آندیا!
کِشاکشهاست در جانم ، کُشنده کيست میدانم ؛
دَمی خواهم بياسایَم ، وليکن نيستم اِمکان ؛
آندیا!
دَمی خواهم بياسایَم ، وليکن نيستم اِمکان ؛
به هر روزم جُنون آرد ، دِگر بازی برون آرد ؛
آندیا!
به هر روزم جُنون آرد ، دِگر بازی برون آرد ؛
که من بازيچهی ِ اويم ، زِ بازیهای ِ او حيران !
بامزهترین بخش جهان بزرگسالی اینه که همه دارن به همدیگه درس زندگی میدن و بلا استثنا همه هم توی زندگی های خودشون گند زدن .