آندیا!
من زورم رسید به جای خالیت . . . من زورم رسید به بوی عطری که میزدی . . . من زورم رسید که خودمو بِکَنَ
بغلم کن . . .
بغلم کن روحمو که خستست . . .
ما از یهجایی به بعد دیگه هرچی گریه کردیم سبک نشدیم. فقط انگار جا باز شد واسه غم بعدی..
آندیا!
میدونم دوسم نداریا ولی نمیخوام باورش کنم؛)
میدونم رو اعصابتما
ولی نمیخوام باورش کنم ؛)
آندیا!
میدونم رو اعصابتما ولی نمیخوام باورش کنم ؛)
میدونم ازم بدت میادا
ولی نمیخوام باورش کنم ؛)