eitaa logo
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
73 دنبال‌کننده
36 عکس
10 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ نیلو:روزاول دانشگام بودخیلی ذوق داشتم برم آخه رشته موردعلاقموتوی دانشگاهی که میخواستم قبول شدم اول رفتم خوابگاه بگیرم اونجا بامهگل دوست شدم اونم مثل من رشتش مهندسی کامپیوتربود توی یک خوابگاه بودیم باهم واردکلاس شدیم واونجا باچندنفردیگه یعنی علی.سارا.پارسا.سهراب دوست شدیم علی:موافقید که بابچه های ترم های بالا تردوست شیم؟ همه موافق بودیم خلاصه باچندنفردوست شدیم کلی تفریح میکردیم جنگل،کوه.....می رفتیم همینجوری خوشگذرونی میکردیم که یک پسره به نام حامی وارد دانشگاه شد ترمش ازمابالاتر بود هم ترم دوستامون نمیدونم چیشد که اوناباماقطع رابطه کردن........ ادامه داستان درچنل https://eitaa.com/amagdarya
🌊‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ دختری به نام نیلو که دردانشگاه درس میخونه کلی دوست پیدامیکنه وبه یه تورمیرن که اونجا...... برای ادامه داستان چنلمون عضوشین🍓🌊🩵 https://eitaa.com/amagdarya
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ #part19 حامی هم اسلحه داشت سریع اسلحه شودرآو
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ نیلوازاتاق آرش اومدبیرون حامی:حالا خیالت راحت شددیدیش نیلو:آره واقعاانگارکل دنیاروبهم دادن حامی:خب خوبه حالا بیابریم خونه استراحت کن نیلو:نه اگه آرش پاشه من نباشم ناراحت بشه حامی:باشه پس منم پیشت میمونم نیلو:ررررراستی توهم بروآرش الان داشت ازتوسوال میکردچی بهش گفتی؟ حامی:عهه جدی بهش گفتم که یکی ازدوستاتم نیلو:اوه خیلی بدشدکه اصلا نبایدبفهمه منوتوتوی رابطه ایمم هااااااا حامی:اون که اوکیهه پس خدافظ نیلو:مراقب خودت باش _____حامی___________ ازبیمارستان رفتم بیرون سوارماشین شدم که راه بیوفتم یهودلشوره گرفتم کلی فکراومدتوسرم که نکنه سهراب عوضی بیادبیمارستان بلایی سرنیلو و داداشش بیاره سریع رفتم داخل بیمارستان دیدم نیلونیست رفتم ازپرستاربپرسم حامی:خانم پرستارنیلوکجاست پرستار:نیلوکیه؟؟ حامی:ببخشیدخواهرآقای رضایی کجاهستن پرستار:آهاندیدمشون حامی:یعنی چی ندیدمشون یعنی این بیمارستان انقدرآشغاله که کنترل به کسایی که اینجاهستن ندارین(داد) پرستار:صداتوبیارپایین آقامحترم حامی:نیارم پایین میخوای چکارکنی پرستار:حراست بیاین این آقاروازاینجابیرون کنید حامی:من تانیلوپیدانشه ازاین جاتکون نمیخورمم حراست:آقامیگم برین بیرونننن....