eitaa logo
عبدالرحیم انصاری | تحلیلگر سیاسی
22هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
984 ویدیو
6 فایل
تحلیل مسائل و موضوعات سیاسی روز/ بررسی تحولات خاورمیانه و بین الملل 🔸️ادمین فقط تبادل با کانال ها: @YaZahra020
مشاهده در ایتا
دانلود
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺پاسخ های احتمالی ایران به محاصره هوایی آمریکا و اقدامات برخی کشورهای همسایه چه میتواند باشد؟ ✅ @Ansari_rahim
🔺توییت عبدالرحیم انصاری: اتهامات بی‌ اساس کلمبیا علیه ایران، بی‌ارتباط با استراتژی ایالات متحده برای منزوی کردن جمهوری اسلامی نیست. عدم اعتماد جهانی به ایالات متحده و اسرائیل، دلیل اصلی این اتهاماتی است که از سوی یک دولت کوچک آمریکای جنوبی مطرح شده است! 🔹️پ.ن: دولت جدید کلمبیا که طرفدار ترامپ است، ارتباط خود با ایران را به بهانه واهی ارتباط با تروریسم قطع کرده است. ✅ @Ansari_rahim
قیمت نفت؛ تمام ماجرا نیست! چرا آقای عراقچی با گفت‌وگو و ارسال پالس مذاکره،  زمینه کاهش قیمت نفت را فراهم می‌کند؟ آیا این اقدامات دولت با هدف اقتصادیِ میدان در تعارض نیست؟ خوب؛ اگر استدلال این باشد که ایران نباید به سمت مذاکره و گفت‌وگو برود، چون مذاکره قیمت نفت را پایین می‌آورد، باید مابه‌ازای این تصمیم را هم محاسبه کرد. نمی‌توان فقط منفعت احتمالی حفظ قیمت بالای نفت را دید و هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک نرفتن به سمت مذاکره را نادیده گرفت. نرفتن به سمت گفت‌وگو ممکن است به‌تدریج پیامدهایی مانند شکل‌گیری اجماع "بیشتر" علیه ایران، فاصله گرفتن بخشی از شرکای منطقه‌ای، افزایش فاصله روسیه و چین در تعامل با ایران و فراهم شدن زمینه برای اقدامات بیشتر دیپلماتیک و حقوقی علیه کشورمان در نهادهای بین‌المللی را به دنبال داشته باشد. بنابراین مسئله فقط قیمت نفت نیست. باید دید در برابر حفظ این مزیت اقتصادی در جنگ، چه هزینه‌های سیاسی و راهبردی ایجاد می‌شود. از سوی دیگر، حتی اگر مذاکراتی شکل بگیرد و قیمت نفت برای مدت دو یا سه هفته کاهش پیدا کند، لزوماً به این معنا نیست که آثار افزایش قیمت نفت بر اقتصاد آمریکا از بین می‌رود. گفتگو هایی در این سطح ، اثرات ناشی از انسداد تنگه هرمز را بر اقتصاد امریکا، به این راحتی کاهش نمی دهد. اما نکته مهم‌تر این است که در سیاست، هیچ تصمیمی بدون هزینه و بازخورد نیست. این قاعده فقط درباره ایران هم صدق نمی‌کند. برای نمونه، ترامپ نیز می داند حمله به نفتکش‌های ایرانی می‌تواند قیمت نفت را افزایش دهد و حتی با هدف او برای پایین نگه داشتن قیمت انرژی در تعارض باشد. اما اگر از نگاه تصمیم‌گیر آمریکایی، چنین اقدامی منافع دیگری در حوزه نظامی، امنیتی یا سیاسی داشته باشد، هزینه افزایش قیمت نفت را بپذیرد. بنابراین موضوع اصلی این نیست که مذاکره قیمت نفت را پایین می‌آورد یا نه. این بخش از استدلال می‌تواند درست باشد. مسئله اصلی این است که در یک معادله چندبعدی، منفعت حفظ قیمت بالای نفت در برابر هزینه‌های سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی ادامه ندادن گفت‌وگو چقدر است؟ اگر قرار است از منطق هزینه ـ فایده صحبت کنیم، باید هر دو طرف معادله را هم‌زمان دید. همان‌طور که نمی‌توان هزینه‌های گفت‌وگو را نادیده گرفت، نمی‌توان هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک نرفتن ایران به سمت گفت‌وگو را نیز صرفاً به دلیل حفظ قیمت نفت از محاسبه خارج کرد. از این منظر، حتی اگر دیپلماسی به‌تنهایی مسئله‌ای را حل نکند، می‌تواند در کاهش برخی هزینه‌ها و ایجاد برخی ظرفیت‌ها مؤثر باشد. مثلاً اگر در هفته سوم و چهارم جنگ هیچ مسیری به سمت دیپلماسی و تفاهم باز نمی‌شد، بعید بود همان سطح از باز شدن برخی مسیرهای زمینی برای کاهش آثار محاصره و همان میزان همکاری، ولو محدود، از سوی برخی کشورها شکل بگیرد. حرف نگارنده دفاع از مذاکره به هر قیمت نیست. حرف این است که مذاکره، میانجیگری، ابتکار دیپلماتیک و استفاده از ظرفیت چین و روسیه باید در کنار قدرت نظامی و اقتصادی، به‌عنوان ابزارهای تأمین منافع ایران دیده شوند. اگر مذاکره هزینه دارد، عدم مذاکره هم هزینه دارد. در نهایت، آنچه در قوه عاقله نظام تصمیم‌گیری می‌شود، باید برآیند مجموعه همین هزینه‌ها و فایده‌ها باشد، نه صرفاً نتیجه نگاه کردن به یک متغیر مانند قیمت نفت. @tahlileghtesadi