*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس صد و سوم
✅« حرف واو »
💟اقسام واو مفرده
1⃣«حرف عطف »:
🔅معنا :برای مطلق جمع است
🔅کاربرد :
🔴الف: عطف شئ بر مصاحب خود می کند :« فَـأنجیناه وَ أَصحاب السَّفینة»( حضرت نوح علیه السلام و اصحابش همراه هم بودند)
🟠ب: عطف شئ بر سابق خود :« لَقَـد أَرسلنا نـوحاً وَ ابراهیم » ( اول حضرت نوح بوده(سابق)وبعد حضرت ابراهیم(لاحق) )
🟡ج: عطف شئ بر لاحق خود: « یُوحَی إلیکَ وَ الی الذّین مِن قَبلِکَ »( اول پیامبراسلام ذکر شده (لاحق)و بعدپیامبران دیگر(سابق))
🔹بنابراین در مثال:« قامَ زیدٌ و عمروٌ» هر سه احتمال وجود دارد.
📢 نکات :
1⃣ آقای ابن مالک گفته است : بودن واو برای « معیّت یا مصاحب» راجح است برای ترتیب «عطف لاحق بر سابق» کثیراست و بالعکس «عطف سابق بر لاحق» قلیل است.
2⃣ جایز است بین متعاطفینِ «واو» تقارب یا تراخی باشد:« إِنّـا رادّوهُ إِلیکَ وَ جاعِلُـوهُ مِنَ المُرسَلین» ( بین برگرداندن حضرت موسی (علیه السلام) به مادرش ومسأله رسالت آن حضرت 40سال طول کشید) .
3⃣ فرقهای بین« واو» عطف با سایر حروف عطف :
1⃣ احتمالات ثلاثه ( عطف الشیء علی مصاحبه و لاحقه و سابقه ) در عطف به« واو» وجود دارد بخلاف سایر .
2⃣ «واو» مقرون به إِمّـا می شود بخلاف سایر : « إِمّـا شاکـراً وَ إِمّـا کَفـوراً »
3⃣ اگر «واو» بر «لا»ی نفی داخل شود به دو شرط :
🟣 کلام قبل منفی باشد
🔵 واو برای معیت نباشد
مفید نفی از هر دو فعل است و اینکه فعل درخارج ( در حالت اجتماع بین معطوف و معطوف علیه وافتراق بین آن دو) حاصل نشده است در حالی که اگر «لا»ذکر نمی شد کلام دارای دو احتمال بود
🔸 نفی فعل در حال اجتماع
🔹 نفی فعل در حال افتراق .
مانند «ما قام زیدٌ ولا عمروٌ» اگر «لا»ذکر نمی شد کلام دارای دو احتمال بود( نفی قیام در حال اجتماع ( باهم نایستاده اند اما جدا گانه ایستاده اند)-و نفی قیام در حال افتراق .(جدا گانه نایستاده اند اما باهم ممکن است ایستاده باشند)
ومانند آیه شریفه:« و ما أموالُکُم ولا أولادکم بالّتی تُـقَرّبُـکُم عندنا زُلفی» که با ذکر «لا» بعد واو دلالت براین می کند که نه«اموال »ونه «اولاد» باهم یا جداگانه مایه تقرّب نیستند
📢نکات:
1⃣ نوع عطف در این گونه موارد عده ای گفته اند از نوع عطف جمله بر جمله است و عاملی بعد از «لا»مقدر است اما مشهور گفته اند از قبیل عطف مفردات است.
2⃣ اگر کلام شرائط فوق را نداشت دخول« واو» ممتنع است یعنی:
🟤الف: اگر کلام مثبت بودمثلاً در مثال «قام زیدٌ وَلا عمروٌ» دخول واو بر « لا » ممتنع است .
⚪️ب: واو برای معیت بود مثلاً در مثال«ما إختصمَ زیدٌ وَ لا عمروٌ» دخول واو بر « لا » ممتنع است .
