کسی نمیداند که شب ها زیر اوار افکار
چگونه از هم پاشیدیم،و صبح بی آنکه
کسی بفهمد بلند شدیم و لبخند زدیم ..
آندیا!
بیشتر از همیشه تو یادتم؛ معتادتم . . . نمیری از جلو چشم . . پس میزنم خاطرتو . .
چطوری از غریبه ها غریبه تر؟ . .
هر شب م.ستم و هر شب میگم فقط همین یه شب . .
آندیا!
چطوری از غریبه ها غریبه تر؟ . . هر شب م.ستم و هر شب میگم فقط همین یه شب . .
وقتی هر بیتش حقه و نمیدونی کجاشو بنویسی؛؛؛
آندیا!
دقیقا اونجایی که محمد یغمایی میگه: نشسته ام وسط زندگی، صبور، غمگین، امیدوار، خسته و ادامه دهنده و اد
اونجا که نزار قربانی میگه:
کاش یکی بود چشمامونو میفهمید
وقتی ناراحت میشدیم به سینش اشاره میکردو میگفت
اینجا وطن توست .
احساسی که نابود شده دیگه هیچوقت
درست بشو نیست. حتی آدم جدید هم
نمیتونه درستش کنه، هرچند اون حس
دوباره شکوفه میده ولی دیگه نمیتونه
مثلِ روز اول شه.
اگه دیگه هیچ وقت پیش هم نبودیم میخوام به یادت بیاری که یه وقتایی چقدر باهام خوشحال بودیم .