🌸 در مواجهه با سوالات کودکان ،
🌸 سریع جواب ندهید .
🌸 بلکه او را تشویق به تحقیق و تفکر کنید .
🌸 و همراه با او ،
🌸 به کتاب یا سایت مربوطه ، مراجعه کنید .
🌸 به این نحو که هر سوالی بکند
🌸 به او بگویید :
👈 سوال خیلی خوبیه
👈 نظرت چیه بریم از اینترنت تحقیق کنیم ؟
👈 یا از فلان کتاب بخونیم .
🌸 سپس پاسخ او را ، در آورید .
🌸 و برایش بخوانید و توضیح دهید .
💟 @amoomolla
🌷 چیستان 🤔 ⁉️
🌸 آن چیست چیستان است
🌸 خانه اش کردستان است
🌸 از طوایف غیور و شجاع ایران است
🌸 که اگر برعکسش کنی
🌸 فهم و شعور تو در آن است ؟!
👈 باهوشا ، بسم الله
🔮 @amoomolla
#چیستان #معما #سوال
#داستان_تخیلی_معمایی_هیجانی_ماجراجویی_کودکانه
🌷 ماجراهای نوّاب قسمت ۷۲ 🌷
🇮🇷 هیدرا با لبخند گفت :
🌸 سلام برادر
🌸 خوشحالم که دوباره می بینمت .
🇮🇷 نواب با احساس دردی که داشت ، گفت :
🌹 شما کی هستی ؟!
🌹 مگه قبلاً همدیگر و دیدیم ؟!
🇮🇷 هیدرا با همان لبخندش گفت :
🌸 من بنده ای از بندگان خدا هستم .
🌸 برادر بزرگ شما ، اسمم هیدرا .
🌸 از نژاد جن های مسلمان .
🌸 آره ؛ قبلا دیده بودمت ، اما شما منو ندیدی
🌸 یادته اون وقتی که ،
🌸 برای پیدا کردن سلاح های مقدس ،
🌸 با دوستات رفته بودی ماجراجویی ؟!
🌸 یادته هر جا راه رو بلد نبودی
🌸 یه نوری براتون ظاهر می شد ؟!
🇮🇷 نواب گفت :
🌹 آره یادمه ، مگه میشه یادم بره
🌹 مثل همون نوری که ،
🌹 ما رو به طرف کوه نور هدایت کرد
🇮🇷 هیدرا گفت :
🌸 بله
🌸 یا مثل اون نوری که بالای هرم بود
🌸 خلاصه ، اون نوارها من بودم .
🌸 من بودم که شمارو هدایت می کردم .
🇮🇷 نواب با تعجب گفت :
🌹 جدی می گی ؟!
🇮🇷 هیدرا تبسمی کرد و گفت :
🌸 راستی ! آخرش فهمیدی
🌸 کی سنگ سلیمان رو ، تو جیبت گذاشت ؟!
🇮🇷 نواب گفت :
🌹 نکنه بازم کار تو بود ؟!
🇮🇷 هیدرا گفت :
🌸 بله کار داداشت بود ، شک نکن
🇮🇷 نواب گفت :
🌹 مشتاق دیدار برادر ،
🌹 حضرت خضر به من گفته بود
🌹 به هر حال بابت همه کمکات ممنونم .
🇮🇷 هیدرا گفت :
🌸 خواهش می کنم کوچولو
🇮🇷 نواب ، به جن های سیاهی که ،
🇮🇷 با طناب نوری بسته شده بودند ، نگاهی کرد
🇮🇷 و به هیدرا گفت :
🌹 اینا دیگه کی هستن ؟!
🇮🇷 هیدرا گفت :
🌸 اینا جن های کافرن .
🌸 از نژاد قوم شیاطین .
🌸 اونا از طرف ناگیتان اومده بودن
🌸 برای اینکه هم سلاح های مقدس رو بگیرن
🌸 و هم شما رو از پا در بیارن .
🌸 منم وقتی فهمیدم که جونت در خطره
🌸 به سرعت خودمو بهت رسوندم .
🌟 ادامه دارد ...🌟
📚 نویسنده : حامد طرفی
🔮 @amoomolla
🌷 آموزش انگلیسی مذهبی 🌷
🕋 به قرآن قسم می خورم
🌹 i swear to koran
🕋 آی اِسوِر تو کُران
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍ لغات جدید ...
🇮🇷 قرآن : koran 👈 کُران
🇮🇷 قسم خوردن : swear 👈 اِسوِر
🔮 @amoomolla
دوستان گلم ، تبادل داریم
لطفا تا پایان تبادلات ، از مطالب بالا استفاده کنید
محتوای تربیت کودک
🌷 چیستان 🤔 ⁉️ 🌸 آن چیست چیستان است 🌸 خانه اش کردستان است 🌸 از طوایف غیور و شجاع ایران است 🌸 که ا
🌹 پاسخ چیستان 😍
🇮🇷 کُرد 👈 که برعکس آن می شود : درک
🌸 دوران کودکی ،
🌸 بهترین زمان تربیت در تمام ابعاد است
🌸 و ذهن کودک ، همچون لوح سفیدی است
🌸 که هر چه بر آن نوشته شود ،
🌸 زود مورد پذیرش کودک واقع می شود
🌸 و توجه به موضوعات دینی ،
🌸 همچون آموزش احکام ، عبادت ، نماز ،
🌸 و آموزش قرآن ،
🌸 باید از مهمترین اولویتهای تربیتی باشد
🔮 @amoomolla
#تربیت_فرزند
🌷 چیستان و معماهای مذهبی 🤔
💠 ۱. آب جامد ؟!
