eitaa logo
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
73 دنبال‌کننده
36 عکس
10 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ رفتم سربه ویلا بزنم که دیدم همون دوست آرش داره بدوبدو به سمت ماشین میره سریع خودمو رسوندم جاش حامی:چیشده؟؟ دوست آرش:مثل اینکه آرش بیمارستانه حامی:یاخدامگه چه اتفاقی افتاده دوست آرش:نمیدونم حامی:بدوسریع بریم جاشون سریع رفتیم بیمارستان دیدم آرش کاملا زخمیه وتازه ازاتاق عمل اومده بیرون خبری ازنیلو نبود رفتم پیش پرستار حامی:پس خواهرآقای رضایی کجاهستن؟ پرستار:اصلاایشون خواهرشون همراهشون نبودن دوتاآقااینجاآوردنش که چند دقیقه ای میشه رفتن خیلی نگرانش بودم فقط بایدصبرمیکردم آرش بهوش بیاد یک ساعت ..... دوساعت..... سه ساعت..... بلاخره بهوش اومد میخواستم برم تو پرستار:کجاآقای محترم حامی:دارم میرم ببینمش پرستار:فعلا شمانمیتونین ایشونوببینین بفرماییدیک ساعت دیگه میتونین بیاین تاهوشیاری کامل پیدا کنن حامی:یعنی هیچ راهی نداره یه کارواجب باهاش دارم مسئله مرگ وزندگیه خیلی مهمه پرستار:نمیشه آقاایشون هنوز کامل هوشیارنیستن حامی: پرستارو هول دادم کنارو سریع وارد اتاق شدم آرش آرش نیلو کجاست چه بلایی سرت اومده پرستار:آقاچکارمیکنی الان زنگ میزنم حراست بیاد آرش:نیلو نیلو آقا نیلو خواهرم(زیرلب) حامی:به هرکی میخوای زنگ بزن مگه نمیبینی مسئله ناموسیه آرش:تتتو خووواهر ممممنو مییشناسی حامی:معلومه که میشناسم دوستشم توروخدابگوکجاست آرش:تتتتتوروخددددا اگگگگه پپپپپول ددداریی قرررضیییی ببده کککه اوووناااا فردااااا اگههههه پوووووولشوووو ندممممم نییییلووو روووو مییییککشننن حامی:چی میگی کیا هدچقدرباشه میدم چقدرهستش آرش:۲میلیاردددبرووو تتتوگوووشیییم سسسرچچچچ کنننن آقاااای خلیلیییی حامی:وایی چه همه ولی عیب نداره فامیلش واسم آشنابودولی هرچی فکرمیکردم چیزی به ذهنم نمیرسید زنگ زدم.....
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ زنگ زدم یه یارو خلیلی:الو چیه دلت واسه خواهرت سوخته آخی عاقبت پول ندادنته صدای جیغ نیلو میشنوی تازه این اولشه بعداگه تافردا پولوندی بگاش میدیم حامی: صداش آشنابود چی میگی مرتیکه کاری بهش نداشته باش پولتوتاآخرش میدم نیلو روول کن حرو....زاده خلیلی:توکدوم خری هستی حامی:چون برام آشنابود هم صداش هم فامیلش اسممونگفتم من یکی ازدوستای آرش هستم میخوام تاآخرپول آرشوبدم خلیلی:عههه آرش دوست پول داشته بعدازماپول قرض گرفته ههههه حامی:دیگه زرمفت نزن پولوتوبگیربرو ردکارت خلیلی:باشه پس بیا به آدرسی که بهت پیامک میکنم وقطع کرد حامی:آرش تونمیخواد نگران هیچی باشی فقط استراحت کن تا نیلو بیاد آرش:چطوری میتونم نگران نباشم مثل اینکه خواهرمه حامی:ببین تواستراحت کن قول بهت میدم خواهرتو سالم بیارم برات آرش:باشه حامی:سریع دوییدم سمت ماشین وحرکت کردم _____نیلو____________ شب خیلی بدی بود یهو منو ازکنارآرش بلند کردن وگذاشتنم توماشین یه چیزی سیاه روی سرم کشیدن ودهنموبستن واسلحه گذاشته بودن بالا سرم بیشترنگران آرش بودم آخه خیلی بد کتکش زدن دستموازپشت بسته بودن پاهمم بسته بودن دست یکی روروی بدنم حس میکردم میخواست به م...مه هام دست بزنه که خودمو کشوندم اونور.....
