✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part16
میخواست دست به م....مه هام بزنه که خودمو کشوندم اونور
یاروقلدره:هوی همچین میزنمت که صداسگ بدی
نزاشتم کاری کنه منو زد
یاروقلدره:برسیم به اونجا بفهمم به آقاچیزی گفتی پدرتودرمیارم عوضی
بلاخره رسیدیم منوبه یه ستون بستن اون چیزسیاهو ازسرم کشیدن به سختی میتونستم جایی روببینم همه جاروتارمیدیدم یه صندلی گذاشته بودن جلوم یه چندنفر هم کنارم وایستاده بودن دهنموبسته بودن نمیتونستم صحبت کنم ازاون دورداشت یک نفرمیومد اومد جلو دیدم که سهرابه برگام ریخت بانفرت بهش نگاه میکردم میدونستم کینه داره پول بهانه هست
سهراب(خلیلی):به به نیلو خانم خوش میگذره پس بگو چراروزتور اون رفتاروکردی مثل اینکه توژنتون هستش ایسگا کردنو حرو....زادگی
دهنشوبازکنین ببینم چی میخوادبگه بنال ببینم
نیلو:نمیدونستم انقدرکینه ایی که بخواطر یه حرفی که اصلا جدی نبود اینطوررفتارکنی بااین کاری که توالان کردی فکرمیکنم پول بهانست
سهراب:پول که بهانه نیست اتفاقامن اصلا نمیدونستم توخواهراون بیشرف عوضی هستی حالا که فهمیدم بیشترخوشحال شدم هرچی حرص دارم سرت خالی میکنم
نیلو:درست صحبت کن راجب داداشم ادب داشته باش مشخصه ازکوچه خیابون جمع کردنت که انقدرعوقده ایی هستی
سهراب:خفه شوآشغال
یکی زدتوگوشم.....
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧ #part16 میخواست دست به م....مه هام بزنه که خود
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part17
سهراب یکی زد توگوشم
نیلو:مرتیکه خجالت بکش عوضی توانقدر آشغالی که نمیفهمی بایه خانم اینشکلی نمیکننن
سهراب:من هرکاری دلم بخوادمیکنم به توهم ربطی نداره
نیلو:این ازعوضی بودنته
ایندفعه محکم ترزدتوگوشم
سهراب:یک باردیگه زربزنی به خدمتت میرسم به وقتش واسه اون حامی لاشی هم دارم
نیلو:درست حرف بزن عوضیییییی
سهراب:هی شمادوتاتامیتونین کتکش بزنین
تلفن سهراب زنگ خورد
مثل اینکه یه شماره بهش زنگ زده بودبامکالمه ایی که کردفهمیدم یکی ازدوستای آرش هستش
سهراب:ولش کنید
نیلو:خنک شدی
سهراب:نمیدونستم داداشت انقدردوستای فداکارداره که حاضرن دومیلیارد بدن
نیلو:دومیلیاردددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟😳
سهراب:چیه تعجب کردی البته عجیبه دیگه فکرنمیکردی داداشت همچین پولی بخواد
نیلو:تعجبم اینکه چرا ازتوکثافت پول قرض کرده
سهراب:حرف دهنتوبفهم بدون با کی داری حرف میزنی
رفتتتتتت
نیلو:یعنی حامی که انقدرمیگفت منودوست داره چطورتاالان پیگیرم نبوده
ازاون دوردیدم سهراب داره میاد
سهراب:خیلی دیرکرددیگه بایدحسابتو برسم
اومدجلو....
