✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧ #part16 میخواست دست به م....مه هام بزنه که خود
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part17
سهراب یکی زد توگوشم
نیلو:مرتیکه خجالت بکش عوضی توانقدر آشغالی که نمیفهمی بایه خانم اینشکلی نمیکننن
سهراب:من هرکاری دلم بخوادمیکنم به توهم ربطی نداره
نیلو:این ازعوضی بودنته
ایندفعه محکم ترزدتوگوشم
سهراب:یک باردیگه زربزنی به خدمتت میرسم به وقتش واسه اون حامی لاشی هم دارم
نیلو:درست حرف بزن عوضیییییی
سهراب:هی شمادوتاتامیتونین کتکش بزنین
تلفن سهراب زنگ خورد
مثل اینکه یه شماره بهش زنگ زده بودبامکالمه ایی که کردفهمیدم یکی ازدوستای آرش هستش
سهراب:ولش کنید
نیلو:خنک شدی
سهراب:نمیدونستم داداشت انقدردوستای فداکارداره که حاضرن دومیلیارد بدن
نیلو:دومیلیاردددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟😳
سهراب:چیه تعجب کردی البته عجیبه دیگه فکرنمیکردی داداشت همچین پولی بخواد
نیلو:تعجبم اینکه چرا ازتوکثافت پول قرض کرده
سهراب:حرف دهنتوبفهم بدون با کی داری حرف میزنی
رفتتتتتت
نیلو:یعنی حامی که انقدرمیگفت منودوست داره چطورتاالان پیگیرم نبوده
ازاون دوردیدم سهراب داره میاد
سهراب:خیلی دیرکرددیگه بایدحسابتو برسم
اومدجلو....
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧ #part17 سهراب یکی زد توگوشم نیلو:مرتیکه خجال
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part18
اومدجلو داشت دست به بدنم میزد
نیلو:ولم کن عوضی هول
سهراب:نشددیگه این دیگه به اون دوست داداشت مربوطه که زدزیرقولش
نیلو:نکن عوضیییی
لباسای تنمو پاره کرد
من فقط جیغ میزدم یه بغل محکم منوکرد
که یکی ازاون آدماش ازبیرون دادزدوگفت آقا مثل اینکه این مرتیکه دوست آرش اومد
سهراب:عی بابا تازه داشتیم حال میکردیم الان چه وقته اومدنه
بگوبیادتو
نیلو:خیلی عوضی حالا که بامن این کاروکردی حداقل ازپول کم کن(گریه)
سهراب:بروخداتوشکرکن کاردیگه باهات نکردم فقط لباساتوپاره کردمو بغلت کردم خدااونورسوندواست
نیلو:گریه
بلاخره دوست آرش اومد دیدم حامی هستش خود سهرابم تعجب کرده بود
سهراب:تواینجاچه غلطی میکنی مرتیکه
حامی:زرمفت نزن اومدم پولتو بدم بعدهرییییی
سهراب:این نیلو گوهوکه ازم گرفتی البته خوب شد شناختمش بعدم الان میخوای جفتشونوبگیری الان وقتشه انتقامموازت بگیرم
نیلو:حامی توروخدابرو ایناخیلی وحشین
حامی:من ازایناوحشی ترم
سهراب اسلحه دراورد
سهراب:ازجات تکون بخوری زدمش
حامی:باشه باشه نزنش توفقط اسلحه روازاون دورکن
سهراب:به توربطی نداره هوی شمادوتابگیرینش
حامی....
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part19
حامی هم اسلحه داشت سریع اسلحه شودرآوردوزدبه دستی که سهراب تفنگ داره
تفنگ ازدستش افتاد حامی سریع دویدسمت نیلو ودستشوبازکرد
حامی:نیلوفرارکننننننن
نیلو:حامی پس توچی
حامی:نیلوسریع بهت میگم بروتوماشین بشین(داد)
نیلو:باشهههه(گریه)
حامی اسلحه سهراب روبرداشت وبه آدمای سهراب شلیک کردپولوگذاشت وسریع رفت سمت ماشین وبانیلورفتن
نیلو:حامی حالت خوبه؟؟
حامی:آره عزیزم توخوبی هیچیت نشد
نیلو:فقط اگه یکم دیگه دیرترمیومدی اون سهراب عوضی نزدیک بودبهم تج.....وز کنه
حامی:من فکرکردم انقدرکشیدنت لباسات پاره شده کاریت که نکردمرتیکه عوضی(داد)
نیلو:فقط بغلم کردکه تورسیدی
حامی:حقش بودتیرومیزدم به مغزش
نیلو:حالا دیگه ولش کن آرش کجاست منو ببرجای آرش
حامی:راستش آرش ازشدت کتک رفته بیمارستان الانم بستریه چندروزدیگه مرخص میشه
نیلو:واییییی توروخداحامی بریم بیمارستان طفلی داداشم الهی بگردمش توروخدابریم بیمارستان
حامی:عزیزدلم الان نمیشه فداتشم بزاربریم خونه استراحت کنیم بعدمیریم پیش داداشت
نیلو:حامی جون من مرگ من بریم آخ حامیم بریم دارم میمیرم ازدل شوره بخداخودمومیکشم من استراحت نمیخواممم(داد)
حامی:باشه عشقم حرص نخورنفسم الان میریم بیمارستان
رسیدیم بیمارستان
نیلو:اتاق آرش کجاست بدو بگوکجاست
حامی:طبقه بالا اتاق ۳۰۶
نیلوسریع دویدسمت اتاق
پرستار:خانم کجامیری
نیلو:داداشمه بزاربرم توببینمش
پرستار:نمیشه ایشون هنوزهشیاری کامل ندارن
نیلو:بخدامنوببینه حالش خوب میشه
که آرش ازتواتاق دادزد
پرستار توروخدابزاربیادتو
پرستار:خیلی خب ولی مسئولیتش باشما
نیلو:الهی دورت بگردم چیشدی قشنگم بهترشی
آرش:ننننننه ففففففداتتتتششششممممم تتتتتتتوووووو خخخخخخووووووببببببیییییی
نیلو:آره من خیلی خوبم توروهم دیدم بهترشدم من میرم بیرون توفقط استراحت کن گلم اصلا حرص نخور
آرش:ننننننیییییییلوووووووو
نیلو:جون دلم؟
آرش:ااااییییییینننننن پپپپپپپپسسسسسسسررررررهههههههه ککککککیییییی بوووووووددددد
نیلو:داداشی تواستراحت کن بعداباهم صحبت میکنیم
آرش:بببببااااااششششهههه
نیلواومدبیرون.....