هوالحی
ماه شریف رمضان المبارک 1447 هجری در صورت فلکی جوزا.... حدود ده روز مانده تا قمر در عقرب اسفند و آخرین قمر در عقرب سال 🙏
😳 ۳۰۰ پیامبر اصفهانی!
😳 جد اصفهانی پیامبر اسلام!
😳 بنیانگذار شهر شوش!
😳 سرقت آثار قبور انبیاء سرزمین فارس!
😳 پیامبری که بدنش اوائل انقلاب اسلامی سالم مشاهده شد!
📗 ویکی فقه:بنا بر قول ذکر شده توسط سید مصلح الدین مهدوی در کتاب مزارات اصفهان حدود ۳۰۰ پیامبر در اصفهان و تخت فولاد مدفون هستند.
یکی از ایشان حضرت قینان پیامبر (علیه السلام) فرزند حضرت انوش (علیه السلام)، وی فرزند حضرت شیث (علیه السلام) و ایشان فرزند حضرت آدم (علیه السلام) می باشند. فرزند حضرت قینان، حضرت مهلائیل (علیه السلام) می باشد که شهر شوش را بنا کرده است. حضرت قینان شهر بابل را بنا نمود و ۸۴۰ سال عمر کرد.
نام این پیامبر بزرگ در نسب حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آمده است.
مزاری منسوب به حضرت قینان (علیه السلام) در محله قینان شهر اصفهان درون مسجد مهدویه واقع در خیابان خاقانی وجود دارد.
متاسفانه سنگ قبر تاریخی مزار حضرت قینان (علیه السلام) به سرقت رفته و در حال حاضر این مکان مقدس فاقد سنگ قبر است ولی بزرگان و مشایخ محل نقل میکنند که در هنگام بازسازی مسجد مهدویه در اوایل انقلاب پیکر سالم وی مشاهده شده است.
#هویت_زدایی
#بهائیت
#آنوسی
#سرزمین_وحی
#کورش_پرستی
🟢 «سرزمین فارس، سرزمین انبیاء»
═━⊰🍃🌸🍃⊱━═╮
╰═━⊰🍃🌸🍃⊱━═
تقریباً اینگونه به نظر میرسید مریخ در آسمان زمین اگر به اندازه ماه به ما نزدیک بود.
#مریخ
🌔
فاکس نیوز: رونمایی قریبالوقوع آمریکا از ابزار عبور از فیلترینگ؛ «فریدام» در راه ایران و چین
شبکهٔ خبری فاکس نیوز گزارش داد که وزارت امور خارجهٔ ایالات متحده یک اپلیکیشن جدید برای عبور از فیلترینگ را نهایی کرده است که هدف آن ایجاد دسترسی کاربران سراسر جهان به همان اینترنت بدون سانسوری است که در اختیار آمریکاییها قرار دارد. این پلتفرم که با عنوان « Freedom.gov » معرفی شده است، قرار است «در هفتههای آینده» عرضه شود.
یک مقام وزارت امور خارجه نیز تأکید کرد که برای شفافیت کامل، این برنامه بهصورت «متنباز» (Open-source) و کاملاً ناشناس ساخته شده است، بهطوری که هیچکس، از جمله دولت آمریکا، نمیتواند کاربران را شناسایی یا ردیابی کند. طبق گفتهٔ این مقام، اپلیکیشن مذکور آدرسهای آیپی، دادههای نشستها (session data)، فعالیتهای مرورگر یا شناسههای دستگاه را ثبت نمیکند.
🌔
#حرز
🟢سيد بن طاووس در كتاب مهج الدعوات دو حرز مربوط به حضرت خديجه عليها السلام را نقل كرده
1- «بسم الله الرحمن الرحيم، يا حي يا قيوم، برحمتك استغيث فاغثني، و لا تكلني الي نفسي طرفة عين ابداً، و اصلح لي شأني كله؛
به نام خداوند بخشنده ي بخشايشگر! اي خداي زنده و استوار! به رحمتت پناهنده شدم. به من پناه بده و مرا هرگز به اندازه ي يك چشم بر هم زدن به خودم وانگذار، همه ي حال و زندگي مرا سامان بخش.»
2- «بسم الله الرحمن الرحيم، يا الله يا حافظ يا حفيظ يا رقيب؛
به نام خداوند بخشنده ي بخشايشگر! اي خدا، اي نگهبان، اي نگهدارنده و اي مراقب و پاسدار.»
🔸شرایط و اداب نوشتن:
طهارت کامل ،در روز سعد خالی از قمر در عقرب ،کاغذ سفید بدون خط،صدقه بدید،با مداد یا گلاب و زعفران و...
