بعضی حرفا رو نه میشه زد ، نه میشه
خورد ، میمونه سر دلت میشه دلتنگی ،
میشه بغض ، میشه سکوت ، میشه همون
وقتا که خودتم نمیدونی چه مرگته .
- دلم ذوق کور شدهاس ، لباس سفیدِ روغن ریختهاس . .
گوجه له شدهاس ، دلم شب امتحانه .
غروب جمعهاس :))!
اصلا ما برای همین سر راه همدیگر قرار گرفتهایم ،
که پناه باشیم برای هم ، وقتی همه زخمِ جدید هستند.
- به او گفتم ك اگر روزی نتواند بلند شود کنارش دراز میکشم .
ترجیح میدادم با او شکست بخورم تا پیروز باشم .
اما همین را هم نخواست . .
او مرا حتی لایق شریک شدن در شکست و غمش نمیدانست :))!