eitaa logo
اَمواج | فاطِمِه بُسْحاق
712 دنبال‌کننده
161 عکس
7 ویدیو
0 فایل
ا ﷽ ا •زیستن را می‌نویسم و آن را تدریس می‌کنم؛ بختیاری‌ام و به عمق شعر ایمان دارم اما به کباب بیشتر! 🖋 •با منبع کانال کپی شه.🖇 بفرمایید | ناشناس پین شده📌 •کانال تلگرام https://t.me/amvvaj •کانال بله https://ble.ir/amvvaj
مشاهده در ایتا
دانلود
اَمواج | فاطِمِه بُسْحاق
روزگاری خورشیدی بودی با آن کیف صورتی، غرق در موج کودکی. امشب، ماهیِ خوابی در دل شب، چشم بر روی تمام
° ° مادری که صبح فرزندش را با امید و عشق بیدار کرده و دکمه‌های لباسش را بسته، لقمه‌ای در کیف دخترکش گذاشته و او را راهی کرده بود، چه کسی برای دشمن دعوت‌نامه فرستاده بود که تو دیگر هرگز راه خانه را پیدا نکردی؟ حالا عزیز مادر کجایی؟ جای تو زیر این خاک سرد نیست. عزیزکم، بیدار شو و دوباره کیف صورتی زیبایت را بر دوشت بینداز. آنان که هلهله می‌کردند کجایند که تو را اینگونه زیر خاک ببینند؟ 《فاطمه بسحاق》 | @amvvaj
° ° آنان که ادعای آزادی برای دخترانمان را داشتند، دخترانمان را با موشک‌هایی به تن و بدنشان آزاد کردند… | @amvvaj
اصلا تقصیر شماست. همه‌اش تقصیر شماست. شما که به یک لبخند اینطور آدم را گرفتار خودتان می‌کردید. شما که وقتی همه دنیا ما را تهدید می‌کرد، آنطور سینه سپر می‌کردید و انگشت بلند می‌کردید که اگر به مردم من نگاه چپ کنید، سرزمین‌تان را با خاک یکسان می‌کنیم. تقصیر شماست که وقتی ما برای حفظ عزت و اقتدار خودمان به خیابان می‌آمدیم، با هشتاد و شش سال سن، به احترام ما می‌ایستادید و پیام تشکر می‌دادید. شما که سال‌ها بود عبا و قبای تازه بر تن‌تان ندیدیم. شما که حواستان به همه بود. اصلا چرا وقتی آن دختر شهید عمامه را نشان داد و گفت «کلاهتو مامانت خریده؟ میدیش به من؟» به او قول یک کلاه صورتی دخترانه دادید و گفتید این پسرانه است؛ و چند روز بعد با آن همه مشغله، یادتان بود که کلاه را به در خانه‌شان بفرستید؟ میخواستید ما را اینطور دلبسته خودتان کنید؟ چرا ماه‌رمضان آن‌سال آدم فرستادید در خانه همسایه‌های بیت که بگویید فلانی گفته امشب افطار مهمان من‌اید و آن زن‌ومردهای متعجب با تیپ‌های مختلف آمدند و با نان و سبزی پذیرایی کردید و گفتید ببخشید رفت و آمدهای ما زیاد است، شما هم اذیت می‌شوید. اصلا چرا این را رسانه‌ای نکردید؟ترسیدید تیتر بزنیم دیدار رهبر انقلاب با بچه‌محل‌هایش؟ ولی‌امر مسلمین جهان چرا باید شب کریسمس ناگهان زنگ خانه مسیحیان را بزند و بگوید مهمان نمی‌خواهید؟ چرا باید زنگ بزند حال اکبر عبدی را در بیمارستان بپرسد؛ چرا باید دستخط هوشنگ ابتهاج را بشناسد؟ چرا در دیدار رمضانی شاعران، در بیت رهبری برایشان اتاق سیگار تدارک ببینید؟ تقصیر شماست که ما اینطور دلبسته و دیوانه شما شدیم. تقصیر شماست که حالا ما اینطور زمین‌گیریم. جواب این دل‌های شکسته را که می‌دهد آقای من؟ «مهدی مولایی» https://eitaa.com/m_molaie110
