🌷 شعر کودکانه هفته وحدت 🌷
🕌 هفته وحدته ، هفته وحدته
🕌 میلاد نور و عشق و ، میلاد رحمته
🕌 هفته وحدته محمد آمده
🕌 همراه او قرآن ، نور هدایته
پیام او مهر و محبته
🕌 پیام داده که آدما
🕌 همه بیاین سمت خدا
🕌 به نام او به یاد او
🕌 دلاتونو بدین صفا
🕌 اونو فراموش نکنید
🕌 فقط به یاد او باشید
🕌 به هم محبت بکنید
🕌 خوشرو و مهربون باشید
شاعر : مهری طهماسبی دهکردی
منبع : سایت خیمه معرفت
@amoomolla
#داستان_تخیلی_معمایی_هیجانی_ماجراجویی_کودکانه
🌷 ماجراهای نوّاب قسمت ۴۱ 🌷
🇮🇷 نواب و دوستانش ،
🇮🇷 پس از استراحت ، به مسجد رفتند .
🇮🇷 نواب ، بعد از نماز مغرب و عشا ، بلند شد
🇮🇷 و از امام جماعت ، اجازه سخنرانی گرفت .
🇮🇷 سپس روبروی جماعت ایستاد و گفت :
🌸 مردم پاک ایران ،
🌸 تا کی باید ،
🌸 در برابر ظلم و فساد های شاهنشاه ،
🌸 سکوت کنیم ؟!
🌸 تا کی ده برابر مالیات بدهیم ؟!
🌸 تا کی ببینیم دختران ما ، به زور ،
🌸 به دربار شاهنشاه ، فرستاده می شوند
🌸 و ما بزدلانه سکوت کنیم ؟!
🌸 تا کی نسبت به بخشیدن شهرها به استعمار ،
🌸 و دادن استان های ما به بیکانگان ، سکوت کنیم ؟!
🌸 تا کی سربازان آمریکایی ،
🌸 به مال و ناموس و زمین ما ، تجاوز کنند
🌸 و ما فقط سکوت پیشه کنیم ؟؟
🌸 در دین ما آمده که هرگونه سلطه کافران ،
👈 بر مسلمانان جایز نیست .
🌸 و امروز ، کافرانی مثل آمریکا و انگلیس ،
🌸 بر ما مسلمانان ، مسلط شدند .
🌸 و می بینیم که سگ آنان ،
🌸 احترامش از ما مسلمانان سنی و شیعه ،
🌸 متاسفانه بیشتر است .
🌸 مردم غیور ایران !
🌸 به حکم دین و عزت و غیرت ،
🌸 امروز مبارزه با شاهنشاه ، واجب است
🌸 پس هر کس که قدرت مبارزه دارد ، بسم الله
🌸 و آنکه نمی تواند ، ما را با پول و آذوئقه ،
🌸 پشتیبانی کند .
🇮🇷 نواب ،
🇮🇷 توانست جمعیت اندکی را همراه خود کند .
🇮🇷 چون اکثریت مردم ، یا ترسو بودند
🇮🇷 یا بی غیرت بودند
🇮🇷 یا فقط به فکر زندگی خودشون بودند
🇮🇷 یا به علت کم سن بودن نواب ،
🇮🇷 نمی توانستند به او اعتماد کنند .
🇮🇷 شاهنشاه ، که از زنده بودن نواب ،
🇮🇷 خبر نداشت ،
🇮🇷 گروهی را به محله او فرستاد
🇮🇷 تا از مردم مالیات بگیرند .
🇮🇷 نواب ، زره حضرت داوود را بر تن کرد
🇮🇷 و عمامه پیامبر را پوشید .
🇮🇷 و با گروه کوچکی که درست کرده بود
🇮🇷 در کمین ماموران شاهنشاه نشست .
🇮🇷 آنان را غافلگیر کرده ، و همه را کشتند .
🌟 ادامه دارد ...🌟
📚 نویسنده : حامد طرفی
@amoomolla
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷 دعای عهد 🌷
🌷 قـسـمت هشتم 🌷
🌷 صـوتـی و تـصـویـرے 🌷
🌷 با ترجمه فارسی و انگلیسی 🌷
🔮 @amoomolla
🇮🇷 #دعای_عهد #جمعه #امام_زمان
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🕋 سلام من به مهدی و به قلب آسمانیش
🕋 سلام من به پاکی و به لطف و مهربانیش
🕋 سلام من به لحظه ای که می رسد ظهور او
🕋 سلام من به لحظه ای که می رسد عبور او
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🔮 @amoomolla
#جمعه #امام_زمان
#داستان_تخیلی_معمایی_هیجانی_ماجراجویی_کودکانه
🌷 ماجراهای نوّاب قسمت ۴۲ 🌷
🇮🇷 شاهنشاه از شنیدن این ماجرا ،
🇮🇷 بسیار خشمگین شد .
🇮🇷 و دستور داد
🇮🇷 که عامل این کشتار را دستگیر کنند .
🇮🇷 نواب ، لباسهای جنگ خود را ،
🇮🇷 به رنگ سبز و سفید و قرمز ، دوخت
🇮🇷 و روی سینه آن ، کلمه الله را نوشت .
