eitaa logo
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
73 دنبال‌کننده
36 عکس
10 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ نیلو:روزاول دانشگام بودخیلی ذوق داشتم برم آخه رشته موردعلاقموتوی دانشگاهی که میخواستم قبول شدم اول رفتم خوابگاه بگیرم اونجا بامهگل دوست شدم اونم مثل من رشتش مهندسی کامپیوتربود توی یک خوابگاه بودیم باهم واردکلاس شدیم واونجا باچندنفردیگه یعنی علی.سارا.پارسا.سهراب دوست شدیم علی:موافقید که بابچه های ترم های بالا تردوست شیم؟ همه موافق بودیم خلاصه باچندنفردوست شدیم کلی تفریح میکردیم جنگل،کوه.....می رفتیم همینجوری خوشگذرونی میکردیم که یک پسره به نام حامی وارد دانشگاه شد ترمش ازمابالاتر بود هم ترم دوستامون نمیدونم چیشد که اوناباماقطع رابطه کردن........ ادامه داستان درچنل https://eitaa.com/amagdarya
🌊‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ دختری به نام نیلو که دردانشگاه درس میخونه کلی دوست پیدامیکنه وبه یه تورمیرن که اونجا...... برای ادامه داستان چنلمون عضوشین🍓🌊🩵 https://eitaa.com/amagdarya