☑️اشکال : دخول واو بر «لا» در آیه « وَ لَا الضالّین » با این شرط که گفتید کلام قبل منفی باشد سازگاری ندارد .
🔔جواب : کلام قبل از « وَ لَا الضالّین» هم منفی است و نفی آن از« غیر » در « غیر المغضوب » استفاده می شود .
4⃣ واو بر «لکنْ» داخل می شود بخلاف سایر حروف : « وَ لکنْ رَسـول الله »
5⃣ عطف مفرد سببی(دارای رابط) به اجنبی(بدون رابط) در وقت احتیاج به رابط بوسیله واو صحیح است بخلاف سایرحروف عطف مانند:« مَـررتُ بِـرَجُلٍ قـائمٍ زَیـدٌ وَ أخـوه » و « زَیـداً ضَرَبت عمـراً وَ أخـاه »
6⃣ عطف عُقَـد بر نَیِّف ( دهـگان بر یکان ) بوسیله واو صحیح است بخلاف سایر : « أحَـد وَ عِشرون» .
7⃣ عطف چند صفت برای یک موصوف بوسیله واو صحیح است بخلاف سایر : «رَجُلٍ حَـزینٍ عَلی رَبعینَ مَسلـوبٍ و بالٍ »
8⃣ ...خواهد آمد ان شاءالله
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس صد و چهارم
✅ ادامه فرق های «واو» عاطفه با سایر حروف عطف:
8️⃣عطف چند کلمه بر یکدیگر که حقشان اینست که تثنیه یا جمع باشد :« لَیثٌ وَ لیثٌ فی مَحَلِّ ضَنک...»
9️⃣عطف چیزی که عامل بی نیاز از او نیست بوسیله واو جایز است بخلاف سایر : «إختصم زیدٌ و عمروٌ» ( وقتی عامل قبل دال بر مشارکت باشد ) «اشترک زیدٌ و عمرٌو» .
📢 نکات:
1️⃣اینگونه موارد قوی ترین دلیل است بر اینکه «واو»مفید ترتیب نیست زیرا در خصومت و شراکت که ترتیب معنا ندارد و مانند:«جلستُ بین زیدٍ و عمروٍ»
2️⃣در عطف ما لا یَستَغنی عنه ، أم متصله هم با واو مشارکت دارد :« سَـواءٌ عَلیهِم أَ أَنـذَرتَهُـم أَم لَـم تُتذرِهُـم»-«سواءٌ أ قَمتَ أم قَعدتَ»
🔟عطف عام بر خاص بوسیله واو جایز است بخلاف سایر :« لِمَن دَخَلَ بیتی مُـؤمناً وللمؤمنین وَ المؤمنات»
1️⃣1️⃣عطف خاص بر عام جایز است بوسیله واو بخلاف سایر : « وَ إذ أخَـذنـا مِن النبیین میثاقِهِم وَ مِنکَ وَ مِن نـوح»
نکته: در این حکم« حتّی» عاطفه با واو مشارکت دارد : «مـاتَ الناسَ حتّی الأنبیـا»
2️⃣1️⃣عطف عامل محذوفی که معمولش باقی مانده بر عامل و معمول مذکور در ماقبل به شرط اینکه بین این دو ( معطوف و معطوف علیه ) قدر مشترک و جامع وجود داشته باشد مانند:« إشتدّ البرد القاسی فی لیلة شاتیة، فأغلقتُ الابواب و النوافذ و أوقدت ناراً للدفء و الملابس الصوفیه»( سرمای سخت در یک شب زمستانی شدید شد، در و پنجره ها را بستم و برای گرما آتش روشن کردم و لباس های پشمی پوشیدم.) که در این مثال عطف«ملابس» بر «ابواب»یا«نار» صحیح نیست بخاط فساد معنا بلکه ملابس معمول فعل محذوف است و عطف جمله بر جمله شده است نه عطف مفرد بر مفرد.
