میتونید کتابای آلفرد کینزی رو بخونید که منشا تمام این ماجراها بوده
و سه جلد کتابهای جودیت ریزمن که از مخالفان کینزی بوده
"حقیقت وجود" چیه؟
حقیقت وجود یعنی صرفالوجود.
یعنی وجود صرف.
به عبارت دیگه یعنی وجود بدون همراهی با غیر خودش.
یعنی وجود بدون همراهی با عدم.
یعنی موجودی که فقط وجوده و هیچگونه مفهوم عدم از روی آن انتزاع نمیشه.
یعنی موجودی که فقط وجوده و هیچگونه مفهوم عدم از روی اون به ذهن ما خطور نمیکنه.
یعنی هیچگونه مفهوم نقصی از روی اون به ذهن ما خطور نمیکنه.
یعنی موجودی که کامله و هیچ نقصی ندارد.
#فلسفه
#interesting
صرف الوجود، مساوقِ علم است ینی چی؟
یعنی چیزی که مصداقِ صرفالوجود باشه، عالِم هم هست.
حقیقتِ وجود، مساوق قدرت است ینی چی؟
یعنی چیزی که مصداقِ «حقیقت وجود» باشه، قادر هم هست.
هویت چیه؟
هویت یک شیء یعنی وجود خارجی شیء
یعنی همون چیزی که در خارج از ذهن، موجوده.
مثلا:ماهیت علی یعنی مفهوم حاکی از چیستی علی
اما هویت علی یعنی وجود خارجی علی
علم حضوری و حصولی چیه؟
فیلسوفای مشاء معتقد بودن که ما دو نوع ادراک داریم:
۱. گاهی اوقات که چیزی رو درک میکنیم خود اون چیز نزد نفس ما حاضر میشه مثل غم و شادی که خودشون نزد نفس حاضر میشن.
در اینطور موارد اصطلاحا میگیم: «من به غم و شادی علم حضوری دارم»
یعنی: خودشان در نزد من حاضرند.
۲. گاهی اوقات که چیزی رو درک میکنیم خودش نزد ما حاضر نمیشه بلکه تصویرش نزد ما حاضر میشه
به همچین ادراکی علم حصولی میگیم
مثل زمانی که من درک میکنم که یک میز در خارج موجود است.
در اینجا اصطلاحا میگیم :«من به میز علم حصولی دارم.»
یعنی: خود میز در نزد من حاضر نشده بلکه تصویرش در نزد من حاضر شده
البته
میتونیم بگیم: «من به تصویر میز، علم حضوری دارم و به خود میز علم حصولی دارم»