آندیا!
ولیکن تو خارج از این قاعده و فلسفه هایی
تو که هیچکس نیستی؛
تو که همه نیستی ..
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را:)..
ما از همدیگه دور بودیم، توی دنیایی با هم آشنا شدیم ک بهش میگن مجازی :)
ولی ط واقعی ترین اتفاق مجازی زندگیم بودی، ط واقعی بهم صبح بخیر و شب بخیر میگفتی و من واقعا با دوسِت دارم گفتنای ط حالم خوب میشد :)
هنوز نتونستم بغلت کنم، ولی خط به خط زندگیتو حفظم، خط به خطِ صداتو و خط به خطِ چتامونو حفظم و با خط به خطش زندگی میکنم :)
ط اتفاق قشنگِ دنیایِ منی، دنیایی ک با دنیای واقعیِ آدما خیلی فاصله داره :)
دلم میخواد بهش پیام بدم بگم:
“تو واقعا دلت برای من تنگ نشده یا داری ادای بی تفاوتا رو درمیاری؟”