🔹 ۲. دین ما ؟!
💠 ۳. یکی از اصول دین ؟! ( سه حرفی )
🔹 ۴. شهر مذهبی در تهران ؟!
💠 ۵. قویترین و مقتدرترین کشور دنیا ؟!
👈 باهوشا بسم الله
🔮 @amoomolla
#معما #چیستان
#داستان_تخیلی_معمایی_هیجانی_ماجراجویی_کودکانه
🌷 ماجراهای نوّاب قسمت ۷۳ 🌷
🇮🇷 نواب به هیدرا گفت :
🌹 شما از کجا فهمیدی که جونم در خطره ؟!
🇮🇷 هیدرا ، دستش را به طرف نواب گرفت
🇮🇷 به طوری که نگین های انگشترش ،
🇮🇷 روبروی نواب ، قرار گرفتند .
🇮🇷 ناگهان نگین ها ، به رنگ سبز ، نورانی شدند
🇮🇷 پس از چند لحظه ، همه نگین ها سفید شدند
🇮🇷 و پس از آن ، نگین ها قرمز شدند .
🇮🇷 و سپس به صورت چشمک زنان ،
🇮🇷 رنگ سبز و سفید و قرمز عوض می کرد
🇮🇷 سنگ سلیمان که در جیب نواب بود نیز ،
🇮🇷 از جیبش بیرون آمد و به انگشتر هیدرا چسبید .
🇮🇷 سنگ سلیمان نیز ، مثل نگین های انگشتر ،
🇮🇷 به سه رنگ سبز و سفید و قرمز ،
🇮🇷 چشمک زنان نور عوض می کرد .
🇮🇷 هیدرا ، سنگ سلیمات را از انگشتر جدا کرد
🇮🇷 و در دست دیگرش گرفت و به نواب گفت :
🌸 این سنگ خبرم کرد .
🇮🇷 سپس سنگ را روبروی انگشتر گرفت
🇮🇷 و ذکری آرام و زیر لب خواند
🇮🇷 ناگهان سنگ سلیمان ،
🇮🇷 به جای اصلی خودش در انگشتر برگشت .
🇮🇷 دوباره هیدرا گفت :
🌸 این انگشتر رو که می بینی ،
🌸 خود حضرت سلیمان بهم داده
🌸 که هفتا نگین داشتد .
🌸 اما الآن فقط پنج تاشون هستند .
🌸 دوتا از نگین ها رو ، جناب سلیمان نبی ،
🌸 از انگشتر جدا کردند
🌸 و زیر منبر خودشان در مسجدالاقصی
🌸 پنهان کردند .
🌸 که خدایی نکرده ،
🌸 اگر انگشتر به دست نااهلان بیفته
🌸 حداقل با هفت نگین نباشه ،
🌸 چون انگشتر با هفت نگینش ،
🌸 قدرت نابودی همه دنیا رو داره .
🌸 اما با این حال ، هر کدوم از این نگین ها ،
🌸 قدرت خاصی دارند .
🌸 یکی باد و طوفان می فرسته
🌸 یکی همه زبان ها و لهجه ها رو یادت میده
🌸 که سنگش دست خودت بود
🌸 یکی جن گیر می فرسته
🌸 همین طنابای نورانی که
🌸 باهاشون این جن های کافر و بستم
🌸 به این طناب ها میگن جن گیر .
🌸 یکی شرّ شیاطین و اجنه کافر و
🌸 از شما دفع می کنه .
🌸 اگر این سنگ و داشته باشی
🌸 دیگه هیچ جنی نمی تونه در شما نفوذ کنه
🌸 و شما رو تسخیر کنه .
🌸 و اما انگشتر آخر ، طی الارض هست .
🌸 این سنگ کمکت می کنه
🌸 تا به هر نقطه ای از زمین که بخواهی ،
🌸 با یک چشم به هم زدن ، سفر کنی .
🌸 البته بعضیا هم بهش میگن سنگ مکان .
🌸 اما اون دوتا سنگی که نیستن
🌸 یکی سنگ زمان بود
🌸 اگر اونو داشتیم ، به هر زمانی که خواستیم
🌸 می تونستیم بریم
🌸 و آخری ، سنگ آتیشه .
🌸 که آتش ازش بیرون میاد .
🌟 ادامه دارد ...🌟
📚 نویسنده : حامد طرفی
🔮 @amoomolla
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🇮🇷 آموزش حرف ف
🇮🇷 ویژه پیش دبستانی ها و اولی ها
@amoomolla
#آموزش_حروف_الفبا