افسانه جدایی آمریکا از اسرائیل هم یک جوک بیمزهست
یادتون باشه، کلاه سرتون نذارن با این جمله که بین اسرائیل و آمریکا جدایی افتاده
حکومت آمریکا و اسرائیل تا جایی با هم درآمیختن که دیگه نمیشه گفت اینا دوتا موجود مستقلن، باید بگیم اینا یکی هستن
یادتون رفته زمانی که نتانیاهو با اون حجم جنایاتش در غزه به کنگره آمریکا رفت و ۵۰ بار ایستاده تشویقش کردن؟
در زمانی که خود مردم آمریکا هم داشتن به اسرائیل فحش میدادن بخاطر جنایاتش
اسرائیل هر وقت که بخواد قلاده آمریکا رو میگیره و میاره تو جنگ، مخصوصا این ترامپ رو که ازش آتوی شخصی هم دارن
✍ali_bitarafan5
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 قالیباف: فرق مذاکرات الان با دورههای قبل در این است که امروز علمِ پیروزیِ میدان، پشتوانه مذاکرات است/ در مذاکره به روش مبارزه وادادگی و شعارزدگی وجود ندارد
پ ن:
از قدیم گفتهاند: «هیچ ماستبندی نمیاد بگه ماست من ترشه».
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
قرآن و پرچم و عکس امامان حرمت دارند و مقدسند. لطفا آنها را در جاهای نجاستبار قرار ندهید
هر غلطی دوست دارید بکنید، قاطی اپستینیها شوید، کسی جلوتان را نگرفته.
ولی حرمتها را نشکنید.
حیا را قورت داده و آبرو را قی کردهاید؟
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
آقای رئیسجمهور
بیا فرض کنیم یک دختر دم بخت داری که برایش خواستگار آمده است.
شادوماد خیلی پول دارد ولی به دلیل قتل عمد و تجاوز به عنف تحت تعقیب قضایی است. یک سری قولهای مبهم میدهد که سال بعد شاید دخترت را عقد کند، شاید هم خوشش نیامد و اصلا عقدش نکند.
در این شرایط، با عجله و هولهولکی دخترت را همان شب با اسنپ میفرستی خانهی او؟
خدای نکرده اصلا قصد جسارت ندارم و فقط در مورد دختر خیالیتان چنین حرفی زدم.
ولی شما با میهن واقعی ما این کار را کردید.
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
نقد حقوقی توافق اسلام آباد (بخش اول)
🖋 دکتر احمد قدیری
۱. ترجیعبند مواد ۱، ۲، ۳، ۹ و ۱۲ توافق «جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد میشوند» است که به دلیل آنکه ابتدا نام ایران آورده شده، صورتبندی مطلوبی ندارد و میتواند از منظر سیاسی و حتی حقوقی بر تقدم اقدامات ایران دلالت نماید.
در این خصوص اهل دقت را ارجاع میدهم به معاهده صلح وستفالی در سال ۱۶۴۸ و چالش ترتیب قرارگیری نام طرفین در آن.
۲. عنوان فریبنده «تفاهمنامه» (Memorandum of Understanding) نباید تلقی عدم الزامآوری سند را ایجاد نماید.
طبق بند ۱ کنوانسیون حقوق معاهدات وین ۱۹۶۹ که ایران عضو آن است و آمریکا نیز مفاد آن را به عنوان حقوق عرفی میپذیرد، «معاهده عبارت است از یک توافق بینالمللی که بین کشورها به صورت کتبی منعقد شده و مشمول حقوق بینالملل باشد، صرف نظر از عنوان خاص آن».
فارغ از عنوان این سند و تعریفی که کنوانسیون از معاهده ارائه میدهد، داخل متن به دفعات عبارات الزامآوری نظیر «تعهد» (Commitment) و «الزام» (Necessity/Obligation) به کار رفته و علاوه بر آن مفاد کلیدیای مانند «توقف دائمی و فوری جنگ»، «رفع کامل محاصره دریایی» و... همگی به دلیل صراحت و قاطعیت در انجام عمل، بار تعهدی قوی دارند.
بنابراین به طور قاطع باید گفت ما با یک «توافق چارچوب» (Framework Agreement) مانند توافق لوزان به عنوان چارچوب توافق وین (برجام) مواجه هستیم، نه یک «تفاهمنامه» (Memorandum of Understanding).
۳. لزوم «پایان فوری و دائمی جنگ در تمام جبههها» مندرج در بند ۱ توافق، که صرفاً نام لبنان در آن تصریح شده، مقدمه و مبنایی خواهد شد برای پیشبرد پروژه «صلح ابراهیم» و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی توسط اعراب به پشتوانه ترک تخاصم دائمی میان تمام طرفهای درگیر از جمله ایران و اسرائیل.
۴. ناظر به بند ۲، چند نکته اساسی وجود دارد.
طبق مواد ۳۴، ۳۵ و ۳۶ کنوانسیون حقوق معاهدات ۱۹۶۹ وین، هیچ دولتی نمیتواند بدون رضایت دولت ثالث از طرف آن تعهد دهد؛ لذا تعهدات آمریکا از طرف اسرائیل مطلقاً فاقد اثر و الزام حقوقی و مصداق «شرط باطل» است؛ خصوصاً که مقامات ارشد رژیم به طور هماهنگ و هدفمند بارها اعلام کردهاند به مفاد توافق از جمله خروج از لبنان عمل نخواهند کرد.
