eitaa logo
زیرزمین
421 دنبال‌کننده
1هزار عکس
319 ویدیو
3 فایل
بهره‌برداری شده از امپراتوری ژئوپلیتیک مانا وابسته به حزب دیکتاتوری نئوسینتِتیکا صرفا برای خنزرپنزر و خزعبلات چنل اصلی: https://eitaa.com/hormeatashen ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4tkxonx&btn=نمی تو خود ناشناس جوابتونو میدم*
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید براتون سوال باشه که چرا این دیالوگای بی‌معنیو گذاشتم
بعد از شیش سال انتظار، مجموعه طنز موردعلاقم بالاخره تموم شد. به عنوان کسی که ژانر طنز رو خیلی دوست داره در طی این سال‌ها با تمام جلدای این کتاب زندگی کردم و چندین‌بار خوندمشون، از ده سالگی محسن تا سی‌سالگیش رو خوندم و از فرط خنده‌دار بودنش قهقهه زدم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اون محسن کاچه‌ی ده‌ساله‌، یه روز بشه صاحب یه کتاب‌فروشی و بخواد کتاب بنویسه، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم خیالات واهی درمورد دریا یه روز به واقعیت تبدیل بشه.
تموم شدن یه چیزی هیچ‌وقت باعث ناراحتیم نمیشه مگه اینکه سال‌ها دنبال کرده باشمش.
هدایت شده از "هُرم آتشین خیال"
نمی‌دانم عزیزم، من ناامید نیستم، شاید که فقط زندگی از چشمانم رخت‌ بربسته است، شاید که شده‌ام همچو روبهی فریب‌کار که پنیر زاغکی را بر دهان می‌برد، شاید که من فقط در رویای خویش سردرگم، و پریشان، و بسیار مضمحل به دنبال هرآنچه که در مدفنِ ناپیداییِ وَهم دفن شده است می‌گردم، و آنچه که من در آن دوردست‌های پر از انتظار نمی‌بینم، فراتر است از آنچه توانم در به تصویر کشیدن و ایجاد لبخندی برای صُورِ وجودیش کمک‌حال باشم. شاید که زاغکِ سفید پنیر را پس گرفته و زندگی مرا همراه آن در عمقِ دره‌های پر رمز و راز پرت کرده است.
هدایت شده از "هُرم آتشین خیال"
من اشک را هم‌دَم نمی‌دانم، و نه فقط اشک که بنی‌آدمِ فانیِ درکارِخودمانده‌ی ناچیز را هم. و آنچه که هم‌دم است و هم‌دل و هم‌راز همانا آن ذاتِ بی‌چون است که من در بی‌همتایی او هیچ جز بزرگواری و حیرت ندیده‌ام.
هدایت شده از "هُرم آتشین خیال"
و عجیب است که انسان در اوج حقارت و رذالت و جهالتِ وجودِ خویش، خود را به گونه‌ای در زندان غرور و تکبر می‌افکند که گویا پادشاهی تمام عالم را داراست، حال آنکه هرچه هست و نیست را از او دارد، و وای بر ما افلاکیانی که به نان و خرمای این جهان بسنده کرده‌ایم.