🇮🇷 دوباره ، در کمین ماموران نشستند ؛
🇮🇷 و هر روز عده زیادی از ماموران ساواک را ،
🇮🇷 در دام انداخته و دستگیر می کردند .
🇮🇷 ترس و وحشت ، همه دربار شاه را فرا گرفت
🇮🇷 و شایع کردند که یک موجود فرا زمینی ،
🇮🇷 به کمک ایرانیان آمد .
🇮🇷 محبوبیت و مقبولیت نواب ،
🇮🇷 نزد مردم بیشتر شد
🇮🇷 و شجاعتش ، زبانزد خاص و عام گردید
🇮🇷 به خاطر همین به او ،
🇮🇷 لقب "سردار ایران" را دادند .
🇮🇷 نواب ، در اجتماع و بین مردم ،
🇮🇷 به یک قهرمان ، شناخته شد .
🇮🇷 ولی در خانه ، در برابر پدر و مادرش ،
🇮🇷 مثل یک سرباز ، رفتار می کرد .
🇮🇷 و با تواضع و فروتنی ،
🇮🇷 کار خانه را انجام می داد .
🇮🇷 گاهی ظرفها را می شست .
🇮🇷 گاهی لباسها را ،
🇮🇷 گاهی خانه را تمییز می کند .
🇮🇷 و گاهی از خواهرش مراقبت می کرد .
🌟 ادامه دارد ...🌟
📚 نویسنده : حامد طرفی
@amoomolla
🕋 والدین ، در درجه اول ، باید فرزند را ،
🕋 به گونه ای پرورش دهند
🕋 که خود دارای شخصیتی کامل باشد ؛
🕋 یعنی بتواند
🕋 از تأیید درونی وجودش برخوردار باشد
🕋 و نیازی به پذیرش و توجه دیگران ،
🕋 نداشته باشد ؛
@amoomolla
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🇮🇷 کارتون دیرین دیرین
🇮🇷 این قسمت : فروش مغز
🇮🇷 نکته اخلاقی :
👈 استفاده از آب برای تولید برق
@amoomolla
🕌 #دیرین_دیرین #کارتون #انیمیشن
8.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 کارتون یکی بود یکی نبود
🇮🇷 شهید محمدحسین حدادیان
@amoomolla
#داستان_تخیلی_معمایی_هیجانی_ماجراجویی_کودکانه
🌷 ماجراهای نوّاب قسمت ۴۳ 🌷
🇮🇷 نواب ، روزها در مبارزه با ظلم بود
🇮🇷 و شبها ، به فقرا و یتیمان ،
🇮🇷 و خانواده زندانیان ، رسیدگی می کرد .
🇮🇷 برای فقرا ، غذا و پوشاک تهیه می کرد .
🇮🇷 و برای کودکانشان ،
🇮🇷 اسباب بازی و شیرینی می گرفت .
🇮🇷 گروه نواب ،
🇮🇷 روز به روز بزرگتر می شد .
🇮🇷 و متقاضیانی که
🇮🇷 دوست داشتند با شاهنشاه ، مبارزه کنند ؛
🇮🇷 هر روز زیاد می شدند .
🇮🇷 همه مردم ، نواب را ،
🇮🇷 به سردار ایران می شناختند .
🇮🇷 شهرت مبارزات سردار ایران ،
🇮🇷 به تمام شهرها نیز رسید .
🇮🇷 و همه می خواستند با سردار ایران آشنا شوند
🇮🇷 سازمان ساواک نیز ،
🇮🇷 برای آنکه بفهمد ، سردار ایران کیست ؛
🇮🇷 هر روز عده زیادی از مردم را دستگیر کرده ،
🇮🇷 و با شکنجه های گوناگون ،
👈 مثل شوک برقی ، کندن ناخن ، کندن دندان ،
👈 سوزاندن پوست بدن با فندک ، شلاق ،
👈 بیداری کشیدن آنها و... ،
🇮🇷 می خواستند از آنها ،
🇮🇷 اطلاعاتی از سردار ایران ،
🇮🇷 و عاملان حمله به ماموران ، بگیرند .
🇮🇷 بیشتر مردم ، از شناخت سردار ایران ،
🇮🇷 اظهار بی اطلاعی می کردند .
🇮🇷 و عده ای که نواب را می شناختند ؛
🇮🇷 برخی ، شکنجه ها را تحمل می کردند
🇮🇷 و چیزی نمی گفتند .
🇮🇷 و برخی ، از سر ناچاری ،
🇮🇷 و به خاطر طاقت نیاوردن زیر شکنجه ،
🇮🇷 نام و نشانی نواب را می گفتند .
🇮🇷 شاهنشاه و سازمان ساواک ،
🇮🇷 اوایل باور نمی کردند که نواب زنده باشد .
🇮🇷 اما وقتی دیدند که عده زیادی از مردم
🇮🇷 در اعتراف خود ، نام نواب را بردند ؛
🇮🇷 باورشان تقویت شد .
🇮🇷 نواب ، هر ماه یک بار ،
🇮🇷 مکان زندگی خود را عوض می کرد
🇮🇷 تا ماموران ، او را پیدا نکنند .
🇮🇷 و یا از خانواده اش ،
🇮🇷 به عنوان طعمه ، استفاده نکنند .
🌟 ادامه دارد ...🌟
📚 نویسنده : حامد طرفی
@amoomolla