eitaa logo
دانلود
بعد جلو بابا مامانم بودیم دیگه خاله گفت ایشالا زودی عکس یکی میاد توش بابام یهو قاطی کرد انگار بعد جلو خودشو گرفت گفت نه خیر تا ابد عکس من میمونه توش خیلی جدی
بعد به نیم ساعتی مامانم و خاله و شوهرخاله (دوست صمیمی بابام) داشتن به بابام می‌گفتن خسته شو تا آخرش که نمیتونه پیش تو بمونه
خودمم ناراحت شدم تا آخرش نمیتونم پیش خانواده بمونم ولی چه میشه کرد cause I have an itch !!!!
https://eitaa.com/ananasmi/27683 متاسفانه بین خودمون ۱.۲k عه _ خوبیم بابا من آبرو و سانسور ندارم درجریانی که
https://eitaa.com/ananasmi/27684 داری میگی تو فیلما و کتابا _ خب؟
مگه نمیگن زندگی یه فیلمه و تو شخصیت اولشی پس فیلم من کو
https://eitaa.com/ananasmi/27689 چقد کیوتتت _ 😆😆😆
https://eitaa.com/ananasmi/27691 کاملا در جریانم😋 _ سایه‌ت بالا سرم
یدفعه مامانم به بابام گفت اگه این دوتا وارد رابطه شدن میخوای چیکار کنی (حالت مسخره کردن)
بعد بابام برگشت گفت اگه یارو اینجا باشه که میکشمش‌ اگه اینجا نباشه هم که خب ایشالا که آدم خوبیه
بابام مستقیما گفت یارو باید مال یه جای دیگه باشه !!!