eitaa logo
آنــــ روز | (:
108 دنبال‌کننده
646 عکس
117 ویدیو
2 فایل
مؤمن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد😎✌🏻 هر چیزی که لازمه حواسم بهش باشه و یادم بمونه اینجا می‌خونمتون :👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_l7vhopi&btn=(: لطفاً بعد از پیام دادن دوباره بررسی کنید، داخل لینک بهتون جواب می‌دم. @HDHH_FZ
مشاهده در ایتا
دانلود
 وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ
یه سؤال فکر کنید اگر مثلاً ریزعلی خواجوی، پیراهنش رو نمی سوزوند و جلوی قطار رو نمی‌گرفت بعدها باید چی کار می‌کرد که خدا خون این همه آدم بی‌گناه رو بهش ببخشه؟ چطور می‌خواست از اینهمه آدم حلالیت بطلبه؟ یا مثلاً اگر یه مسئولی، کارش رو درست انجام نده، کامل انجام نده، حالا یا سهواً و براساس جهل و ناتوانی‌ش یا عمداً و براساس تنبلی و بی‌تقوایی‌ش( یا حتی بدتر) اگر بخواد توبه کنه و خدا ببخشتش، چطور باید جبران کنه؟ چطور از اینهمه آدم حلالیت بطلبه؟ سؤالیه که این مدت ذهنم رو درگیر کرده و جوابی براش ندارم اگر بتونید کمکم کنید خوبه https://daigo.ir/secret/19099629
آنــــ روز | (:
یه سؤال فکر کنید اگر مثلاً ریزعلی خواجوی، پیراهنش رو نمی سوزوند و جلوی قطار رو نمی‌گرفت بعدها بای
مثلاً همش تو فکرم اینه که تو خون مردم غزه شریکم تو جهل مردم تو بلاهایی که سر دوستام می‌یاد تو خیلی جاهایی که می‌تونستم کاری بکنم و نکردم حتی جدیداً فهمیدم تو مسئولیت‌هایی که داشتم، بعضی جاها می‌تونستم بهتر باشم و نبودم خوره افتاده به جونم و ول نمی‌کنه
آنــــ روز | (:
مثلاً همش تو فکرم اینه که تو خون مردم غزه شریکم تو جهل مردم تو بلاهایی که سر دوستام می‌یاد تو خیلی
تو خون مردم غزه... چند روزه می‌خوام بنویسم و از شدت فشار عصبی که بهم می‌یاد کلاً ناتوان می‌شم از نوشتم...
آنــــ روز | (:
تو خون مردم غزه... چند روزه می‌خوام بنویسم و از شدت فشار عصبی که بهم می‌یاد کلاً ناتوان می‌شم از نو
ما چطور داریم راست راست رو زمین راه می‌ریم، می‌خوریم، می‌خوابیم، مهمونی می‌ریم در حالیکه کسی به یاریمون احتیاج داره
هدایت شده از  آنــــ روز | (:
 وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ
آنــــ روز | (:
 وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ
آخرش همه رفیقامون که با هم شروع کرده بودیم حتی اون رفیقایی که از زیر خط فقر شروع کرده بودن هم شهید می‌شن ما هنوز اینجا داریم الکی با کلمات بازی می‌کنیم!
ای دل تو چه می‌کنی؟ می‌روی یا می‌مانی؟
♥️¦ با معانی دعاها خیلی انس داشتن و همچنین معنا و ترجمه‌ی روح‌نواز و قلب‌نشین دعای جوشن کبیر . . واقعا شب قدر، قـــدر می‌دونستن و سعی ‌کردن با دل و از عمق وجودشون تک تک اعمال شب قدر به جا بیارن . سال‌گذشته شب قـدر در جوار حضرت رقیه‌‹س› در شام بودند؛ و الآن در کنار خود اهل‌بیت . . ! • سـردار‌طریق‌القدس ؛ شهید‌آقازاده‌نژاد ' ˹ @Martyr_Quds ˼
هدایت شده از پونز
❗️ سلوک عاشقانه 🔻همیشه در میان کلمات به دنبال واژه‌هایی می‌گردیم که حقیقت مسئله را بیشتر از اینکه بگوید، نمایان سازد. آدمی وقتی در میان کلمات کتاب می‌نشیند تا صفحه صفحه بخواند، یادش می‌رود که سهم قلبش را از واژه‌ها پیدا کند و برای خود مسیری هموار سازد. 🔻 اینجا دیگر دعوا بر سر هدف نیست، گاهی تصمیمت را گرفتی، هدفت را روشن کردی اما گیر می‌کنی! عزم جزم است، اما راه مشخص نیست. آنها که آقامحمدحسین را از نزدیک دیدند می‌فهمند که کنار مسیرسازی برایشان سلوک حرکت تعیین می‌کرد تا در هنگامه عمل عاشقانه مسیر را بپیمایند. 🔻 این نسبت، زمانی تعیین می‌شد که مثلث آقاروح الله (انقلاب اسلامی)، تخصص‌ت و راه دین‌داری برایت ترسیم می‌شد و تو متوجه می‌شدی که توانت چیست و چگونه این توان را در خدمت انقلاب اسلامی قرار دهی. این مثلث با «سلوک عاشقانه» هموار می‌شد و همان کاری بود که آقامحمدحسین کرد تا در میان گمراهی راه بیابی و بدانی دنیایت کجاست و چگونه برای آخرتت مجاهدانه تلاش کنی. 🔻 اینها را می‌نویسم به پاس سه سال تنهایی، به پاس سه سال سوالاتی که در حلقوم مانده و کسی را برای پاسخ نیافتم. اینها را می‌نویسم برای اشک‌های پنهان و آشکارم، برای اینکه بعد از سه سال به یادت باشم. اینها همه تکه‌های وجودم میان کلمات است که گم شده و تو مرا در میان واژه‌ها می‌توانی بیابی که جز «آه» چیزی نیست. اینها را نوشتم تا این شب قدر که از آن امیرالمومنین است به یادم باشی. 📌 @ponezs
آنــــ روز | (:
❗️ سلوک عاشقانه 🔻همیشه در میان کلمات به دنبال واژه‌هایی می‌گردیم که حقیقت مسئله را بیشتر از اینکه ب
منی که تموم اون سال حسرت این رو داشتم که چرا جسارت نکردم برم و بعد کلاس سؤالم رو بپرسم. سؤالم رو و ادامهٔ اون سؤالات رو نگه داشته بودم که وقتی دوباره دیدمشون بپرسم. یادمه بین کانال‌ها و پوسترها، دنبال این می‌گشتم که کجا کلاس دارن. که بالأخره عکسشون رو روی یه پوستر دیدم، با ذوق اومدم پایین که مکان و زمان جلسه رو چک کنم. که دیدم پوسترِ خبر ترورشونه... چه روزهای عجیبی که بر انسان نمی‌گذرد...