33.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#زیارت_مجازی_شهدای_حماسه_پاوه
#گلزار_شهدای_تهران
قطعه 24 ردیف 27
🔶 ضد انقلاب با حمله به شهر پاوه این شهر را به تصرف در آورد و حماسه آفرینان پاوه با فرمان امام و با فرماندهی شهیدان #چمران #فلاحی #اصغر_وصالی در 27 مرداد مصادف با 24 ماه رمضان سال 1358 این شهر را از تصرف ضدانقلاب آزاد نمودند.
در چهل و چهارمین سالگرد شهیدان #حماسه_پاوه یادشان را گرامی میداریم.
@alvaresinchannel
#26_مرداد_روز_رهایی_از_اسارت
یاد و خاطره دلاورمردی #آزادگان_عزیز را گرامی میداریم
گردان تخریب لشگر10 سیدالشهداء(ع) در فعالیت خود در سال های دفاع مقدس ، 5 نفر از رزمندگان آن به اسارت دشمن بعثی درآمدند.
برادر عباس باقری #عملیات_والفجر_1
برادر مجید مطیعیان #عملیات_شناسایی سال 1362
برادر مجید مهرورز #عملیات_بدر
برادر جعفر حیدریان #عملیات_بدر
برادر حاج عبدالله سمنانی #جزیره_ام_الرصاص
@alvaresinchannel
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 #زائر_این_قبور_غریب_باشیم #سهم_گلزار_شهدای_تهران_از_حماسه_آفرینان_پاوه 26 مرداد ماه 13
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
🟢بر یاران #خمینی_در_پاوه_چه_گذشت
روایت شاهد عینی:
گروههای ضد انقلاب وقتی که وارد بیمارستان شدند و بیمارستان را به تصرف درآوردند، مدافعین شهر را در روی تخت #بیمارستان یک به یک با فجیعترین وضع ممکن به شهادت رساندند. نیروهای ضد انقلاب این افراد را با #موزاییک به شهادت رساندن با موزاییک به سر آنها می زدند تا آنها شهید شوند! #آهکی را که برای ساخت و بازسازی بیمارستان در حیاط بیمارستان وجود داشت به #دهان_رزمندگان می ریختند و با آن #آهک آن ها را خفه می کردند، بعضی ها را هم با #سرنیزه سلاح هایشان به شهادت رساندند. آنها حاضر نبودند حتی با گلوله به رزمندگان اسلام #تیر_خلاص بزنند! همه رزمندگان را با #زجر به شهادت رساندند و پس از پنج - شش روز همچنان جنازه این عزیزان جلوی آفتاب مانده بود.
@alvaresinchannel
روایت شهید چمران از شهادت #شهید_فوزیه_شیردل
یکی از شهدای روز بیست و پنجم مرداد 1358 در جریان حمله گروهک ضد انقلاب دموکرات به بهداری پاوه و محاصره بهداری شهید فوزیه شیردل است. شهیدی که شهید مصطفی چمران نحوه شهادتش را این گونه روایت میکند:
دختر پرستاری که پهلویش هدف گلوله دشمن قرار گرفته بود خون لباس سفیدش را گلگون کرده بود، 16 ساعت مانده بود و خون از بدنش میرفت و پاسداران هم که کاری از دستشان بر نمیآمد گریه میکردند... این فرشته بیگناه ساعاتی بعد، در میان شیون و ضجه زدنها جان به جان آفرین تسلیم کرد.
عدهای مجروحان و شهدا از جمله شهید فوزیه شیردل را سوار هلیکوپتر میکردند، همه چیز آماده شد و هلیکوپتر صعود کرد، اما از روی اضطراب رگبار گلولهها خلبان که میخواست هرچه زودتر اوج بگیرد، کنترل خود را از دست داد و پروانه هلی کوپتر با تپه جنوبی تصادف کرد و شکست و تعادل خود را از دست داد و درست در کنار انبار مهمات و مواد انفجاری که تازه تخلیه شده بود، محصور شد
پرههای شکسته شده همچنان با دیوار عمارت بهداری اصابت میکردند و کابین خلبان متلاشی شده بود و جسد نیمهجان دو خلبان آن به بیرون آویزان شده بود، مجروحان داخل هلیکوپتر همه شهید شده بودند و از همه غمانگیزتر جسد همان دختر پرستاری بود که گلوله پهلویش را شکافته و بعد از 16 ساعت خونریزی بدرود حیات گفته بود، پایش در داخل هلیکوپتر و بدنش با روپوش سفید خونین از هلیکوپتر آویزان شده بود و دستهای آویزانش بر روی خاک کشیده میشد."
