یه نردبون از خونه ی مستخدم مدرسمون آویزون بود انداختیم از دیوار رفتیم بالا پریدیم تو حیاطشون در زدیم گفتیم ماهم بریم فیلم ببینیم
_
خونه مستخدم چسبیده به مدرسه بوده؟
رفتیم اردو بعد یه باغ بود شیشه شکونده بودن کف باغ دختره هم یهو وسط اردو یادش میوفته جورابش دربیاره شیشه میره تو پاش
_
دردم اومد
از این یادگاری ها هست که آخر سال برای همدیگه می نویسن؟ هفتم از این کارا کردیم ولی نهم نشد هق
_
دقیقاااا امسال دفترم خالی موند