مانند:« وَ الـذین تَبـؤوا الدار وَ الإیمانَ مِن قَبلهِم»که عطف «الایمان» بر «الدار»صحیح نیست بلکه «الایمان»معمول فعل محذوف (اعتقدو الایمان) جامع بین« تَبَوؤا» و«ایمان» ←« ایثار» و ازخود گذشتگی مسلمانان صدر اسلام است .
📣نکته: اگر این شرط برای ویژگی 2️⃣1️⃣ذکر نمی شد . مثل« اِشتَرَیتُهُ بِدِرهَمٍ فَصا عَـداً »هم را شامل می شد یعنی این ویژگی برای« فـاء» هم می بود در حالی که اینگونه نیست ( قدر مشترک ندارد )
3️⃣1️⃣عطف یک شی به هم معنای خودش (عطف الشی علی مرادفه) بوسیله «واو»صحیح است بخلاف سایر حروف عطف:« إنّما اَشکـو بَثِّی وَ حُزنی إلَی الله»
🔅 ابن مالک : این ویژگی برای «أو» هم وجود دارد : « من یَکسب خَطیئَةً أو إثمـاً»
📢تنبیه :گاهی واو عاطفه از این که معنای مطلق جمع داشته باشد خارج شده و به معنای «بـاء» جر استعمال می شود :مانند:«أنتَ أعلمُ ومالُکَ »و « بعتُ الشاء شاة وَ دِرهَمـاً»
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس صد و پنجم
❇️«قسم دوم واو مفرده :« استیناف»
🔅اولاً ، مابعدش مرفوع است و جمله مستقل از ماقبل
🔅ثانیاً ، برجمله اسمیه و فعلیه داخل می شود .
🔻« لِنُبَيِّنَ لَكُمْ ۚ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ» اگر «واو» عاطفه باشد باید«نقرُّ» منصوب قرائت شود
🔻«لا تأکُلْ و تشربُ اللبن» اگر«واو» عاطفه باشد باید«تَشربُ» مجزوم یا منصوب باشد.
🔻« مَن یَضِلل اللهُ فَلا هادِی له وَ یَـذرُهُـم الـلّـه ») اگر واو عاطفه باشد باید« یَـذرُ » مجزوم باشد نه مرفوع
🔻«اتَّقـوالـلّـه وَ یُعَلِّمَکُمُ الـلّـه »اگر واو عاطفه باشد لازم می آید که جمله خبریه عطف به انشاء شود که این جایز نیست .
🔻«... ان لا یَجـورَ وَ یَقصِـدُ» استینافیه بودن واو متعین است زیرا اگر عاطفه باشد هر دو فعل در نفی ؛ شریک خواهند بود و تناقض لازم می آید : «لایجور» ( ظلم نمی کند ) و« یَقصِـدُ» ( به عدل رفتار می کند )
✴️قسم سوم واو مفرده « حالیه»
🔅اولاً : علامت شناخت آن این است که بتوان «إذ»ظرفیه را بجای آن گذاشت و معنا تغییر نکند مانند:«جِئتُ والشمسُ تَغیبُ»=:«جِئتُ إذ الشمسُ تَغیبُ» یک معنا دارند.
🔅ثانیاً : فقط بر جمله داخل می شود بنابراین بر حال مفرده یا شبه جمله داخل نمی شود
🔅 ثالثاً : اصل ربط در جمله حالیه این است که با ضمیر باشد ولی درمواردی که ضمیر وجود ندارد باید «واو» بعنوان رابط باشد زیرا رابط در جمله حالیه یا ضمیر است یا واو است و یا هم هر دو و البته در صورتی که هر دو رابط باشد ارتباط محکم و قوی است
🔅رابعاً: «واو» حالیه از اینکه در ابتداء جمله حالیه قرار گیرد یا نه دارای سه حکم است « واجب- جایز- ممتنع» به کتب مفصل تر مراجعه شود.