ادریس؛ نام دیگرِ هرمس
در سنت حکمت و عرفان اسلامی، نسبت میان هرمس و حضرت ادریس نه یک تشابه اسمیِ اتفاقی، بلکه نشانهای از تلقی خاصی از تاریخِ حکمت است؛ تلقیای که حقیقتِ معرفت را مقدم بر تقسیمبندیهای متاخر دینی و فلسفی مینشاند. ابنعربی در فصّ ادریسی صراحتاً ادریس را صاحب مقام رفعت و معراج معرفتی میداند و در تفسیر این مقام، او را در جایگاه انسانی قرار میدهد که علم و حکمت را از ساحت قدسی دریافت کرده است. همین تصویر، در حکمت اشراقیِ سهروردی، با نام «هرمس» ظاهر میشود؛ و سهروردی بیتعارف، هرمس را همان ادریس نبی میگیرد و او را «نخستین حکیم» و «معلم بشر» میخواند. از این منظر، هرمسِ اشراقی، نه شخصیت اسطورهایِ بریده از وحی، بلکه چهرهای نبوی است که حکمت را پیش از تکوین مرزهای تاریخیِ فلسفه و شریعت، به عالم انسانی آورده است.
بر این اساس، پیوند هرمس با هرمنوتیک نیز معنایی ژرفتر از یک نسبتِ لغوی پیدا میکند. هرمس، در سنت باستانی، واسطه پیام و مفسر معناست؛ و همین مقامِ واسطهگری، جوهر تاویل را شکل میدهد. اما در افق ابنعربی و سهروردی، تاویل صرفاً روش فهم متن نیست، بلکه نحوهای از سلوک معرفتی است: عبور از ظاهر به باطن و از لفظ به حقیقت. اگر هرمنوتیکِ مدرن، در سیر تاریخیِ خود، به تدریج از مبنای متافیزیکی جدا میشود و در افق زبان و تاریخ محدود میماند، تاویلِ عرفانی همچنان به حقیقتی پیشینی و فراتاریخی وفادار است. تفاوت، نه در اصل تفسیر، بلکه در افق غایت است.
از همینجاست که مسئله «کثرت طرق و وحدت مقصد» معنا پیدا میکند. ابنعربی با زبان وحدت وجود، و سهروردی با منطق نور و اشراق، هر دو بر این نکته تاکید میکنند که علم و حکمت، مقید به صورت خاصی نیستند. علم از آن رو که نور است، قید برنمیدارد؛ و راههای وصول، به عدد استعدادها و مراتب ظهور متفاوتاند، بیآنکه حقیقت متکثر یا نسبی شود. بنابراین، سخن از هرمنوتیک یا حکمت هرمسی، اگر در این افق دیده شود، نه خروج از دین است و نه نفی انحصار حقیقت به معنای فروپاشی معیار، بلکه اعتراف به غنای حقیقت و تعدد مظاهر آن است.
در نهایت، همانگونه که ابنعربی و سهروردی نشان میدهند، هرمس اگر همان ادریس نبی است، پس حکمت نیز ذاتاً نبوی است؛ خواه در لباس فلسفه ظاهر شود، خواه در صورت اشراق، خواه در قالب تاویل. اختلاف نامها و سنتها، حجابِ وحدتِ منبع است، نه دلیلِ تفرقه حقیقت. و درست در همین نقطه است که میتوان گفت: راههای وصال بسیارند، اما نور یکی است؛ و سعادت، نه انحصاری است و نه بیضابطه، بلکه تابع نسبت انسان با همین نور واحد است.
آنچه امروز از آن با عنوان «فضای مجازی» یاد میشود، اگر با دقت عقلی و دینی به آن نگریسته شود، نه مجاز است و نه حاشیهای؛ بلکه بخشی از متنِ زندگی حقیقی انسان معاصر است. آیتالله العظمی جوادی آملی با تکیه بر کلام نورانی امام جواد علیهالسلام، این حقیقت را از سطح تکنولوژی فراتر میبرند و آن را به ساحت عبودیت پیوند میزنند؛ آنجا که امام میفرمایند: «مَنْ أَصْغی إِلی ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ». گوش سپردن، یک کنش خنثی نیست؛ جهت میسازد، انسان میسازد و در نهایت، بندگی میآفریند.
از این منظر، آن لحظهای که صفحه تلفن همراه گشوده میشود، صرفاً آغاز سرگرمی یا اطلاعیابی نیست؛ آغاز نوعی تبعیت است. اگر سخن از لسان حکمت و حق باشد، عبادت خداست و اگر از زبان اغوا و ابتذال جاری شود، همانگونه که امام هشدار میدهند، عبادت شیطان است. تأکید آیتالله جوادی آملی بر این نکته، هشداری اخلاقی صرف نیست؛ بلکه تحلیلی عمیق از سازوکار قدرت در جهان امروز است؛ جهانی که در آن، توجه انسان مهمترین سرمایه و کمیابترین منبع شده است.
در چنین جهانی، اینترنت اگر صرفاً مصرفکننده وقت و توجه باشد، نهتنها ثروتآفرین نیست، بلکه انسانسوز است؛ زیرا سرمایه وجودی انسان را به بهای هیچ، واگذار میکند. اما همان ابزار، همان فضا و همان شبکه، اگر از مدار سرگرمیِ بیثمر خارج شود و به مسیر تولید معنا، مهارت و ارزش افزوده هدایت گردد، میتواند مصداقی از «عبادت آگاهانه» و در عین حال، بنیانگذار اقتصادی سالم و مولد باشد. اینجاست که میتوان از دل بیانات آیتالله جوادی آملی، نقشه راهی برای آینده استخراج کرد؛ نقشهای که در آن، اقتصاد دیجیتال از اخلاق جدا نیست و ثروت، از حکمت گسسته نمیشود.
