هدایت شده از آنــــ روز | (:
خداوندا
من به هر خیری که سوی من فرستی، سخت نیازمندم
اگر یه روزی متولی مسجد شدید،
حالا کل سال که در خونهٔ خدا میبندین روی بندگان خدا🥲
یه ماه رمضون رو حداقل، شبها درش رو باز بذارید
شاید یه مسلمونی دلش خواست به خدا پناه بیاره
شاید یکی خواست شبونه با خدا مناجات کنه
شاید به نفر دلش خواست سحرعای ماه رمضون رو به خدا پناه ببره
شاید یکی تو این شهر غریب جز خونهٔ خدا جایی رو نداشت
کل شب رو هم نتونستید،
حداقل نماز صبح دیگه مساجد رو باز کنید، شاید یه مسلمونی نماز صبح میخوند!
آره خلاصه
یه زمانی مسجد مرکز جامعهٔ اسلامی بود، الآن یه همچو منی که توفیق نماز ظهر و مغربِ مسجد رو نداره، که پناهگاه امنش تو این شهر غریب مسجد محلشونه، سحر هجدهم ماه رمضون، هنوز نتونسته مسجد بره!
پ.ن:
خونهٔ قبلی که بودیم، کل سال مسجدمون فقط نماز مغرب و عشا برگزار میکرد
ولی ماه رمضونا نماز صبح هم داشت
اینجا ولی
مسجدِ (البته حسینیهست) جوون، پویا و سرزندهای داره که هر وعده و شلوغ نماز جماعت برگزار میکنه
دیشب هوس نماز صبح جماعت کردیم، رفتیم دیدیم بستهست
با بابا تا مسجد بعدی رفتیم، و دیدیم برای خانمها نماز برقرار نمیشه، تا مسجد رفته بودم، ولی مجبور شدم تو کفشداری نمازم رو فرادی بخونم
راستش خیلی دلم برای حال و هوای این حسینیه تنگ شده، هر روز دم افطار که داریم میریم مهمونی، با اندوه فراوان و با آتش فراق نگاهش میکنم و رد میشم
حیفه که سحرها برنامه نداره، حیفه...
آنــــ روز | (:
اگر یه روزی متولی مسجد شدید، حالا کل سال که در خونهٔ خدا میبندین روی بندگان خدا🥲 یه ماه رمضون رو
یه ماهرمضونه که بندههای خدا میخوان با خداشون آشتی کنن
شما در رو به روشون نبندید
آنــــ روز | (:
اگر یه روزی متولی مسجد شدید، حالا کل سال که در خونهٔ خدا میبندین روی بندگان خدا🥲 یه ماه رمضون رو
و خدا رو شکر
بابت اینکه با تمام گناهکاریمون، با تمام روسیاهیمون
بازم پناهمون شمایین
خدا رو شکر که تو ایران زندگی میکنیم
حرم داریم، مسجد داریم، حسینیه داریم، شهید گمنام داریم، زینبیه داریم، امامزاده داریم و...
خداروشکر که جایی هست که پناه ببریم
و خدا رو شکر که هنوز زیر این بیرق سینه میزنیم
هدایت شده از كانال (گروه مداحی انصارالله🇾🇪)
لستم وحدكم
www.aparat.com/v/1zFoS
www.mmy.ye/314395/
ألحان وكورال | فرقة أنصار الله
بمشاركة كوكبة من نجوم الإبداع
كلمات | الحمزة المغربي
توزيع ومكساج | محمد عليق
ـ〰️〰️〰️〰️〰️〰️
دِمــاؤُكُـــم دِمــاؤُنــــا
جِراحُكُـــم جِراحُـــنــا
دُموعــكُـم دُمـوعُــنـــا
عيونُنـا ذاتُ الـعـيـونْ
أُنـاسـكـُـم أُنـــاسـُــنـــا
كباركم كــــبـــــارنـــــا
صغاركم صــغـــارنــــا
بنصـركم لا لـن نـهـونْ.
