او رفت
و صبر رفت
و تحمل تمام شد
از هم گسست سلسلهی اختیار ما
گفت از تو یاد میکنم
اما وفا نکرد
یادش بخیر
یار فراموشکار ما...(:
وقتی نیستی آسمون ماتم گرفته، تیره شده، ماه کمرنگه، خورشید گرم تر و مزخرف تر از همیشه میتابه، ستاره ها یکی یکی خاموش میشن، دریا به زیبایی همیشه نیست، روز با بی حوصلگی میگذره شب با دلتنگی، شبنم رو گل نمیشینه، درختا شکوفه نمیدن، پرنده هارو صبح ها نمیبینم، صبحونه بهم نمیچسبه، وقتی نیستی همیشه یه چیزی کمه. بیا بمون و نرو ..
من وقتی باهات حرف میزنم انگار لبه کرهء ماه نشستم و پاهامو آویزون کردم.
انگار زیر بارون دراز کشیدم و عمیق نفس میکشم.
انگار بین ابرای پشمکی پرواز میکنم.
انگار روی آب دریا شناورم و هوا خنکه.
انگار همه چیز قشنگه و قرار نیست اذیتم کنه.
انگار با زندگی آشتی کردم و میتونم با امید بهش ادامه بدم.
آدم های قوی انسان های عجیبین ؛
مثلا دلداری دادن
و آروم کردنشون کار هرکسی نیست ،
اونا میتونن ساعت ها لبخند بزنن ،
بگن و بخندونن و شاد به نظر برسن ،
ولی هیچکس حتی متوجه
غمی که تو دلشونه نشه . .
زندگی جوری میگذره که قشنگ میفهمی ،
داریوش چی خونده :
‹ عجب بیهوده تکراریست دنیا . . ›
ببین اتفاق عجیبی نیوفتاده
فقط توی موقعیتی قرار گرفتی که قبلا توش نبودی،
واسه همین طبیعیه که کمی احساس گیجی کنی، بهش میگن تجربه و امتداد همهی این تجربه ها اسمش زندگیه، فقط داری زندگی میکنی!
نادیده گرفته شدن از طرف بهترین آدم زندگیت؛
مثل پریدن تو استخر لیمو میمونه
اونم با بدن زخمی .