eitaa logo
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
1.1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
814 ویدیو
70 فایل
❤رزمندگان تخریب لشگر ۱۰ سید الشهداء (ع)❤ منتظر نظرات شما هستیم👈👈 @Alvaresin1394
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
33.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 قطعه 24 ردیف 27 🔶 ضد انقلاب با حمله به شهر پاوه این شهر را به تصرف در آورد و حماسه آفرینان پاوه با فرمان امام و با فرماندهی شهیدان در 27 مرداد مصادف با 24 ماه رمضان سال 1358 این شهر را از تصرف ضدانقلاب آزاد نمودند. در چهل و چهارمین سالگرد شهیدان یادشان را گرامی میداریم. @alvaresinchannel
یاد و خاطره دلاورمردی را گرامی میداریم گردان تخریب لشگر10 سیدالشهداء(ع) در فعالیت خود در سال های دفاع مقدس ، 5 نفر از رزمندگان آن به اسارت دشمن بعثی درآمدند. برادر عباس باقری برادر مجید مطیعیان سال 1362 برادر مجید مهرورز برادر جعفر حیدریان برادر حاج عبدالله سمنانی @alvaresinchannel
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 #زائر_این_قبور_غریب_باشیم #سهم_گلزار_شهدای_تهران_از_حماسه_آفرینان_پاوه 26 مرداد ماه 13
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹 🟢بر یاران روایت شاهد عینی: گروه‌های ضد انقلاب وقتی که وارد بیمارستان شدند و بیمارستان را به تصرف درآوردند، مدافعین شهر را در روی تخت یک به یک با فجیع‌ترین وضع ممکن به شهادت رساندند. نیروهای ضد انقلاب این افراد را با به شهادت رساندن با موزاییک به سر آنها می زدند تا آنها شهید شوند! را که برای ساخت و بازسازی بیمارستان در حیاط بیمارستان وجود داشت به می ریختند و با آن آن ها را خفه می کردند، بعضی ها را هم با سلاح هایشان به شهادت رساندند. آنها حاضر نبودند حتی با گلوله به رزمندگان اسلام بزنند! همه رزمندگان را با به شهادت رساندند و پس از پنج - شش روز همچنان جنازه این عزیزان جلوی آفتاب مانده بود. @alvaresinchannel
روایت شهید چمران از شهادت یکی از شهدای روز بیست و پنجم مرداد 1358 در جریان حمله گروهک‌ ضد انقلاب دموکرات به بهداری پاوه و محاصره بهداری شهید فوزیه شیردل است. شهیدی که شهید مصطفی چمران نحوه شهادتش را این گونه روایت می‌کند: دختر پرستاری که پهلویش هدف گلوله دشمن قرار گرفته بود خون لباس سفیدش را گلگون کرده بود، 16 ساعت مانده بود و خون از بدنش می‌رفت و پاسداران هم که کاری از دستشان بر نمی‌آمد گریه می‌کردند... این فرشته بی‌گناه ساعاتی بعد، در میان شیون و ضجه‌ زدن‌ها جان به جان آفرین تسلیم کرد. عده‌ای مجروحان و شهدا از جمله شهید فوزیه شیردل را سوار هلی‌کوپتر می‌کردند، همه چیز آماده شد و هلی‌کوپتر صعود کرد، اما از روی اضطراب رگبار گلوله‌ها خلبان که می‌خواست هرچه زودتر اوج بگیرد، کنترل خود را از دست داد و پروانه هلی کوپتر با تپه جنوبی تصادف کرد و شکست و تعادل خود را از دست داد و درست در کنار انبار مهمات و مواد انفجاری که تازه تخلیه شده بود، محصور شد پره‌‌های شکسته شده همچنان با دیوار عمارت بهداری اصابت می‌کردند و کابین خلبان متلاشی شده بود و جسد نیمه‌جان دو خلبان آن به بیرون آویزان شده بود، مجروحان داخل هلی‌کوپتر همه شهید شده بودند و از همه غم‌انگیزتر جسد همان دختر پرستاری بود که گلوله پهلویش را شکافته و بعد از 16 ساعت خون‌ریزی بدرود حیات گفته بود، پایش در داخل هلی‌کوپتر و بدنش با روپوش سفید خونین از هلی‌کوپتر آویزان شده بود و دست‌های آویزانش بر روی خاک کشیده می‌شد." @alvaresinchannel
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷 🔷 خاطره جذاب و شیرین از زندان بعثیها به روایت جعفر طهماسبی ✅ او میگفت توی اسارت به من میگفتند “قاسم شر خر” من زیر بار زور خواسته های دشمن نمیرفتم و به این خاطر هم خیلی کتک میخوردم. یک روز من رو در حالتی که سینه هام رو به تخت سفت بسته بودند خوابوندند و مزدور بعثی شروع کرد از کف پاهام کابل رو زدن…از کف پا شروع میکرد و تا پشت گردن ادامه میداد و گاهی هم با همه غیضش به سرم میکوبید.. و من هم با هر بار زدن در حالیکه به او میخندیدم میگفتم “آخ”…. و گاهی این آخ ها رو میکشیدم و اون سرباز بعثی محکم تر میزد… تا اینکه عصبانی شد و به زبان عربی گفت: “لا آخ”… و باز شروع کرد به زدن..و من هم با هر ضربه او اینبار من میگفتم “اوخ” و او باز تند تر میزد و دوباره در حالیکه عرق کرده بود باز با عصبانیت گفت:”لا آخ و لا اوخ” و من هم با همه دردی که میکشیدم گفتم “نعم سیدی” و باز زدن شروع شد… اینبار از شدت درد میگفتم: “ایخ”… اینبار سرباز عراقی که کلافه شده بود گفت: “لا آخ و لا اوخ و لا ایخ” و کابل رو به گوشه ای پرت کرد و گفت:”امشی” شهید حاج ابوالقاسم آقایی با کاروان آزادگان در مردادماه ۶۹ ، سر افراز به میهن برگشت و چند ماه بعد از اسارت صدمات ولطمات اسارت خودنمایی کرد. این رزمنده غیور ارتش جمهوری اسلامی در آخرین روز پائیز سال ۹۰ و در روز شهادت سیدالساجدین علیه السلام خرقه تهی کرد و به یاران شهیدش پیوست…عاش سعیدا و مات شهیدا @alvaresinchannel
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یااباعبدالله همیشه اول هرماه افضل الاعمال سلام برسر بالای نیزه ها دادم قسم به زلف پریشان تو روی نیزه هلال دیدم و یاد هلال افتادم زتشنگی ترک افتاده بود بر لب تو کنار راس تو باخنده آب میخوردند به روی صندوق حمل سر تو هرشهری به پیش دیدهء زینب.... میخوردند @alvaresinchannel
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 سردار شهید تخریبچی عملیات عاشورای 3 25 مرداد 1364 @alvaresinchannel
0016363.m4a
5.95M
25 مرداد 64 جانشین گردان تخریب لشگر10 🔴 در آموزش ها به ما آموخته بودند که وقتی معبر لو رفت باید بزنید روایت حاج محمد عدالتی معاون گردان علی اصغر(ع) از معبری که شهید اصغری باز کرد شنیدنی است او روایت میکند: برادر اصغری در حالیکه تیربار دشمن در فاصله سه متری سمت چپ معبر او شلیک میکرد معبری به عرض دو نیم متر باز کرد. نکته جالب روایت او این است که او هم نمیداند که شخصی که خود را روی سیم خاردار انداخت و رزمندگان برای حمله به دشمن از روی او عبور کردند همان تخریبچی بود که معبر زد. @alvaresinchannel