بَديعُ السَّماواتِ وَالأَرضِ وَإِذا قَضىٰ أَمرًا فَإِنَّما يَقولُ لَهُ كُن فَيَكونُ
پدید آورندهی آسمانها و زمین است و چون چیزی را اراده كند همین كه بگوید: باش، میشود.
سوره بقره آیه ۱۱۷
@amvvaj
گاهی دل از غم مالامال میشود، اما عزم و اراده باید راسخ بماند. گام باید محکم برداشته شود. غمهایی هست که کوهها را میشکند، اما انسان مؤمن را نمیتواند بشکند. راه را باید ادامه داد.
_رهبر شهید سید علی خامنهای
@amvvaj
°
°
کینه دارد زِ محبانِ علی قومِ یهود؛
یک تنه خیبرشان را به فنا داد علی
| @amvvaj
°
°
فرض کنید در خانهای هستید که با خانوادهتان مشکلاتی دارید. غریبهای قصد ورود، تصرف آن خانه و کشتن خانوادهتان را دارد. شما در کنار خانواده میایستید یا در برابر متجاوز غریبه؟
| @amvvaj
°
°
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا استَعينوا بِالصَّبرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرينَ
ای كسانی كه ایمان آوردهاید، از صبر و نماز كمك بگیرید كه خداوند با صابران است.
سوره بقره آیه ۱۵۳
| @amvvaj
°
°
وَلا تَقولوا لِمَن يُقتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتٌ ۚ بَل أَحياءٌ وَلٰكِن لا تَشعُرونَ
و به كشتگان راه خدا مرده نگویید، بلكه زندهاند ولی شما درك نمیكنید.
سوره بقره آیه ۱۵۴
| @amvvaj
اَمواج | فاطِمِه بُسْحاق
روزگاری خورشیدی بودی با آن کیف صورتی، غرق در موج کودکی. امشب، ماهیِ خوابی در دل شب، چشم بر روی تمام
°
°
مادری که صبح فرزندش را با امید و عشق بیدار کرده و دکمههای لباسش را بسته، لقمهای در کیف دخترکش گذاشته و او را راهی کرده بود، چه کسی برای دشمن دعوتنامه فرستاده بود که تو دیگر هرگز راه خانه را پیدا نکردی؟ حالا عزیز مادر کجایی؟ جای تو زیر این خاک سرد نیست. عزیزکم، بیدار شو و دوباره کیف صورتی زیبایت را بر دوشت بینداز. آنان که هلهله میکردند کجایند که تو را اینگونه زیر خاک ببینند؟
《فاطمه بسحاق》
| @amvvaj
°
°
آنان که ادعای آزادی برای دخترانمان را داشتند، دخترانمان را با موشکهایی به تن و بدنشان آزاد کردند…
| @amvvaj
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
اصلا تقصیر شماست. همهاش تقصیر شماست. شما که به یک لبخند اینطور آدم را گرفتار خودتان میکردید. شما که وقتی همه دنیا ما را تهدید میکرد، آنطور سینه سپر میکردید و انگشت بلند میکردید که اگر به مردم من نگاه چپ کنید، سرزمینتان را با خاک یکسان میکنیم. تقصیر شماست که وقتی ما برای حفظ عزت و اقتدار خودمان به خیابان میآمدیم، با هشتاد و شش سال سن، به احترام ما میایستادید و پیام تشکر میدادید. شما که سالها بود عبا و قبای تازه بر تنتان ندیدیم. شما که حواستان به همه بود. اصلا چرا وقتی آن دختر شهید عمامه را نشان داد و گفت «کلاهتو مامانت خریده؟ میدیش به من؟» به او قول یک کلاه صورتی دخترانه دادید و گفتید این پسرانه است؛ و چند روز بعد با آن همه مشغله، یادتان بود که کلاه را به در خانهشان بفرستید؟ میخواستید ما را اینطور دلبسته خودتان کنید؟ چرا ماهرمضان آنسال آدم فرستادید در خانه همسایههای بیت که بگویید فلانی گفته امشب افطار مهمان مناید و آن زنومردهای متعجب با تیپهای مختلف آمدند و با نان و سبزی پذیرایی کردید و گفتید ببخشید رفت و آمدهای ما زیاد است، شما هم اذیت میشوید. اصلا چرا این را رسانهای نکردید؟ترسیدید تیتر بزنیم دیدار رهبر انقلاب با بچهمحلهایش؟ ولیامر مسلمین جهان چرا باید شب کریسمس ناگهان زنگ خانه مسیحیان را بزند و بگوید مهمان نمیخواهید؟ چرا باید زنگ بزند حال اکبر عبدی را در بیمارستان بپرسد؛ چرا باید دستخط هوشنگ ابتهاج را بشناسد؟ چرا در دیدار رمضانی شاعران، در بیت رهبری برایشان اتاق سیگار تدارک ببینید؟ تقصیر شماست که ما اینطور دلبسته و دیوانه شما شدیم. تقصیر شماست که حالا ما اینطور زمینگیریم. جواب این دلهای شکسته را که میدهد آقای من؟
«مهدی مولایی»
https://eitaa.com/m_molaie110