه‌تعالی فقاهت ژورنالیستی به‌مثابه‌ی شبه‌علم علی‌رضا ملااحمدی چند سالی‌ است که با موج نوظهوری از اظهارنظرهای فقهی از سوی برخی افراد حوزوی مواجهیم که تفاوت‌های جوهری با اظهارنظرهای پیش از این دوران دارد. این اظهارات از چهار مشخصه برخوردار است: ۱. انتخاب موضوع: افرادی که در این حیطه به «پژوهشگر فقهی» شناخته شد‌ه‌اند، عموماً گرایش فکری‌شان به سمت جریان منورالفکری است که دغدغه‌ی اصلی‌اش «سکولاریزاسیون و عرفی‌سازی دین در جامعه‌ی ایران» است‌. این افراد هم بالتبع دقیقاً دست می‌گذارند روی موضوعات پرچالشی که ازقضا از مقتضیات زیست مدرن هستند و به عرفی‌سازی دین منجر می‌شوند؛ موضوعاتی مانند حدود شرعی حجاب، جواز همجنس‌بازی، طهارت و نجاست سگ. ۲. روش‌شناسیِ علمی: معمولاً (نه همیشه) افرادی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، از عمق علمی بسیار کمی برخوردارند. [آنان] این ضعف را با قوتی که در زمینه‌ی «اطلاعات فقهی» جبران می‌کنند و آرای فقها و روایات و گزاره‌های تاریخی را به‌گونه‌ای کنار هم می‌چینند که مخاطب اگر خودش فهم فقهی دقیق و نسبتاً عمیقی نداشته باشد، به آن نقصان مهم پِی نمی‌برد و مقهور این حجم عظیم اطلاعات می‌شوند. ۳. انتخاب مخاطب: مخاطبین این اظهارنظرهای فقهی، نه جامعه‌ی علمی (حوزویان) بلکه عموم مردم هستند. اگر کسی دغدغه‌ی علمی داشته باشد و فعالیتش حقیقتاً بر محور «حجیت» شکل گرفته باشد، نه‌تنها مخاطب اوّلیه‌اش حوزویان‌اند، بلکه از طرح اختلافات درون‌علمی که امری طبیعی است، در بیرون از فضای علمی به‌شدت احتراز دارد تا نکند باورهای دینی یک‌ نفر متزلزل شود و نتیجه‌ی خسارت‌بارش در روز قیامت وبال او گردد. ‌اما [این افراد] طوری سخن می‌گویند که باور مخاطب ناآگاه نسبت به اتقان فتاوای فقهی متزلزل می‌شود و ناخودآگاه به سمت نوعی «تدین شخصی، سلیقه‌ای و گزینشی» سوق پیدا می‌کند. ۴. ادبیات ارائه: منورالفکران فقهی، مستقیماً عموم مردم نامطلع از «مؤلفه‌های دانش فقه» را خطاب قرار می‌دهد. به همین دلیل گرچه نویسنده‌ی این متون از ادبیات فقهی بهره می‌برد، اما آن‌قدر ساده می‌نویسد که هرکسی با کمترین سواد ممکن بتواند آن را بفهمد و به مقصود نهایی نویسنده دست یابد. این البته خصیصه‌ی مثبتی است که یک نفر بتواند به‌خوبی با عموم مردم مخاطبه کند؛ اما وقتی این خصیصه را در کنار سه‌دیگر ویژگی این متون می‌بینیم، متوجه می‌شویم که این اقدام در حقیقت یک «جریان ژورنالیستی» با هدف عرفی‌سازیِ دین است که البته از ادبیات فقهی هم بهره می‌برد تا بتواند ذهن و قلب جامعه‌ی دینی را متأثر کند. متن کامل @alefneveshtt
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باسمه‌تعالی مردمی‌بودن حکومت اسلام آیت‌الله : حکومت آینده‌ی حضرت مهدی(ارواحنا فداه) حکومتی مردمی به‌تمام معنا است. مردمی یعنی چه؟ یعنی متکی به ایمان‌ها و اراده‌ها و بازوان مردم است. امام زمان[عجل‌الله‌تعالی‌فرجه] که تنها دنیا را پر از عدل و داد نمی‌کند. امام زمان از آحاد مؤمن مردم [کمک می‌گیرد] و با تکیه به آنها است که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار می‌بخشد و حکومتی صددرصد مردمی تشکیل می‌دهد. ۳۰مهر۱۳۸۱، متن بیانات: https://khl.ink/f/3149 : یکی از جنبه‌های مردمی‌بودن حکومت اسلام این است که مردم مؤمن در جایگاه یاری‌گر دین و اقامه‌گر حق و عدل نقش ایفا کنند؛ نه آن تصوری که امروز از حقوق مردم وجود دارد که حق دارند هر کاری دلشان خواست، انجام دهند. @alefneveshtt
