https://fa.shafaqna.com/news/2135089/
گذشته از برخی مباحث بنیادین
«دوصد گفته چون نیم کردار نیست»
یک پیشنهاد حداقلی به فقهای قائل به «جواز تقلید از زنان فقیه»، خصوصا آنها که قدرت و امکانات بیشتری دارند:
لطفا به صورت علنی از یک فرد یا یک گروه مشخص از بانوان مجتهده بخواهید حکم شرعی تمام مسائل مربوط به زنان را استنباط و منتشر کنند
امکانات کافی هم بدهید که بتوانند در حد متعارف به صورت متمرکز کار کنند
زمان متناسبی (مثلا حداکثر یک سال) هم برای آن تعیین کنید.
همۀ این موارد را هم از شروع کار علنی کنید.
اگر لازم میدانید پیش از انتشار فتاوا، با دقت مطالعه و نقد و مذاکره کنید تا حتیالامکان به وحدت نظر برسید.
اما پس از انتشار حتما متنی به رسم رسالههای توضیح المسائل بنویسید که «عمل به آنچه در این رساله آمده مجزی است، انشاءالله».
با چنین حمایتی میتوانیم به آینده روشنتری درباره اجتهاد (به طور عام) و تقلید از زنان (به طور خاص) امیدی داشته باشیم،
(و شاید از اینجا راهی برای حل همان مسائل بنیادین هم باز شود)
و الا کارکرد چنین حرفهایی مقطعی و ظاهری خواهد بود.
🌐 https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=58633
مطلب زیر هم در همین راستا خواندنی است:
🌐 https://eitaa.com/m_ghanbarian/5539
میانِ بُلبُل و پَروانه فَرْق بسیارَست
کُجا به رُتْبهٔ کِردار میرَسَد گُفْتار؟!
#صائب
#سور_سخن
https://t.me/talar_ayne/2300
1️⃣ در باب نسبت فقه و اخلاق
آیا ممکن است کسی هیچ گناهی نکند اما در مرام خدا آلوده باشد؟
در فرهنگ طلاب علوم دینی این سخن رایج است که اگر یک طلبه بخواهد از کسی غیبت کند، اول او را فاسق میشمارد و بعدا هر چه بخواهد میگوید تا بابت گناه غیبت، عذاب وجدان نگیرد.
اینجا هم شبیه همان ممکن است:
ممکن است ما ابتدا قرائتی از دین بیابیم یا ببافیم که بتوانیم بر اساس آن، اولویتهای عبادات و گناهان را جابجا کنیم، و حتی گناه را عبادت و عبادت را گناه حساب کنیم.
در این صورت چهبسا ناظر بیرونی (از منظر اخلاق یا فلسفۀ اخلاق یا فلسفۀ دین) عمل ما را زشت میشمارد، در حالی که خودمان آن کار را با قصد قربت انجام میدهیم.
چنین حالتی آثاری دارد، از جمله اینکه باعث میشود ناظران بیرونیِ متخلق-محتاط یا اهل تقیه، به سادگی نتوانند نیت بد (قبح فاعلی) را به شخص خطاکار نسبت دهند.
اگر خوب دقت کنیم، در امان ماندن از چنین قضاوتی هم نوعی رانت دینی است.
آیا چنین حادثهای نمود تاریخی روشنی دارد؟
طبق روایتی، امام سید العابدین علی بن الحسین (علیهما السلام) به عبید الله فرزند حضرت قمر منیر بنی هاشم، عباس بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام) نگریست و گریست و چنین فرمود:
«مَا مِنْ يَوْمٍ أَشَدَّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ يَوْمِ أُحُدٍ
قُتِلَ فِيهِ عَمُّهُ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ أَسَدُ اللَّهِ وَ أَسَدُ رَسُولِهِ
وَ بَعْدَهُ يَوْمَ مُؤْتَةَ
قُتِلَ فِيهِ ابْنُ عَمِّهِ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ..
وَ لَا يَوْمَ كَيَوْمِ الْحُسَيْنِ ع
ازْدَلَفَ عَلَيْهِ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ
يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ
كُلٌّ يَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ
وَ هُوَ بِاللَّهِ يُذَكِّرُهُمْ فَلَا يَتَّعِظُونَ
حَتَّى قَتَلُوهُ بَغْياً وَ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً ..
رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ
فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ بِهِمَا جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِكَةِ فِي الْجَنَّةِ
كَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ
وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْزِلَةً يَغْبِطُهُ بِهَا جَمِيعُ الشُّهَدَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.»
طبق این نقل، امام سجاد علیه السلام از طرفی می فرماید «قاتلان امام حسین (علیه السلام) قصد داشتند با کشتن ایشان به خدا نزدیک شوند» و از طرفی دیگر می فرماید «سید الشهداء را با گذر از حدود و از سر ستم و دشمنی کشتند».
پس اگر در ابتدا فرموده «قصد قربت داشتند» از نیتی ظاهری سخن می گوید. کارکرد چنین ظاهر و تظاهری این است که خیالشان را بابت ظلمشان راحت کرد تا بدون هیچ عذاب وجدانی دست به بزرگترین فاجعۀ انسانی بزنند.
#رانت_دینی
https://eitaa.com/anbaz60/1923
انباز
1️⃣ در باب نسبت فقه و اخلاق آیا ممکن است کسی هیچ گناهی نکند اما در مرام خدا آلوده باشد؟ در فرهنگ
2️⃣ در باب نسبت فقه و اخلاق
اگر ممکن است کسی هیچ گناهی نکند اما در مرام خدا آلوده باشد، با چه علامتی میتوان در خود و دیگران چنین آفتی را تشخیص داد و برای پیشگیری یا درمانش کوشید؟
یکی از مطمئنترین علامتها در میدان عمل و عینیت، رفتاری است که همگان راستیاش را میپذیرند و کسی نمیتواند در درستیاش خدشهای وارد کند، چه انسانی موحد باشد یا ملحد.
چنین علامتی راه را در مقام نظر بر کسانی میبندد که میخواهند از دین سوء استفاده کنند و چشم متدینان را بر حقیقت ببندند؛ البته مقام عمل، تابع #قدرت است.
در حدیثی بسیار مهم، از امام محمد تقی، جواد الائمه از پدرانش از امیر المؤمنین (علیهم السلام) چنین آمده است:
«لَا تَنْظُرُوا إِلَى كَثْرَةِ صَلَاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ كَثْرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّيْلِ؛
انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ».
طبق این روایت، آنچه علامتی روشن بر درستی هدف و روش زندگی افراد است، راستگویی و امانتداری و امانترسانی است، نه فراوانی مناسک منتسب به دین، حتی نماز و روزه و حج و مناجات شبانه، و حتی نیکی به دیگران.
راستگویی و امانتداری، از فضائل مورد وفاق تمام انسانهایند، خصوصا آنجا که به نفع شخص راستگو و امانتدار نباشد؛ چه رسد به جایی که به ضرر خودش یا نزدیکان و محبوبانش باشد.
این در حالی است که رفتارهای عبادی، مختص موحدان متشرعند.
این معنا زمانی پررنگتر میشود که به دو مفهومسازی زیر در ادبیات دینی توجه کنیم:
📌 عمق معنای #صدق: «مطابقت قول و فعل»،
📌 گسترۀ #امانت در نگاه دینی، که مخصوصا شامل #قدرت هم میشود، که در عمر و سرنوشت خود و دیگران اثرگذار است و هرچه دایرۀ تأثیر بیشتری داشته باشد، امانت مهمتری است، مثل تأثیر بر سرنوشت مردم #مملکت.
از این رو قرآن حکیم، پس از آنکه مسلمانان فراری در جنگ اُحُد را سرزنش کرد پیامبر اکرم ص را امر به گذشت از آنها و مشورت گرفتن از ایشان کرد و در نهایت فرمود:
وَ مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (آل عمران 161)
«هیچ پیامبری -از جمله تو- حق ندارد نسبت به مردم -حتی مردمی که در وسط جنگ به تو (پیامبر) پشت کردند- خیانت کند! که اگر چنین باشد اصلا صلاحیت نبوت ندارد و خبری از غیب به او نمیدهیم و اگر هم داده باشیم، میگیریم.»
