آنــــ روز | (:
حواسمون باشه هر کسی که گلایه داره، ناراحته، ضد دین و ضد حکومت نیست مردم همهشون درد دارن، مشکل دا
اونی که درداش رو تو خودش نگه داشته که یه وقت دشمن شاد نشه، یه وقت آبروی نظام نره، یه وقت... اون خیلی بردباره، و پاداش بردباریش رو هم میگیره
ولی قرار نیست هر کسی لب باز کرد و از مشکلات گفت، ضد دین و ضدانقلاب باشه که!
جوونه، براش سوال دینی پیش مییاد، شبهه پیش مییاد دنبال جوابه
یا نه یه آدمی یه جایی کارش انقدر گیره که دیگه خسته شده، به ستوه اومده، دنبال تغییره
دلیل نمیشه سریع برچسبت رو از تو کیفت در بیاری بچسبونی روش
هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
🔰 من رنج توام...
❞ عینصاد
📚 #تو_می_آیی
#️⃣ #جمله_کوتاه
📢 |اینستاگرام| |ایتا| |کست باکس|
|آپارات| |بله| |توییتر|
╭✤ @Einsad ✤╮
آنــــ روز | (:
ترجیحم این پروازه...🌱 کسی بلیتش رو بهم نمیده؟
سفر امسال ما انگار سفر غافلگیریه، سفر تخریب شدن پیش داوریهایی که از قبل داشتیم
سفرِ به هم خوردن کاااامل پیشبینیهامون و جایگزین شدن واقعیتهای قشنگتر به جاش
هدایت شده از 🇵🇸 . آماج .
اگر روزِ نخست فروردین را نو
روز قرار میدهید، شرطي ھم
دارد.
شرط این است کہ کارۍ بکنید و
حرکتـي انجام دهید، حادثہاي را
ایجاد کنید و آن حادثہ ..
در کجاست؟
- در درونِ شما - اگر حال خود
را عوض کردید، اگر توانستید
گوهر انسانـی خود را درخشان
کنید، حقیقتاً برای شما نوروز
است.
• چکیدھ گفتہاي از قُوتِ
ولایٺ، امامخامنہای / صحنِ
مبارك رضوۍ .
آنــــ روز | (:
سفر امسال ما انگار سفر غافلگیریه، سفر تخریب شدن پیش داوریهایی که از قبل داشتیم سفرِ به هم خوردن کا
خب خودم ترجیحم مشهد بود، راهیان نور و وقتی نشد، به شیراز هم راضی بودم ولی اینجا نه.
به رفیقم گفتم سفر من سفر عبادته،
نگاه به دریا داره، نگاه به چهره پدر و مادر داره، فقط نگاه به عالم نداره😂
اونم درس بخونیم اینجا یکم، بلکه یه کوچولو جبران شه🤦🏻♀😂
آنــــ روز | (:
خب خودم ترجیحم مشهد بود، راهیان نور و وقتی نشد، به شیراز هم راضی بودم ولی اینجا نه. به رفیقم گفتم س
تصورم این بود که پرواز یه پرواز مردونهست، قراره حسابی تو چشم باشیم و...
ولی وقتی سوار شدم، دیدم خیلیا با خانواده اومدن و جو غالب خانوادگیه و... کلاً فضا با فضای ذهنی من متفاوته
از شمردن تعداد خانوادهها میشد به شمردن تعداد آقایون تنها روی آورد!
آنــــ روز | (:
تصورم این بود که پرواز یه پرواز مردونهست، قراره حسابی تو چشم باشیم و... ولی وقتی سوار شدم، دیدم خی
بعد از اینکه پیاده شدیم ، تو فرودگاه از بابام پرسیدم که بابا، کدوم اینا خانواده رفیقاتن؟
یه لبخند کوچولویی زد گفت:
فکر کردی اینجا کوچیکه؟
--دقیییییقاً
و بهم ثابت کرد که اینطور نیست...