🔅خامساً : از مواردی که «واو»حالیه بر جمله فعلیه داخل شده است شعر :«بأیدی رجالٍ لم یَشیموا سیوفَهم * ولم تکثرِ القتلى بها حین سُلّتِ»
که اگر جملۀ «ولم تکثرِ القتلى بها حین سُلّتِ» را حالیّه نگیریم معنا بالکل فاسد و مدحی که منظور شاعر است فوت خواهد شد مذمّت می گردد.
(:یعنی به دست مردانی کارآزموده که شمشیرهای خود راغلاف نکرده اند زیرا که کشته شدگان به آن شمشیرها از زمانی که از غلاف بیرون کشیده شده زیاد نشده است.
در این شعر «واو» در «ولم تكثر... »که بر جمله فعلیه وارد شده حالیه محسوب میگردد و عاطفه نیست زیرا اگر «واو» عاطفه فرض شود، مدح به ذم تبدیل می شود زیرا در این فرض جمله لم تكثر...» به جمله «لم يشيموا» عطف شده و صفت برای «رجال» است و چنین معنی میشود:« مردانی که شمشیر های خود را غلاف نکرده اند و به وسیله شمشیر آنان عده زیادی هم کشته نشدند»و این معنی بیانگر ذم و نکوهش است درحالی که شاعر چنین معنائی را قصد نکرده است.)
🔅سادساً: در صورتی که قبل از«واو»جمله حالیه وجود داشته باشد (البته پیش کسانی که تعدد حال را جایز می داند ) احتمال دارد «واو» عاطفه باشد و احتمال دارد حالیه باشد مانند:« اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ»=( بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ)جمله حالیه است ودر«واو» دو احتمال جایز است.
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس صد و ششم
🈴 قسم چهارم واو مفرده «معیّت»: واوی که بر مفعول معه داخل می شود و تا اینکه بعد واو همراهی کند قبل واو را در حکم مانند فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام) :«.... قد خُلّیتُم والطریقَ...» ومانند : «جِئتُ وَ زَیـداً »
📢نکات:
1️⃣علت نصب مفعول معه ، عامل قبل است نه واو که البته اقای جرجانی گفته است «واو: عامل نصب است
2️⃣ در قرآن یقیناً «واو»معیت استعمال نشده است.
💹قسم پنجم واو مفرده «معیّتِ عاطفه»:
🔹 فایده ی این واو: مفید معیت و عاطفه بودن باهم هست.
🔸محل دخول: بر مضارعی داخل می شود که منصوب به «أن» مقدره است تا دلالت کند بر اینکه مابعد «واو» در تحقق و حصولش مصاحب و همراه است بنابراین زمان تحقق مابعد و ماقبلش یکی است
🔷شرائط : قبل از واو ، «نفی» یا« طلب» باشد مانند:«أتکذبُ وتأمرَ الناس بالصّدق»
🕎قسم ششم از اقسام واو مفرده« قَسَم »
🔅اولاً: حرف جر است
🔅ثانیاً: فقط بر اسم ظاهر داخل می شود .
🔅ثالثاً : متعلق آن محذوف است مانند: «والقرآنِ الحکیم »و« وَالعصرِ»
📣تذکر : اگر بعد از واو قسم ، واو دیگری باشد . واو دوم به بعد حرف عطف خواهند بود نه قسم ، زیرا اگر قسم باشد هر قسمی نیاز به جواب دارد .مانند آیات شریفه «وَ التینِ وَ الزیتون وَ طورِ سِینِینَ وَ هذا البَلَدِ الأمین»
🈂️قسم هفتم از اقسام واو مفرده « واو رُبَّ »:
🔅اولاً:مابعد واو اسم مجرور است مانند قول شاعر«وَ لیلٍ کموج البحر ارخی سُدُوله...»
🔅ثانیاً: اسم بعدش باید نکره باشد .
