آندیا!
± من از تموم این دنیـٰا ، فقط دلم میخواد برم کنسرتِ شادمهر اون بخونه : ‹ هرکاری میکنه دلم ، تا بغضمو
± من از تموم این دنیـٰا ، فقط دلم میخواد برم
کنسرتِ احسان خواجه امیری اون بخونه :
‹ با این ك همه عمر مرا کشت خیالت . . ! ›
- منم این طرف با چشـٰای اشکی و بغض داد بزنم :
‹ هرآنچه گرفتی ز من و عشق حلالت :)!›
- دیگر به راستی میدانم ك درد یعنی چه . .
‹ درد به معنای کتك خوردن تا حد بیهوش شدن
نبود ، بریدن پا بر اثر یك تکه شیشه و بخیه زدن
در داروخانه نبود ، درد یعنی چیزی ك دلِ آدم را
در هم میشکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد ،
بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد
دردی ك انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر
باقی میگذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد
ك سرش را روی بالش حرکت دهد : )! ›
آندیا!
- از لحاظ روحی نیاز دارم . . به آرامش بعد یه اضطراب ِ طولانی ، حمام بعد یه روز گرم ، پتوی ضخیم وسط س
- از لحاظ روحی نیاز دارم . .
به رانندگی کردن تو شب و خیابونایِ خلوت با موزیكِ ملایمی ك پس زمینهس و باد خنکی ك میخوره تو صورتت :)!﮼