الف‌نوشت
باسمه‌تعالی مردمی‌بودن حکومت اسلام آیت‌الله #خامنه‌ای: حکومت آینده‌ی حضرت مهدی(ارواحنا فداه) حکوم
باسمه‌تعالی این نگاه به مردم‌سالاری در حکم‌های تنفیذ رهبران معظم انقلاب اسلامی نیز نمود یافته است: تنفیذ ۱۳۶۰ و چون مشروعیت آن [مسئولیت ریاست‌جمهوری] باید با نصب فقیه ولی امر باشد‏‎، این‌جانب رأی‏‎ ‎‏ملت شریف را تنفیذ و ایشان (شهید رجایی) را به سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب‏‎ ‎‏نمودم و مادام که ایشان در خط اسلام عزیز و پیرو احکام مقدس آن می‌باشند و از قانون‏‎ ‎‏اساسی ایران تبعیت و در مصالح کشور و ملت عظیم‌الشأن در حدود اختیارات قانونی‏‎ ‎‏خویش کوشا باشند و از فرامین الهی و قانون اساسی تخطی ننمایند، این نصب و تنفیذ به‏‎ ‎‏قوت خود باقی است و اگر خدای ناخواسته بر خلاف آن عمل نمایند، مشروعیت آن را‏‎ ‎‏خواهم گرفت. http://www.imam-khomeini.ir/fa/n157992/حکم_تنفیذ_ریاست_جمهوری_آقای_محمد_علی_رجایی تنفیذ ۱۳۶۴ ‏‏اینک به پیروی از آرای محترم ملت عظیم‌الشأن و آشنایی به مقام تعهد و‏‎ ‎‏خدمت‌گزاری دانشمند محترم، جناب حجت‌الاسلام آقای سیدعلی خامنه‌ای (ایّده‌الله‎‏تعالی) آرای ملت را برای پس از پایان دوره‌ی کنونی، تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست‏‎ ‎‏جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌نمایم [...]. البته رأی ملت و تنفیذ این‌جانب تا وقتی است‏‎ ‎‏که ایشان به تعهد خود و راه مستقیمی که در پیش داشته‌اند، باقی باشند و به اسلام و احکام‏‎ ‎‏نورانی آن پایبند و طرفدار مظلومان و مستضعفان و محرومان و مخالف ظالمان و‏‎ ‎‏ستمگران و مستکبران باشند و با هیچ ظالم مستکبری راه سازش باز نکنند؛ که نمی‌کنند.‏ http://www.imam-khomeini.ir/fa/C207_44379/_تنفیذ_حکم_ریاست_جمهوری تنفیذ ۱۳۷۶ بدیهی است که تنفیذ این‌جانب همانند رأی ملت تا زمانی است که ایشان به تعهد خود و صراط مستقیمی که تاکنون در پیش داشته‌اند، یعنی راه اسلام و احکام نورانی آن و دفاع از مستضعفان و مظلومان و ایستادگی در برابر دشمنان ستمگر و زورگو و مستکبر، پایبند باشند؛ که البته چنین خواهد بود. https://khl.ink/f/2848 تنفیذ ۱۳۹۶ اینجانب به پیروی از گزینش ملت ایران رأی آنان را تنفیذ میکنم [...] و یادآوری نمایم که رأی ملت و تنفیذ آن موکول به حفظ و رعایت تعهد به صراط قویم و مستقیم اسلامی و انقلابی است. https://khl.ink/f/37284 تنفیذ ۱۴۰۰ اکنون با تشکر از مردم عزیز و با پیروی از گزینش آنان، رأ‌ی به عالم فرزانه و خستگی‌ناپذیر و کارآزموده و مردمی جناب حجت‌‌الاسلام آقای سیدابراهیم رئیسی را تنفیذ [و...] یادآوری میکنم که رأی ملت و تنفیذ این‌جانب تا هنگامی است که مشی همیشگی ایشان در پیمودن صراط مستقیم اسلام و انقلاب ادامه داشته باشد؛ که به فضل الهی چنین خواهد بود ان‌شاءالله. https://khl.ink/f/48397 @alefneveshtt
الف‌نوشت
باسمه‌تعالی این نگاه به مردم‌سالاری در حکم‌های تنفیذ رهبران معظم انقلاب اسلامی نیز نمود یافته است:
باسمه‌تعالی حکم‌های تنفیذ این نکته را روشن می‌سازد که انتخاب رئیس‌جمهور با رأی اکثریت دلیل موجهی برای تخطی از اسلام نیست حتی اگر رأی‌دهندگان چنین مطالبه‌ای داشته باشند. همچنین رأی اکثریت مشروعیتی برای تصرف در حکومت و تخطی از احکام اسلام ایجاد نمی‌کند. رئیس‌جمهور باید مسیر مستقیم اسلام را بیپماید حتی اگر برخی از رأی‌دهندگان به او نپسندند. مردم‌سالاری در چهارچوب اسلام در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب به‌مناسبت آغاز دور جدید مجلس خبرگان نیز با بیانی دیگر ذکر شده: - معیارها اسلامی است و گزینش مردمی؛ این روشن‌ترین نشانه و معرف جمهوری اسلامی ایران است. - در نظام اسلامی، حکمرانی بشری و هدف‌ها الهی است. - هدف در نهایت زندگی توحیدی و عروج آدمی به مرتبت قرب خدا است. متن کامل: https://khl.ink/f/56421 @alefneveshtt
باسمه‌تعالی قرائت‌های مدرن عاشورا عاشورا واقعه‌ای نیست که در این عالم کسی بتواند در قبال آن سکوت کند و یا از کنار آن خاموش درگذرد. تکثر سنت تاریخی جهان اسلام را در روایت‌‌ها و قرائت‌‌های متفاوت آنان از واقعه عاشورا‌ می‌توان دید. اندیشه‌های مدرن نیز پس از ورود به حوزه‌ی فرهنگی مسلمانان ناگزیر از مواجهه با این واقعه‌ی عظیم بوده و هستند. آنان در برخی از مقاطع و خصوصاً در هنگام غلبه‌ی سیاسی جریان منورالفکری در دوره‌ی رضاخان کمر به حذف این واقعه از عرصه‌ی فرهنگ و زیست جامعه بستند؛ ولکن عاشورا با امواج خروشان خود نشان داد که تقابل حذفی با آن به حذف مقابله‌کنندگان منجر می‌شود. رویکردهای روشنفکری چپ در دهه‌ی پنجاه برای نخستین بار قرائت و تفسیر ایدئولوژیک انقلابی و در عین حال سکولار و مدرن خود را از عاشورا ارائه دادند. بدین ترتیب تصویر خود را در کنار تصاویر تاریخی‌ای قرار دادند که سنت متکثر فرهنگی جهان اسلام در آینه‌ی عاشورا ترسیم کرده بود. افول روشنفکری چپ در سطح جهانی و منطقه‌ای و غلبه‌ی لیبرالیسم متأخر ناگزیر قرائت‌ها و روایت‌های جدیدی از عاشورا را به دنبال آورده و می‌آورد. این قرائت‌ها به‌رغم مخالفت با بُعد انقلابی چپ قرائت‌های روشنفکرانه، در تقابل با روایت‌های متکثر تاریخی عاشورا نیز قرار داشته و از مبانی و اصول معرفتی مدرن بهره می‌برند. ویژگی مشترک قرائت‌های مدرن حذف ابعاد قدسی و معنوی متعالی و آسمانی عاشورا و فروکاستن عاشورا به ابعاد تاریخی‌فرهنگی آن به‌عنوان برساختی صرفاً بین‌الاذهانی است. در این قرائت‌ها از همه‌ی ظرفیت‌های منازعات تاریخی ظاهرگرایان و متکلمان اشعری برای تبدیل عنصر محوری عاشورا یعنی امام(علیه‌السلام) به انسانی صرفاً زمینی و دنیوی استفاده می‌شود. به‌موازات آن هم به‌گونه‌ای شتاب‌زده همه‌ی آنچه که در باب ابعاد ملکوتی و آسمانی مقام امام بیان می‌شود، به‌عنوان غلو تاریخی دوران صفویه و مانند آن معرفی می‌گردد؛ بدون آنکه موازین اولیه‌ی مربوط به سنجش میراث مکتوب و یا قواعد و ضوابط علمی برای توصیف منازعات تاریخی کلامی شیعی رعایت شود. انکار ساحت معنوی و آسمانی امام در حقیقت انکار ابعاد معنوی و متعالی انسان است. چشم‌فروبستن بر مقام و منزلت امام نشان از عبور از مقام انسان و ظلم به حقیقت انسانیت دارد. این امر نیز به‌نوبه‌ی خود حاکی از نسیان و فراموشی حق(سبحانه‌وتعالی) است. متن کامل @alefneveshtt