تبدیل اینترنتِ سرگرمیمحور به اینترنتِ ثروتآفرین، پیش از آنکه یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول معرفتی است؛ تحولی که انسان را از مصرفکننده منفعل به کنشگر مسئول تبدیل میکند. وقتی گوش دادن عبادت است، تولید محتوا نیز مسئولیتآور میشود؛ زیرا هر محتوایی، جهتی به عبادت دیگران میدهد. در این چارچوب، ثروتآفرینی نه بهمعنای انباشت صرف پول، بلکه بهمعنای خلق ارزش پایدار، انتقال دانش نافع و ساخت آیندهای است که هم معیشت را تأمین کند و هم معنا را.
پیام آیتالله العظمی جوادی آملی در این میدان، دعوت به ترک دنیا نیست؛ دعوت به درست دیدن دنیاست. فضایی که اندیشه را جابهجا میکند، فضای حقیقی است و آینده از آنِ کسانی خواهد بود که در این فضای حقیقی، بهجای واگذاری توجه، آن را مدیریت کنند؛ بهجای سرگرم شدن، مسئله حل کنند؛ و بهجای بندگی محتوا، خالق مسیر و ثروت باشند.
✍
🌿🌿🌿🌿
✅ ا
میان خوف و رجا؛ کثرتِ مظاهر انسان کامل
در فصّ بیستم فصوصالحکم، آنجا که محییالدین ابنعربی از حضرت یحیی(ع) سخن میگوید و او را مظهر «جلال الهی» مینامد، افقی مهم از فهم انسان کامل گشوده میشود؛ افقی که معمولاً در خوانشهای رایج مغفول مانده است. سلامی که قرآن بر یحیی و عیسی(ع) میفرستد، صرفا تحیت تاریخی نیست، بلکه نشانه دو نحوه تجلی از حقیقت واحد الهی است: یکی در صورت خوف و هیبت، و دیگری در صورت رحمت و انس.
نقل معروف دیدار حضرت یحیی و حضرت عیسی(ع) دقیقا در همین افق معنا مییابد؛ آنجا که یحیی، خنده عیسی را میبیند و میپرسد: «آیا از مکر و عذاب الهی بیم نداری؟» و عیسی پاسخ میدهد: «و گویا تو از رحمت و فضل الهی مأیوسی؟»
این گفتوگو نه جدال دو پیامبر، بلکه مکاشفه دو اسم الهی است که در آینه دو انسان کامل متجلی شدهاند: اسم جلال و اسم جمال.
خلا فکری بسیاری از متفکران، دقیقا از همینجا آغاز میشود؛ آنجا که در بحث «انسان کامل»، حقیقت را به یک تعیّن خاص فرو میکاهند: گاه در قالب حقیقت محمدیه، گاه علویه، گاه عیسویه؛ و سپس گمان میکنند که با نام بردن از آن حقیقت واحد، تمامی مظاهر آن را نیز درک کردهاند. حال آنکه عرفانِ وجودی، بهویژه در دستگاه ابنعربی، بر کثرت مظاهر در عین وحدت حقیقت تاکید دارد.
اگر حقیقت انسان کامل، حقیقتی جامع و اسمائی است، پس ظهور آن نیز نمیتواند تکساحتی باشد. یحیی(ع) انسان کامل است، نه در حاشیه عیسی(ع)، بلکه در امتداد همان حقیقت. داود(ع) با مظهر خلافت و حکم، سلیمان(ع) با مظهر مُلک و تسخیر، و یحیی(ع) با مظهر زهد، خوف و جلال؛ همگی تجلیات متکثر یک نورند، نه نسخههای ناقص یک اصل.
نادیدهگرفتن این مظاهر، در نهایت به نوعی تقلیل انسان کامل میانجامد؛ تقلیلی که یا او را صرفا «رحمانی» میبیند و از هیبت غفلت میکند، یا صرفا «قاهر» میخواهد و از لطف غافل میماند. حال آنکه توازن حقیقی در نسبت میان خوف و رجا، جلال و جمال، قهر و لطف، فقط در کثرت مظاهر تحقق مییابد، نه در انحصار حقیقت به یک چهره.
از این منظر، خنده عیسی و گریه یحیی، دو راه متقابل نیستند؛ دو زبان متفاوتاند برای گفتن یک حقیقت:
اینکه انسان کامل، نه اسیر یاس از رحمت است و نه غافل از مکر؛ بلکه هر اسم الهی را در جای خود مینشاند و هر تجلی را به رسمیت میشناسد.
شاید مسئله اصلی زمانه ما نیز همین باشد:
ما حقیقت را میخواهیم، اما مظاهرش را انتخابی میپذیریم.
و این، فاصله ما با فهم جامع انسان کامل است