eitaa logo
از آن سوی تاریکی
64 دنبال‌کننده
754 عکس
59 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
از اونجایی که بیکارم می‌خوام پارت بنویسم
از آن سوی تاریکی
چند خانه از خانه لوکاس فاصله گرفته بودند که به خانه ای با در قهوه ای تیره رسیدند و جیسون بدون توجه ل
جیسون با هیجان گفت«هی پسر بالاخره رسیدیم خیلی خفن تر از اون چیزیه که فکر میکردم.» لوکاس با غروری ساختگی دستی به شانه اش کشید و گفت«معلومه که همینطوره من تا حالا جای بدی بهتون پیشنهاد دادم؟؟» جیمز ضربه به سر هر دوی آن ها زد و به راه ادامه داد. مدرسه ای قدیمی که طبق گفته جک، پیرمردی که هرازگاهی سر و کله اش در محله پیدا میشد؛ سال ها پیش بر اثر آتش سوزی تعطیل شده بود . از مدرسه چیزی بجز چند دیوار نیمه سوخته و دری که هر لحظه صدای ناخوشایندی تولید میکرد چیزی باقی نمانده بود. لوکاس پیش قدم شد و بی توجه به هشدار های جیمز در را به آرامی فشرد و وارد شد؛ جیسون که هنوز وارد نشده بود گفت«هی لوکی ، اون داخل چه خبره ؟ » لوکاس در حالی که قفسه سینه اش از شدت هیجان بالا و پایین میشد گفت« خب راستش زیادی تاریکه ولی چیز زیادی اینجا نیست ؛ فکر کنم ظاهرش گول زننده بود-»
از آن سوی تاریکی
جیسون با هیجان گفت«هی پسر بالاخره رسیدیم خیلی خفن تر از اون چیزیه که فکر میکردم.» لوکاس با غروری ساخ
با قطع شدن ناگهانی صدای لوکاس، جیسون با ترسی که باعث لرزش صدایش شده بود گفت« لوکی؟..... هی لوکی صدای منو میشنوی؟» وقتی خبری از لوکاس نشد جیمز که تمام این مدت حواسش به این بود که کسی آن ها را نبیند با عصبانیت به جیسون گفت« صد بار گفتم این مسخره بازی ها آخر عاقبت نداره.» و بعد با عجله وارد ساختمان شد. جیسون هم با استرس پشت سر او راهی شد. جیمز با سرعت چراغ قوه گوشی اش را روشن کرد و ناگهان چشمش به لوکاس افتاد که در حال جر و بحث کردن با چند پسر بچه دیگر بود. جیسون با بی حوصلگی گفت«لعنتی، بازم این عوضیا؟» او فکر می‌کرد که آن ها زیر دستان مایکل، که با جیسون و لوکاس مشکل داشت ،‌ به سراغشان آمدند ؛ اما سخت در اشتباه بود. در واقع برادر اِیمی، نئو بود که از اِیمی حدود دو سال کوچکتر بود . پسر بچه ای بازیگوش با پوستی سبزه و موهای مشکی به رنگ چشمانش. و دوست صمیمی اش، ویلی که همسن نئو بود و رنگ پوستش در تضاد با نئو بود؛ بی دلیل نبود که به آن دو دوقلو های خورشید و ماه میگفتند، چرا که بسیار نیز صمیمی بودند.
https://eitaa.com/alone_wale/2931 مثویمسکیچسکپی خیلی خوبه که تو هم داری می‌نویشی دیدی گفتم فقط شروع کن ببین چه شاهکاری شددد ____________ دینیدتبتمطنینیدنسمسذسدنی😭😭😭😭✨✨✨✨ حالا اونقدرا هم خوب نشده ولی گفتم فوقش اینه ازش به عنوان یه داستان مزخرف یا میشه پس بنویسم
هدایت شده از شماره "۱"
تو استرالیا یه دختر با حجابه و روی روبندش اینو گلدوزی کرده😂😂
خیلی خوب بوددددد 😂
https://eitaa.com/alone_wale/2948 دوقلو های خورشید و ماهههه، وایییی، چه باحاللللل ____________ خیلی شخصیت باحالی دارن یجورایی مثل فرد و جورج
عزیزی که اومدی تو ناشناس نمیخوام جو کانالو خراب کنم فقط اگه میشه لفت بده چون حوصله بحث و.... هم ندارم
من هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت نه از ویدار کپی کردم و نه علاقه ای به این کار دارم و اینکه میای هرچی که دلت میخواد بار من میکنی که چرا از ویدار کپی کردی و چرا انقد فلانی بمانی من اگه میخواستم اینکارو بکنم از همون پارت اول که گذاشت انجام میدادم. و اینم بگم من چند ماهه نتونستم مثل آدم بنویسم پس اگه میخواستم کپی کنم برای جذب مخاطب از همون موقع کپی می‌کردم
یعنی اصن هرچی انگیزه داشتم ازم گرفتی