نحنُ الفعالُ إذا الخلائقُ أُخرسُوا
وتغافلوا عــمّــا جنى المـُتغطرسُ
يا غزةَ الصبـرِ الجميلِ فصـبـرُنـــا
يشتدُّ حـــتّــى تفتديــكِ الأنفــسُ
والـلـه 'لـسـتُـم وحـدَكُـمْ' بل إننـا
أنتمْ ومــن أنــفاسـكــُم نتـنـفـّسُ
'صنعاءُ' و'الـقـدسُ' الحبيبـةُ توأمٌ
لَهُــمـا شـعـورٌ واحـدٌ ومـُــقـــدَّسُ
آهـــاتـــكــم آهــاتــُنــــا
ألا مـكم ألا منــــا
يتـيــمــكــُـم يـتـيـمـُـنـا
إنــّا لــكــم مــُنـاصرون
أسـيــركـُم أســـيــرنــــا
جريحـكــم جــريحــنــا
شهيدكــم شــــهـيـدنـــا
لأجلِكُـم طــابَ المـنـونْ
تحمــرُّ أعيُنــَنـا لــعـيـنـَي طـِفــلـةٍ
طَفِقـتْ لأحــزانِ الـبـرايـا تـعكـسُ
ونَجُوْعُ شعـباً إذْ يجـــوعُ بـغـــزّةٍ
فـردُ ونُـحـبـَسُ موطنـاً إذْ يُحبسُ
طلـبَ الصهاينةُ الزوالَ لـعرشِـهـِم
من عيشِهـِم لابدَّ أنْ يستــيـئـســوا
فيضُ الجرائـمِ للــطـغـاةِ نـهــايــةٌ
يا فتحـَنـا الموعـودَ لاحَ المَـقـدسُ.
#لستم_وحدكم
#معركة_الفتح_الموعود_والجهاد_المقدس
ـ〰️〰️〰️〰️〰️〰️
تابعونا على الحسابات الرسمية لفرقة أنصار الله الإنشادية في مواقع التواصل:-
www.mmy.ye
https://cutt.us/yjWt8
T.me/AnsarAllahBand
یه سؤال
فکر کنید اگر مثلاً ریزعلی خواجوی، پیراهنش رو نمی سوزوند و جلوی قطار رو نمیگرفت
بعدها باید چی کار میکرد که خدا خون این همه آدم بیگناه رو بهش ببخشه؟
چطور میخواست از اینهمه آدم حلالیت بطلبه؟
یا مثلاً اگر یه مسئولی، کارش رو درست انجام نده، کامل انجام نده، حالا یا سهواً و براساس جهل و ناتوانیش یا عمداً و براساس تنبلی و بیتقواییش( یا حتی بدتر)
اگر بخواد توبه کنه و خدا ببخشتش، چطور باید جبران کنه؟
چطور از اینهمه آدم حلالیت بطلبه؟
سؤالیه که این مدت ذهنم رو درگیر کرده و جوابی براش ندارم
اگر بتونید کمکم کنید خوبه
https://daigo.ir/secret/19099629
آنــــ روز | (:
یه سؤال فکر کنید اگر مثلاً ریزعلی خواجوی، پیراهنش رو نمی سوزوند و جلوی قطار رو نمیگرفت بعدها بای
مثلاً همش تو فکرم اینه که تو خون مردم غزه شریکم
تو جهل مردم
تو بلاهایی که سر دوستام مییاد
تو خیلی جاهایی که میتونستم کاری بکنم و نکردم
حتی جدیداً فهمیدم تو مسئولیتهایی که داشتم، بعضی جاها میتونستم بهتر باشم و نبودم
خوره افتاده به جونم و ول نمیکنه
آنــــ روز | (:
مثلاً همش تو فکرم اینه که تو خون مردم غزه شریکم تو جهل مردم تو بلاهایی که سر دوستام مییاد تو خیلی
تو خون مردم غزه...
چند روزه میخوام بنویسم و از شدت فشار عصبی که بهم مییاد کلاً ناتوان میشم از نوشتم...
آنــــ روز | (:
تو خون مردم غزه... چند روزه میخوام بنویسم و از شدت فشار عصبی که بهم مییاد کلاً ناتوان میشم از نو
ما چطور داریم راست راست رو زمین راه میریم، میخوریم، میخوابیم، مهمونی میریم در حالیکه کسی به یاریمون احتیاج داره
هدایت شده از آنــــ روز | (:
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