° ° ترامپ میگه هیچ کسی از آمریکا بزرگ تر نیست. ولی ما میگیم هیچ‌کس از خدا بزرگ تر نیست :) | @amvvaj
° ° ما را از چه می‌ترسانید؟ ما بچه‌های عاشورا و کربلاییم. ما را از شهادت می‌ترسانید، مایی که آرزویمان شهادت است؟ امروز این ملت زیر موشک‌باران دشمن بی‌شرف بیرون می‌آیند برای اعتقاداتشان، برای باورهایشان، برای رهبر شهیدشان، برای تک‌تک خون هم‌وطنانشان، برای شعار «هم‌وطن عزیزم، اتحاد، اتحاد». این ملت هنوز هم خدای خود را دارند که پناه تک‌ تکشان است. و به هیچ بی‌شرفی باج نمی‌دهند... |فاطمه بسحاق| | @amvvaj
° ° شهید تمام نمی‌شود، تکثیر می‌شود؛ از خون شهیدان جان فداهای تازه می‌روید. |فاطمه بسحاق| | @amvvaj
اَمواج | فاطِمِه بُسْحاق
° ° این جماعت خونخوار نه تنها هرگز به دنبال دادن آزادی به هیچ‌کس نبوده‌اند، بلکه حالا که زورشان به گرفتن آزادی ما نرسید، آن را آتش زدند. | @amvvaj
° ° وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید! _سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۳۹ | @amvvaj
° ° یک عمر از ما پرسیدند: چرا غزه؟ چرا سنگ کودکان غزه را بر سینه می‌کوبیم؟ برای این روزهاست؛ برای اینکه ایران به چنین سرنوشتی دچار نشود. برای کودکان ایران زیر آوار، برای خون ریخته مردم ایران، برای حفظ خاک کشورمان. ما می‌خواستیم انسانیت از بین نرود و جنایات آشکار عادی نشوند. ما این روزها را نمی‌خواستیم… |فاطمه بسحاق| | @amvvaj
° ° توی شهر می‌چرخم. مغازه‌ها باز هستند، بوی تازه ریحان می‌پیچد، تنور نانوایی‌ها داغ است. پسر بچه‌ها به توپ می‌زنند، گل که می‌شود شور می‌گیرند، می‌خندند و برای یکدیگر خط و نشان می‌کشند. قدم می‌زنم. این روزها صدا زیاد است؛ گاهی صدای خنده کودکان زیر آسمان و گاهی صدای موشک‌های دشمن درون آسمان. زندگی می‌گذرد و ما زنده‌ایم… |فاطمه بسحاق| | @amvvaj
° ° در مصلی زمزمه می‌کنند که قرار است شما با ملت خود دیدار کنید؛ تدارکات دیدار در حال آماده‌سازی است. شنیده‌ایم جمعیت آنقدر زیاد است که دیدار به تعویق افتاده است. می‌بینید که مهر شما چگونه این ملت را پای‌بند حضورتان کرده است؟ آقا جان، شما دریای جاری بودید و ما لبانی تشنه که با دیدار شما سیراب می‌شدیم. ما شما را بارها در مصلی دیده‌ایم؛ آنجا که اهل کتاب و شعر بودید، آنجا که در نمازهای جمعه قوت قلب ما بودید، آنجا که با صدای گرم و پدرانه‌تان حرف زدید و ته دلمان را دوباره قرص کردید. حالا دوباره شما و این مردمتان قرار است به هم برسید و منتظر دیدار شما هستند. این بار همه چیز فرق می‌کند؛ این مردم می‌دانند انگار قرار است دوباره با شما بیعت کنند و عشق شما را در قلب‌هایشان تا ابد نگه دارند. اما ما دلمان تنگ می‌شود؛ برای حضور پدرانه‌تان، برای صدای گرمتان، برای لبخندتان. می‌دانیم قرار است همیشه دلتنگ باشیم. |فاطمه بسحاق| | @amvvaj
° ° بسته‌ست بی‌تو دفترِ شب‌های شعرِ بیت بدرود بیتِ آخرِ شب‌های شعرِ بیت... | @amvvaj