🔅ثالثاً: متعلق آن موخر است.
🔅رابعاً: اقوال در «واو ربَّ»:
1️⃣کوفیین : «واو» معنای ربَّ دارد و مابعدش را مجرور می کند .
2️⃣مصنف : «واو» حرف عطف است و جر مابعدش به رُبَّ محذوف است
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
📝خلاصه درس صد و هفتم
❇️قسم هشتم از اقسام واو مفرده« زائده »:مثلاً در آیه : « حَتّی إذا جاؤُوهـا وَ فُتِحَت أبـوابُـها »
1️⃣اخفش و کوفیین: واو « وَ فُتِحَت » زائده است زیرا واو در آیه ای دیگر ذکر نشده «إذا جـاؤُوهـا فُتِحَت» و برجمله جواب شرط داخل شده است.
2️⃣قیل: واو « وَ فتحت »حرف عطف است و واو زائده بر« وَ قـال لَهُم خَزَنَـتُهـا »داخل شده که او جواب است برای شرط .
3- قیل: هر دو واو عاطفه است و جواب شرط محذوف است :« کان کیت و کیت»
3️⃣مصنف : زائده بودن واو در بیت ذیل ظاهر است :« فَـإذا وَ أَنتَ تعِینُ مَن یَبغینی»:« إذا» در این بیت فجائیه است و بر جمله اسمیه داخل شده و بین« إذا »و جمله چیزی فاصله نمی کند پس این واو زائده است.
✴️قسم نهم از اقسام واو مفرده« ضمیر جمع مذکر » مانند «الرجالُ قـامـوا »، گاهی برای غیر عقلاء استعمال می شود در صورتی نازل منزله عقلا فرض شود : « یـا ایُّهـا النَّمـلُ اُدْخـُلـُوا مَساکِنَکُـم »
♐️قسم دهم از اقسام واو مفرده « واو علامت جمع مذکر » مانند:« یتعاقَبونَ فیکم مَلائِکَة باللیلِ » و« ثُمَّ عَمُوا وصَمَّوا کَثیرٌ مِنهُم»
1️⃣عند سیبویه : واو علامت جمع است و فاعلِ«یتعاقب»، « مَلائِکَة » و «واو»دال بر این است که فاعلِ فعل، جمع است همانگونه که «تْ»در «قالتْ» علامت تانیث است.
2️⃣ قیل : «واو» ضمیر فاعل است و«مَلائِکَة» یا :
🔺الف: بدل از «واو» است .
🔺ب: مبتدای موخراست و خبر آن جمله« یَتَعاقَبونَ فیکُـم »است.
📣نکته: ترکیب های در « لاهِیة قلوبُهُم وَ أسَرُّوا النَّجـوَی الذینَ ظَلـمـوا »:
1️⃣ «الَّـذینَ »بدل از واو در« اَسـرّوا»
2️⃣.« الَّـذینَ » مبتدا و خبرش جمله مقدم« أسَرُّوا النَّجـوَی»
3️⃣« الَّـذینَ» مبتدا و خبرش« قول» محذوف که عامل در جمله استفهام«یقولونَ هل هذا بشرٌ» بعد است .
4️⃣«الَّـذینَ »خبر برای مبتدای محذوف «هم الّذین»
5️⃣« الَّـذینَ »فاعلِ« أسَـرّوا »و«واو» آن علامت جمع است.
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
#ادبیات_عرب #الکافی_فی_المفردات
🌾🌾🌾🌾🌾
مطالب این کانال براساس درس روزانه الکافی بار گذاری می شودhttps://eitaa.com/alkafee
ارتباط با ما @Amir205
─✾࿐༅🍃•⊰ ⃟ ⃟❈🍃༅࿐✾ ─
✨بازنشر بدون ذکر منبع جایز نیست✨
—•⊰⊹✿[(✨ 📖 ✨ )]✿⊹⊱•—