او که پیامبر است با چنین قاطعیت سنگینی از سوی خدای حکیم عادل مواجه است،
با آنها که نزد مردمشان «نَشُسته پاک» باشند، چه خواهد کرد، یا چهها که نخواهد کرد؟!
https://eitaa.com/anbaz60/1924
انباز
https://fa.shafaqna.com/news/2135089/ گذشته از برخی مباحث بنیادین «دوصد گفته چون نیم کردار نیست» یک
https://B2n.ir/gs9240
تک تک این تصاویر، جذاب و چشمنواز و چشمپُرکُنند.
من هم از دیدنش لذت میبرم و شگفتزده میشوم.
اما آیا مشتپرکن هم هستند؟
آیا در طول تاریخ، گرهی از زندگی انسان گرفتاری باز کردهاند؟
آیا چنین سازههایی پس از بهسامانی زندگی مردم به سامان رسیدهاند؟
یا سوار بر نابسامانی جمعی از مستضعفان فراز یافتهاند؟
فارغ از تاریخ و با گذر از گذشته،
امروزه از این امکانِ بالفعل برای گرهگشایی بهره میبریم یا نه؟
#مشتپرکن
#چشمپرکن
این صوت از مباحث نهجالبلاغه حجتالاسلاموالمسلمین محسن قنبریان بسیار شنیدنی است،
تا شناخت روشنتری از روش امیرالمومنین علیهالسلام پیدا کنیم،
و ملاکهای دینی و عقلائی دقیقتر و عینیتری برای ارزیابی حاکمان زمان خودمان داشته باشیم،
و حتیالامکان گرفتار بازیگران و رسانهبازان نشویم؛
مخصوصا آنهایی که شخصمحورند،
و کارشان یا تقدیس این و آن است یا تمسخر آن و این.
در این صورت میتوان امیدوار بود که فضا و زمینۀ رشد و تربیت عقلانی و اجتماعی و سیاسی #خودمان را به دست نااهلان نسپاریم.
https://eitaa.com/m_ghanbarian/6482
پارسال 13 رجب، روز پدر، از قم رفتیم تهران بیمارستان فیروزگر برای عیادت حضرت پدر، حاج صادق دین پرستی صالح (که تأکید میکرد فامیلیشو کامل بگیم و بنویسیم؛ حتی «یا»ی دین پرستی رو).
میگفت «اگه سال بعد ۱۳ رجب حالم خوب باشه میخوام نجف باشم». ❤️
کیف و لباس هم با خودم برده بودم که پیششون بمونم و شاید بتونم کمکی به برادرهای عزیز و بزرگ و بزرگوارم بکنم؛
اما بابا با اون هیبت همیشگیش اجازه نداد و گفت «... برو به درس و کارت برس».
چون 7 سال ته تغاری (به ترکی «سؤنبِشیک») بودم، از بچگی نمیذاشت خیلی کار کنم. ❤️
الهی که همراه همۀ محبان امیر المؤمنین (علیه السلام) مهمان خوان کرَم پدر امّت باشند! 🤲
دیروز یکی از دوستان خیلی قدیمی و شریفِ بابا، برای بار چندم تماس گرفت و اظهار لطف و محبت کرد.
و اینطوریاست که پدرم حتی بعد از رفتنش بهم ادب یاد میده،
که صاحب نهج البلاغه فرمود:
«لا میراثَ کَالادب؛ هیچ ارثی به ارزش ادب نیست».
خدایا ما را مؤدب زنده بدار و باادب بمیران! 🤲
هدایت شده از مدرسهتـ؋ــکرونوآوری نگاه
حجتالاسلام محسن قنبریانپرواز تهران-کوفه!.mp3
زمان:
حجم:
23.6M
▪️پـروازِ تهــران - کــوفه!