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧ #part17 سهراب یکی زد توگوشم نیلو:مرتیکه خجال
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part18
اومدجلو داشت دست به بدنم میزد
نیلو:ولم کن عوضی هول
سهراب:نشددیگه این دیگه به اون دوست داداشت مربوطه که زدزیرقولش
نیلو:نکن عوضیییی
لباسای تنمو پاره کرد
من فقط جیغ میزدم یه بغل محکم منوکرد
که یکی ازاون آدماش ازبیرون دادزدوگفت آقا مثل اینکه این مرتیکه دوست آرش اومد
سهراب:عی بابا تازه داشتیم حال میکردیم الان چه وقته اومدنه
بگوبیادتو
نیلو:خیلی عوضی حالا که بامن این کاروکردی حداقل ازپول کم کن(گریه)
سهراب:بروخداتوشکرکن کاردیگه باهات نکردم فقط لباساتوپاره کردمو بغلت کردم خدااونورسوندواست
نیلو:گریه
بلاخره دوست آرش اومد دیدم حامی هستش خود سهرابم تعجب کرده بود
سهراب:تواینجاچه غلطی میکنی مرتیکه
حامی:زرمفت نزن اومدم پولتو بدم بعدهرییییی
سهراب:این نیلو گوهوکه ازم گرفتی البته خوب شد شناختمش بعدم الان میخوای جفتشونوبگیری الان وقتشه انتقامموازت بگیرم
نیلو:حامی توروخدابرو ایناخیلی وحشین
حامی:من ازایناوحشی ترم
سهراب اسلحه دراورد
سهراب:ازجات تکون بخوری زدمش
حامی:باشه باشه نزنش توفقط اسلحه روازاون دورکن
سهراب:به توربطی نداره هوی شمادوتابگیرینش
حامی....
✧๛اَ؏مـــــــــــــــــــــــــاقِ دَریــــــــا๛✧
#part19
حامی هم اسلحه داشت سریع اسلحه شودرآوردوزدبه دستی که سهراب تفنگ داره
تفنگ ازدستش افتاد حامی سریع دویدسمت نیلو ودستشوبازکرد
حامی:نیلوفرارکننننننن
نیلو:حامی پس توچی
حامی:نیلوسریع بهت میگم بروتوماشین بشین(داد)
نیلو:باشهههه(گریه)
حامی اسلحه سهراب روبرداشت وبه آدمای سهراب شلیک کردپولوگذاشت وسریع رفت سمت ماشین وبانیلورفتن
نیلو:حامی حالت خوبه؟؟
حامی:آره عزیزم توخوبی هیچیت نشد
نیلو:فقط اگه یکم دیگه دیرترمیومدی اون سهراب عوضی نزدیک بودبهم تج.....وز کنه
حامی:من فکرکردم انقدرکشیدنت لباسات پاره شده کاریت که نکردمرتیکه عوضی(داد)
نیلو:فقط بغلم کردکه تورسیدی
حامی:حقش بودتیرومیزدم به مغزش
نیلو:حالا دیگه ولش کن آرش کجاست منو ببرجای آرش
حامی:راستش آرش ازشدت کتک رفته بیمارستان الانم بستریه چندروزدیگه مرخص میشه
نیلو:واییییی توروخداحامی بریم بیمارستان طفلی داداشم الهی بگردمش توروخدابریم بیمارستان
حامی:عزیزدلم الان نمیشه فداتشم بزاربریم خونه استراحت کنیم بعدمیریم پیش داداشت
نیلو:حامی جون من مرگ من بریم آخ حامیم بریم دارم میمیرم ازدل شوره بخداخودمومیکشم من استراحت نمیخواممم(داد)
حامی:باشه عشقم حرص نخورنفسم الان میریم بیمارستان
رسیدیم بیمارستان
نیلو:اتاق آرش کجاست بدو بگوکجاست
حامی:طبقه بالا اتاق ۳۰۶
نیلوسریع دویدسمت اتاق
پرستار:خانم کجامیری
نیلو:داداشمه بزاربرم توببینمش
پرستار:نمیشه ایشون هنوزهشیاری کامل ندارن
نیلو:بخدامنوببینه حالش خوب میشه
که آرش ازتواتاق دادزد
پرستار توروخدابزاربیادتو
پرستار:خیلی خب ولی مسئولیتش باشما
نیلو:الهی دورت بگردم چیشدی قشنگم بهترشی
آرش:ننننننه ففففففداتتتتششششممممم تتتتتتتوووووو خخخخخخووووووببببببیییییی
نیلو:آره من خیلی خوبم توروهم دیدم بهترشدم من میرم بیرون توفقط استراحت کن گلم اصلا حرص نخور
آرش:ننننننیییییییلوووووووو
نیلو:جون دلم؟
آرش:ااااییییییینننننن پپپپپپپپسسسسسسسررررررهههههههه ککککککیییییی بوووووووددددد
نیلو:داداشی تواستراحت کن بعداباهم صحبت میکنیم
آرش:بببببااااااششششهههه
نیلواومدبیرون.....