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ میخواست دست به م....مه هام بزنه که خودمو کشوندم اونور یاروقلدره:هوی همچین میزنمت که صداسگ بدی نزاشتم کاری کنه منو زد یاروقلدره:برسیم به اونجا بفهمم به آقاچیزی گفتی پدرتودرمیارم عوضی بلاخره رسیدیم منوبه یه ستون بستن اون چیزسیاهو ازسرم کشیدن به سختی میتونستم جایی روببینم همه جاروتارمیدیدم یه صندلی گذاشته بودن جلوم یه چندنفر هم کنارم وایستاده بودن دهنموبسته بودن نمیتونستم صحبت کنم ازاون دورداشت یک نفرمیومد اومد جلو دیدم که سهرابه برگام ریخت بانفرت بهش نگاه میکردم میدونستم کینه داره پول بهانه هست سهراب(خلیلی):به به نیلو خانم خوش میگذره پس بگو چراروزتور اون رفتاروکردی مثل اینکه توژنتون هستش ایسگا کردنو حرو....زادگی دهنشوبازکنین ببینم چی میخوادبگه بنال ببینم نیلو:نمیدونستم انقدرکینه ایی که بخواطر یه حرفی که اصلا جدی نبود اینطوررفتارکنی بااین کاری که توالان کردی فکرمیکنم پول بهانست سهراب:پول که بهانه نیست اتفاقامن اصلا نمیدونستم توخواهراون بیشرف عوضی هستی حالا که فهمیدم بیشترخوشحال شدم هرچی حرص دارم سرت خالی میکنم نیلو:درست صحبت کن راجب داداشم ادب داشته باش مشخصه ازکوچه خیابون جمع کردنت که انقدرعوقده ایی هستی سهراب:خفه شوآشغال یکی زدتوگوشم.....
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ #part16 میخواست دست به م....مه هام بزنه که خود
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ سهراب یکی زد توگوشم نیلو:مرتیکه خجالت بکش عوضی توانقدر آشغالی که نمیفهمی بایه خانم اینشکلی نمیکننن سهراب:من هرکاری دلم بخوادمیکنم به توهم ربطی نداره نیلو:این ازعوضی بودنته ایندفعه محکم ترزدتوگوشم سهراب:یک باردیگه زربزنی به خدمتت میرسم به وقتش واسه اون حامی لاشی هم دارم نیلو:درست حرف بزن عوضیییییی سهراب:هی شمادوتاتامیتونین کتکش بزنین تلفن سهراب زنگ خورد مثل اینکه یه شماره بهش زنگ زده بودبامکالمه ایی که کردفهمیدم یکی ازدوستای آرش هستش سهراب:ولش کنید نیلو:خنک شدی سهراب:نمیدونستم داداشت انقدردوستای فداکارداره که حاضرن دومیلیارد بدن نیلو:دومیلیاردددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟😳 سهراب:چیه تعجب کردی البته عجیبه دیگه فکرنمیکردی داداشت همچین پولی بخواد نیلو:تعجبم اینکه چرا ازتوکثافت پول قرض کرده سهراب:حرف دهنتوبفهم بدون با کی داری حرف میزنی رفتتتتتت نیلو:یعنی حامی که انقدرمیگفت منودوست داره چطورتاالان پیگیرم نبوده ازاون دوردیدم سهراب داره میاد سهراب:خیلی دیرکرددیگه بایدحسابتو برسم اومدجلو....
