هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
🔰 من رنج توام...
❞ عینصاد
📚 #تو_می_آیی
#️⃣ #جمله_کوتاه
📢 |اینستاگرام| |ایتا| |کست باکس|
|آپارات| |بله| |توییتر|
╭✤ @Einsad ✤╮
آنــــ روز | (:
ترجیحم این پروازه...🌱 کسی بلیتش رو بهم نمیده؟
سفر امسال ما انگار سفر غافلگیریه، سفر تخریب شدن پیش داوریهایی که از قبل داشتیم
سفرِ به هم خوردن کاااامل پیشبینیهامون و جایگزین شدن واقعیتهای قشنگتر به جاش
هدایت شده از 🇵🇸 . آماج .
اگر روزِ نخست فروردین را نو
روز قرار میدهید، شرطي ھم
دارد.
شرط این است کہ کارۍ بکنید و
حرکتـي انجام دهید، حادثہاي را
ایجاد کنید و آن حادثہ ..
در کجاست؟
- در درونِ شما - اگر حال خود
را عوض کردید، اگر توانستید
گوهر انسانـی خود را درخشان
کنید، حقیقتاً برای شما نوروز
است.
• چکیدھ گفتہاي از قُوتِ
ولایٺ، امامخامنہای / صحنِ
مبارك رضوۍ .
آنــــ روز | (:
سفر امسال ما انگار سفر غافلگیریه، سفر تخریب شدن پیش داوریهایی که از قبل داشتیم سفرِ به هم خوردن کا
خب خودم ترجیحم مشهد بود، راهیان نور و وقتی نشد، به شیراز هم راضی بودم ولی اینجا نه.
به رفیقم گفتم سفر من سفر عبادته،
نگاه به دریا داره، نگاه به چهره پدر و مادر داره، فقط نگاه به عالم نداره😂
اونم درس بخونیم اینجا یکم، بلکه یه کوچولو جبران شه🤦🏻♀😂
آنــــ روز | (:
خب خودم ترجیحم مشهد بود، راهیان نور و وقتی نشد، به شیراز هم راضی بودم ولی اینجا نه. به رفیقم گفتم س
تصورم این بود که پرواز یه پرواز مردونهست، قراره حسابی تو چشم باشیم و...
ولی وقتی سوار شدم، دیدم خیلیا با خانواده اومدن و جو غالب خانوادگیه و... کلاً فضا با فضای ذهنی من متفاوته
از شمردن تعداد خانوادهها میشد به شمردن تعداد آقایون تنها روی آورد!
آنــــ روز | (:
تصورم این بود که پرواز یه پرواز مردونهست، قراره حسابی تو چشم باشیم و... ولی وقتی سوار شدم، دیدم خی
بعد از اینکه پیاده شدیم ، تو فرودگاه از بابام پرسیدم که بابا، کدوم اینا خانواده رفیقاتن؟
یه لبخند کوچولویی زد گفت:
فکر کردی اینجا کوچیکه؟
--دقیییییقاً
و بهم ثابت کرد که اینطور نیست...
آنــــ روز | (:
تصورم این بود که پرواز یه پرواز مردونهست، قراره حسابی تو چشم باشیم و... ولی وقتی سوار شدم، دیدم خی
الآن می دونم که مسافرای هواپیما، به جز کارکنان شرکتهای پتروشیمی و بندرسازی و... ، بومیهای منطقه و گردشگرای معمولی هم بودن
مثل اینکه حتی بعضی از مردم تهران اینجا ویلا دارن!
آنــــ روز | (:
الآن می دونم که مسافرای هواپیما، به جز کارکنان شرکتهای پتروشیمی و بندرسازی و... ، بومیهای منطقه و
تصور اکثر آدما من جمله خودم وقتی اسم اینجا رو میشنون اینه که اینجا یه جای دور افتاده، یه شهرک صنعتی، وسط یه بیابون ساحلی، کنار دریاست، شایدم وسط دریا!
ولی باید اعتراف کنم کااااملاً اشتباهه
آنــــ روز | (:
تصور اکثر آدما من جمله خودم وقتی اسم اینجا رو میشنون اینه که اینجا یه جای دور افتاده، یه شهرک صنعتی
من خیلی جاهای ایران رو دیدم، شهر ساحلی زیاد رفتم، شهری که از وسطش رود رد بشه، شهر معمولی، شهر گردشگری، شهر بزرگ، شهر کوچیک
و میتونم بگم شبای اینجا درستتتت مثل شبای یه شهر معمولیه گردشگریه، یه شهر معمولی کنار رود(و البته اینجا به جای رود خلیج نایبنده)
آنــــ روز | (:
من خیلی جاهای ایران رو دیدم، شهر ساحلی زیاد رفتم، شهری که از وسطش رود رد بشه، شهر معمولی، شهر گردشگر
یه شهر پرررررِ گردشگر که تو پارکای کنار ساحل چادر زدن
(ساحل رو چیزی شبیه مون رود تو شهرای رود دار تصور کنید- اونایی که تو همچین شهرایی زندگی میکنن میدونن شکل ساحل، توی شهر و بیرون شهر متفاوته- )
بومیهایی که خیلی عادی و شبیه به ما دارن زندگی میکنم و ...