آدم وقتی چیزی رو فهمیده ، دیگه نمیتونه ندونه !
وقتی که فهمیدم چشمهای زیبایی داری ، وقتی که فهمیدم گودیِ انگشتات همیشه گرمه ، وقتی که فهمیدم موقع لبخند زدن چشات
ریز میشع ، وقتی فهمیدم وقتی لب هات میخندند اشکال هندسی رو به بازی میگیرند و مستطیل عمر من میشند ، دیگه بعد از اون
نتونستم ندونم ! . . . میدونی چیه؟
آدم میتونه نخواد ، میتونه نره ، میتونه بمیرع ، میتونه سکوت کنه ، میتونه بخوابه ، میتونه خودشو حبس کنه ، میتونه از بین بره ولی عاشق بشه . .
ولی نمیتونه دیگه چیزیو ک فهمید و نفهمه
میتونستیم چیز هایی ک فهمیدیم و فراموش کنیم
اونطوری تحمل زندگی راحت تر بود
ولی لعنتی ؛ ای کاش یادم میرفت ک رفتی
ای کاش یادم میرفت ک دیگه برای من نیستی
آدما یهو میرن ؛ یهو خسته میشن ؛ یهو ممکنه دیگه دوستت نداشته باشن ؛ ممکنه صبح که از خواب پا میشن تصمیم بگیرن دیگه نخوانت حتی اگه شب قبل حاضر بودن برات بمیرن!
دنیا همینقد بی رحمه !
آندیا!
آدما یهو میرن ؛ یهو خسته میشن ؛ یهو ممکنه دیگه دوستت نداشته باشن ؛ ممکنه صبح که از خواب پا میشن تصمی
فقط ؛ تو چرا انقد بی رحم بودی ؟
بعضی اوقات انگار اینترنتی که مغزم بهش وصله قطع میشه بد مغزم تو آنچه گذشت گیر میکنه خب بزرگوار یخورده آنچه خواهید دیدم نشون بده.
دو دسته آدم وجود داره دسته اول کسایین که بین گریه هات میخندوننت دسته دوم اونایین که بین خنده و شادیات کاری میکنن با تمام وجود گریه کنی از دسته دوم دوری کنید و تا میتونید نفرینشون کنید که خدا اون دنیا از دماغشون دربیاره.