ویرانه نه آنست ک جمشید بنا کرد
ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که با هر نگه تو
صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت؛)
اما من باور دارم
یک روز ...
تقاص آنچه
که با ما
کرده اند را
آدمی دیگر
برایشان
جبران می کند!
با هیچکسم میل سخن نیست ولیکن؛
تو خارج از این قاعده و فلسفه هایی
تو که هیچکس نیستی..
تو که همه نیستی
تو همانی که دلم؛
لک زده لبخندش را..
فکرمیکنم هیچ اشتباهی قابل جبران نیست.. چون هیچ چیز بعداز خط خوردن، بعد از شکستن، بعد از فرو ریختن، بعد از طوفان، مثل قبلش نمیشه!