@alvaresinchannel
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔷
خاطره جذاب و شیرین #شهید_حاج_ابوالقاسم_آقایی از زندان بعثیها
به روایت جعفر طهماسبی
✅ او میگفت توی اسارت به من میگفتند “قاسم شر خر” من زیر بار زور خواسته های دشمن نمیرفتم و به این خاطر هم خیلی کتک میخوردم. یک روز من رو در حالتی که سینه هام رو به تخت سفت بسته بودند خوابوندند و مزدور بعثی شروع کرد از کف پاهام کابل رو زدن…از کف پا شروع میکرد و تا پشت گردن ادامه میداد و گاهی هم با همه غیضش به سرم میکوبید.. و من هم با هر بار زدن در حالیکه به او میخندیدم میگفتم “آخ”…. و گاهی این آخ ها رو میکشیدم و اون سرباز بعثی محکم تر میزد… تا اینکه عصبانی شد و به زبان عربی گفت: “لا آخ”… و باز شروع کرد به زدن..و من هم با هر ضربه او اینبار من میگفتم “اوخ” و او باز تند تر میزد و دوباره در حالیکه عرق کرده بود باز با عصبانیت گفت:”لا آخ و لا اوخ” و من هم با همه دردی که میکشیدم گفتم “نعم سیدی” و باز زدن شروع شد… اینبار از شدت درد میگفتم: “ایخ”… اینبار سرباز عراقی که کلافه شده بود گفت: “لا آخ و لا اوخ و لا ایخ” و کابل رو به گوشه ای پرت کرد و گفت:”امشی”
شهید حاج ابوالقاسم آقایی با کاروان آزادگان در مردادماه ۶۹ ، سر افراز به میهن برگشت و چند ماه بعد از اسارت صدمات ولطمات اسارت خودنمایی کرد. این رزمنده غیور ارتش جمهوری اسلامی در آخرین روز پائیز سال ۹۰ و در روز شهادت سیدالساجدین علیه السلام خرقه تهی کرد و به یاران شهیدش پیوست…عاش سعیدا و مات شهیدا
@alvaresinchannel
یااباعبدالله
همیشه اول هرماه افضل الاعمال
سلام برسر بالای نیزه ها دادم
قسم به زلف پریشان تو روی نیزه
هلال دیدم و یاد هلال افتادم
زتشنگی ترک افتاده بود بر لب تو
کنار راس تو باخنده آب میخوردند
به روی صندوق حمل سر تو هرشهری
به پیش دیدهء زینب.... میخوردند
#قاسم_نعمتى
@alvaresinchannel
هدایت شده از الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#حکایت_روی_سیم_خاردار_خوابیدن
سردار شهید تخریبچی
#شهید_حاج_قاسم_اصغری
عملیات عاشورای 3
25 مرداد 1364
@alvaresinchannel
0016363.m4a
5.95M
#معبری_که_در_سه_متری_تیربار_دوشکا_باز_شد
#عملیات_عاشورای_3
25 مرداد 64 #منطقع_عمومی_فکه
#سردار_تخریبچی_شهید_حاج_قاسم_اصغری
جانشین گردان تخریب لشگر10
🔴 در آموزش ها به ما آموخته بودند که وقتی معبر لو رفت باید #معبر_تعجیلی بزنید
روایت حاج محمد عدالتی معاون گردان علی اصغر(ع) از معبری که شهید اصغری باز کرد شنیدنی است
او روایت میکند:
برادر اصغری در حالیکه تیربار دشمن در فاصله سه متری سمت چپ معبر او شلیک میکرد معبری به عرض دو نیم متر باز کرد.
نکته جالب روایت او این است که او هم نمیداند که شخصی که خود را روی سیم خاردار انداخت و رزمندگان برای حمله به دشمن از روی او عبور کردند همان تخریبچی بود که معبر زد.
@alvaresinchannel