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ #part17 سهراب یکی زد توگوشم نیلو:مرتیکه خجال
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ اومدجلو داشت دست به بدنم میزد نیلو:ولم کن عوضی هول سهراب:نشددیگه این دیگه به اون دوست داداشت مربوطه که زدزیرقولش نیلو:نکن عوضیییی لباسای تنمو پاره کرد من فقط جیغ میزدم یه بغل محکم منوکرد که یکی ازاون آدماش ازبیرون دادزدوگفت آقا مثل اینکه این مرتیکه دوست آرش اومد سهراب:عی بابا تازه داشتیم حال میکردیم الان چه وقته اومدنه بگوبیادتو نیلو:خیلی عوضی حالا که بامن این کاروکردی حداقل ازپول کم کن(گریه) سهراب:بروخداتوشکرکن کاردیگه باهات نکردم فقط لباساتوپاره کردمو بغلت کردم خدااونورسوندواست نیلو:گریه بلاخره دوست آرش اومد دیدم حامی هستش خود سهرابم تعجب کرده بود سهراب:تواینجاچه غلطی میکنی مرتیکه حامی:زرمفت نزن اومدم پولتو بدم بعدهرییییی سهراب:این نیلو گوهوکه ازم گرفتی البته خوب شد شناختمش بعدم الان میخوای جفتشونوبگیری الان وقتشه انتقامموازت بگیرم نیلو:حامی توروخدابرو ایناخیلی وحشین حامی:من ازایناوحشی ترم سهراب اسلحه دراورد سهراب:ازجات تکون بخوری زدمش حامی:باشه باشه نزنش توفقط اسلحه روازاون دورکن سهراب:به توربطی نداره هوی شمادوتابگیرینش حامی....
‌✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ‌ دَریــــــــا๛✧ حامی هم اسلحه داشت سریع اسلحه شودرآوردوزدبه دستی که سهراب تفنگ داره تفنگ ازدستش افتاد حامی سریع دویدسمت نیلو ودستشوبازکرد حامی:نیلوفرارکننننننن نیلو:حامی پس توچی حامی:نیلوسریع بهت میگم بروتوماشین بشین(داد) نیلو:باشهههه(گریه) حامی اسلحه سهراب روبرداشت وبه آدمای سهراب شلیک کردپولوگذاشت وسریع رفت سمت ماشین وبانیلورفتن نیلو:حامی حالت خوبه؟؟ حامی:آره عزیزم توخوبی هیچیت نشد نیلو:فقط اگه یکم دیگه دیرترمیومدی اون سهراب عوضی نزدیک بودبهم تج.....وز کنه حامی:من فکرکردم انقدرکشیدنت لباسات پاره شده کاریت که نکردمرتیکه عوضی(داد) نیلو:فقط بغلم کردکه تورسیدی حامی:حقش بودتیرومیزدم به مغزش نیلو:حالا دیگه ولش کن آرش کجاست منو ببرجای آرش حامی:راستش آرش ازشدت کتک رفته بیمارستان الانم بستریه چندروزدیگه مرخص میشه نیلو:واییییی توروخداحامی بریم بیمارستان طفلی داداشم الهی بگردمش توروخدابریم بیمارستان حامی:عزیزدلم الان نمیشه فداتشم بزاربریم خونه استراحت کنیم بعدمیریم پیش داداشت نیلو:حامی جون من مرگ من بریم آخ حامیم بریم دارم میمیرم ازدل شوره بخداخودمومیکشم من استراحت نمیخواممم(داد) حامی:باشه عشقم حرص نخورنفسم الان میریم بیمارستان رسیدیم بیمارستان نیلو:اتاق آرش کجاست بدو بگوکجاست حامی:طبقه بالا اتاق ۳۰۶ نیلوسریع دویدسمت اتاق پرستار:خانم کجامیری نیلو:داداشمه بزاربرم توببینمش پرستار:نمیشه ایشون هنوزهشیاری کامل ندارن نیلو:بخدامنوببینه حالش خوب میشه که آرش ازتواتاق دادزد پرستار توروخدابزاربیادتو پرستار:خیلی خب ولی مسئولیتش باشما نیلو:الهی دورت بگردم چیشدی قشنگم بهترشی آرش:ننننننه ففففففداتتتتششششممممم تتتتتتتوووووو خخخخخخووووووببببببیییییی نیلو:آره من خیلی خوبم توروهم دیدم بهترشدم من میرم بیرون توفقط استراحت کن گلم اصلا حرص نخور آرش:ننننننیییییییلوووووووو نیلو:جون دلم؟ آرش:ااااییییییینننننن پپپپپپپپسسسسسسسررررررهههههههه ککککککیییییی بوووووووددددد نیلو:داداشی تواستراحت کن بعداباهم صحبت میکنیم آرش:بببببااااااششششهههه نیلواومدبیرون.....