الگوی «عدالت علوی» در عبور از بحران اجتماعی و و تنگناهای اقتصادی
سخنران: استاد #قنبریان
🔻نمای کلی وضعیت اقتصادی پیش از حکومت امیرالمؤمنین(ع)
×انحراف از بعثت به تقلب اموی
×بحران اقتصاد جنگپایه و رکورد به دلیل توقف فتوحات و کاهش خراج و جزیه
×میراث تورم و سقوط ارزش پول
×تجمع ثروت در دست اشراف و انحصارات
🔻تدابیر اصلاحی حکومت علوی
×انتقال مرکز ثقل اقتصاد از نهاد قدرت و سیاست به آحاد مردم
×مبارزه با تعارض منافع و بنگاهداری دولتی، منع ورود مقامات به معاملات، ابطال انحصارات
×هدایت سرمایه به تولید و مالیات بر اشرافیت
×مقابله با سفتهبازی، ضرب اولین سکه اسلامی و نهادینهکردن «بیع سَمح» در مقابل اقتصاد دستوری و بازار آزاد
×نظام حمایتی و تضمین حقوق اجتماعی، رسمیت بخشیدن به حق اعتراض(مظاهره)
#عدالت_علوی
#میلاد_امام_علی
✨آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر✨
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
🆔 @sch_negah
🌐 http://www.negahschool.ir
حجتالاسلام اکبرنژاد میگوید «#تقیه اگر درست فهم شود، انسان را بزدل و ترسو نمیکند» و «در تقیه نباید بر خودمان بترسیم»:
https://eitaa.com/akbarnejad_ir_2/962
https://t.me/akbarnejad_ir/10263
به گمانم ایشان هم در دام عقیدۀ فرقهای افتاده که خود، آن را به دیگرانی نسبت میدهد: زیدیه!
اصولا تقیه (پنهان کردن عقیدۀ واقعی) یک حکم عقلائی و مربوط به شرائطی است که انسان (با شناختی که از خود و حریف و محیط دارد) تحمل سختیهای پس از اظهار عقیده را نداشته باشد؛ لذا مراتب تقیه، به شرائط شخص و محیط وابسته است.
بله، اگر مصلحتی اهم در میان باشد تقیه عقلا و شرعا حرام میشود،
مثل آنچه در روایات باب «عَدَم جَوَازِ التَّقِيَّةِ فِي الدَّم» از وسائل الشیعه آمده است، مانند حدیث زیر از امام باقر (علیه السلام):
«إِنَّمَا جُعِلَتِ التَّقِيَّةُ لِيُحْقَنَ بِهَا الدَّمُ فَإِذَا بَلَغَ الدَّمَ فَلَيْسَ تَقِيَّةٌ.»
یعنی اگر منِ بیگناه تقیه نکنم، مثلا کشته میشوم، اما اگر تقیه کنم، بیگناه دیگری کشته میشود؛ در این صورت حق تقیه ندارم، چون خون من رنگینتر از دیگران نیست.
اما در غیر این موارد، از آیات و روایات متعددی فهمیده میشود که اگر حقگویی ما تأثیرِ عقلائی در ناحقان ندارد، تقیه جائز است و اگر علاوه بر آن، تأثیر منفی بر ما دارد، تقیه واجب میشود.
#مثلا اگر ببینیم کسی را بهناحق میزنند یا میکُشند، در صورتی مُجازیم اعتراض کنیم که احتمال عقلائی بدهیم اعتراض ما تأثیر مثبت دارد، یعنی سبب نجات آن شخص مظلوم میشود، اما اگر چنین احتمالی در کار نیست، تقیه جایز است، و اگر احتمال عقلائی بدهیم که در صورت اعتراض، نه تنها آن شخص مظلوم را نجات نمیدهیم، خودمان هم در مخمصه گرفتار میشویم و توان مقابله نداریم، مکلف به تقیهایم.
اگر کسی چشم بر این واقعیات زیست انسانی ببندد و بحث را با کاربست واژههایی مثل #بزدل و #ترسو جمع کند، گرفتار مغالطۀ «استفاده از الفاظ دارای بار ارزشی» شده است.
بر هدایتگران جامعه این مراقبت لازم است که حتیالامکان با توصیههای ایشان، آسیبهای جبرانناپذیری بر افراد دلسوز و فداکار وارد نشود.
14041014 دکتر دشتی، نشست الزام به تبعیت از قانون.docx
حجم:
656.5K
متن سخنان دکتر محمدتقی دشتی
معاون پژوهش مرکز تحقیقات اسلامی مجلس
موضوع: نسبتسنجی فرآیند قانونگذاری و الزام به پذیرش قانون
تاریخ: ۱۴ دی ۱۴۰۴
https://eitaa.com/anbaz60/1932