فرد هرقدر هم فاسد و حقیر باشد، بهطور غریزی طالب آن است که برایش شخصیت قائل شوند. او قبول دارد که زندانی است، از اجتماع رانده شده، میپذیرد که فاصلههایی میان او و مافوقهایش وجود دارد، اما نه زنجیرها و نه داغ ننگی که به پیشانیاش زدهاند باعث نمیشود فراموش کند یک انسان است و چون یک انسان است، پس باید مثل یک انسان هم با او رفتار شود. پروردگارا، رفتاری "انسانی" میتواند حتی کسانی را که تصویر خدا برایشان تار شده، به تعالی برساند! بهویژه با این تیرهروزان است که باید تا جایی که امکان دارد با انسانیت برخورد شود، هم برای شادکردن و هم برای رستگاریشان.
_خاطرات خانه اموات[فیودور داستایوفسکی]
سمفونی مردگان.mp3
زمان:
حجم:
5M
/برایِ ازدسترفتههای آیدایِ آیدین.
#نغمه
و اشک سرازیر میشد از آن دیدگانِ چشمان تَرَم که خیال، خیالبرانگیز است و وای به حال خیالپردازانِ غمدیدهی زمان
نمیدانم، شاید که من در خویش خواهم پژمرد و خواهم پوسید تا بلکه صدها و صدها سال پس از این غمِ نابههنگامِ عصرِ پسین و پیشین خود را در قعرِ خلوتهای جایگزین بیابم و آنگاه است که خود را از دریچهی بیداریِ خویش اندر خویشِ خود فراری خواهم داد.
عقربهی ساعت پیوسته راه میپیمود و من فکر میکردم غم، وسیعتر از پهناییِ قلبِ سرشار از روحم است.
عسلیا، لعیا خانوم تو بله شاپ زده برای کارای شمعسازیش، خوشحال میشم برید پیشش💞
https://ble.ir/Candliya