من یه لاکت خراب شده دارم گردنمه و خیلی مهمه توش یه کاغذ خیلی مهم دارم ولی عکس کسی نیست
بعد تو مهمونی زنِ دوست صمیمیِ بابام گفت عه یسنا عکس کیه توش
بعد جلو بابا مامانم بودیم دیگه
خاله گفت ایشالا زودی عکس یکی میاد توش
بابام یهو قاطی کرد انگار بعد جلو خودشو گرفت گفت نه خیر تا ابد عکس من میمونه توش خیلی جدی
بعد به نیم ساعتی مامانم و خاله و شوهرخاله (دوست صمیمی بابام) داشتن به بابام میگفتن خسته شو تا آخرش که نمیتونه پیش تو بمونه
خودمم ناراحت شدم تا آخرش نمیتونم پیش خانواده بمونم ولی چه میشه کرد cause I have an itch !!!!
https://eitaa.com/ananasmi/27683
متاسفانه بین خودمون ۱.۲k عه
_
خوبیم بابا من آبرو و سانسور ندارم درجریانی که
یدفعه مامانم به بابام گفت اگه این دوتا وارد رابطه شدن میخوای چیکار کنی (حالت مسخره کردن)