و چه یلدای دردناکی ست برای من ...
که باید با خودم تکرار کنم یک دقیقه بیشتر از دستت داده ام .
باید به خودم یادآوری کنم که یک دقیقه بیشتر دلم برایت تنگ می شود .
باید کنار بیایم با زمستانی که امسال ، یک دقیقه بیشتر سرد است ؛ بدون تو :)
اگر هنوز کسی را دارید که میتوانید یلدا را به او تبریک بگویید ، یک دقیقه بیشتر در آغوشش بگیرید ، یک دقیقه بیشتر به او بگویید که دوستش دارید ؛
دریغ نکنید .
زیرا من هم نمیدانستم که یلدای پارسال ، آخرین یلدای من و اوست :)
یلدا مبارک .
مثل موهایت دراز است طول یلدا هم ؛
تو زیبا میکنی حالم چه امروز و چه فردا هم !
همانند کسی ام من ؛ که در آغوش تنهایی ؛
بیابد یار دیرینی که شیرین است و رعنا هم !
و خندیدم به دیروزم همان لحظه که میگفتی :
نمیمانی به یک ساعت ؛ در امروزی و فردا هم !
به هنگام رسیدن ، من ، همانند کسی ام که ؛
به پیری میشود ناگه ؛ جوان و تیز و برنا هم !
بیا پاییز من را با خودت مثل زمستان کن ؛
که در دستان توست هر چه که گرما هست و سرماهم !
همانند اناریام ترک خورده و خونین دل ؛
نباشد او همینم من ؛ بسوزد قلب ابر ها هم !
" به یلدایی همانندت کنم حالا که میخواهی"
بگویم : مثل موهایت دراز است طول یلدا هم !
-من
'یلدای پارسال'
چرا امشب ، با این حال ، تو این وضع فجیع ، یکی باید جلوم از اون کلمه استفاده کنه ؟