تعهد ایران از جانب گروههای مقاومت معنایی جز پذیرش «کنترل مؤثر» (Effective Control) بر ارکان جبهه مقاومت ندارد که خود میتواند تبعات منفی حقوقی به همراه اثرات مالی در حوزه دریافت غرامت از ایران داشته باشد.
تعهد برابر به محترم شمردن حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر -آن هم با قرار دادن نام ایران در ابتدا و پیش از آمریکا- در حالی که این ایالات متحده بوده است که همواره در مسائل داخلی ایران دخالتهای «سخت» میکرده و از جمله دو مرتبه وارد جنگ مستقیم با ایران شده است، جفایی در حق جمهوری اسلامی و در موقعیتِ «اقدام متقابل» (Countermeasure) نشاندن شرارتهای آمریکاست.
تعهد آمریکا به عدم مداخله در امور داخلی ایران، موضوع بند ۱ بیانیههای ۱۹۸۱ الجزایر میان ایران و آمریکا نیز بود که پس از ۴۵ سال نقض مستمر و آشکار، اکنون در این توافق بازفروشی شده است؛ آنجا که ایالات متحده متعهد شده بود «به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، سیاسی و یا نظامی، در امور داخلی ایران مداخله نکند».
۵. مواد ۳ و ۵ ترکیب به شدت خطرناکی را به وجود میآورند که مقصود آمریکا از طراحی شاکله این توافق است: ایران ظرف حداکثر ۳۰ روز تنگه را میگشاید و تردد کشتیها را به وضعیت سابق بازمیگرداند (بند ۵) در حالی که توافق نهایی میتواند با اراده آمریکا تا ۶۰ روز هم به طول بیانجامد و در صورت رضایت طرفین -ناشی از عدم حصول نتیجه در پی کارشکنیهای آمریکا- بدون سقف زمانی معین، به دفعات تمدید گردد (بند ۳).
یعنی در مضیقترین زمان ممکن برای آمریکا، این کشور که با بحران کاهش شدید ذخایر استراتژیک نفتی طی ۵۰ سال اخیر مواجه است، حداقل ۳۰ روز فرصت انحصاری برای خارج کردن نفت و دیگر اقلام مورد نیاز خود دارد تا با شارژ دوباره ذخایر خود و به ثبات رساندن نوسانات سیاسی-اقتصادی و به ثمر رساندن اهداف انتخاباتی، در وضعیتی برتر برای سومین بار ایران را «غافلگیر» نماید.
دقیقاً در همین راستاست که سیگنالهای هدفمند «عصبانیت اسرائیل» و «اختلاف نتانیاهو و ترامپ» از جانب سیاسیون و رسانههای آمریکایی و اسرائیلی ارسال میشوند تا اخلال محاسباتی در تیم مذاکرهکننده ایرانی را تعمیق نمایند.
ادامه دارد...
۱۴۰۵/۳/۲۷
✍GhadiriNetwork
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
نقد حقوقی توافق اسلام آباد (بخش دوم)
🖋 دکتر احمد قدیری
۶. طبق بند ۴، آمریکا محاصره دریایی ایران را «برمیدارد» -با استفاده از همان واژه مناقشهبرانگیز «Lift» که پیشتر شرمن به عنوان مذاکرهکننده ارشد ایالات متحده، معنای «تعلیق» را بر آن حمل نمود- و به جای آنکه اقدام خود را خاتمه دهد، از مداخله یا مانعتراشی علیه ایران «جلوگیری» (Prevent) میکند که دلالت بر تعلیقی بودن آن دارد.
در ادامه بند مذکور، در جملهای مجهول آورده شده «تردد کشتیها باید متناسب با حجم تردد قبل از جنگ از سوی ایران باشد» که عبارتی به زیان ماست. زیرا با وجود حصر طولانی دریایی و ضرورت تردد پرتعداد کشتیهایمان، حجم تردد لازم است متناسب (Proportional) با حجم پیش از جنگ باشد؛ موضوعی که صرفاً در بند مربوط به رفع حصر دریایی گنجانده شده و در بند مربوط به رفع انسداد تنگه آورده نشده است.
مهمتر آنکه در ادامه بند ۴ (موضوع محاصره دریایی) آمده است «ایالات متحده همچنین متعهد میشود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مناطق پیرامونی خارج کند»؛ موضوعی که پیوستگی آشکاری به مقوله رفع موقت حصر دریایی دارد و برخلاف ادعای عجیب و مشکوک برخی افراد، ارتباطی به تعطیلی پایگاههای آمریکا و خروج نیروهای آن از منطقه ندارد.
در پایان بند مذکور نیز در حالی که ایران ۳۰ روز برای گشایش تنگه مهلت دارد، در عبارتی بهظاهر ارفاقی، برای این مهلت چنین قید شده که «با در نظر گرفتن نیاز به رفع موانع فنی و خنثیسازی مینها توسط ایران».
نکته آنکه این قید برخلاف آنچه نشان میدهد، ملاحظه زمان ایران را که ظرف (سقف) آن در هر حال ۳۰ روز است، ندارد و صرفاً درصدد متوجه کردن مسئولیت مینروبی به کشور است؛ جایی که حتی یک برخورد یا خودزنی، نقض توافق محسوب خواهد شد و محاصره دریایی را موجب میگردد.
۷. در بند ۶ آمده است «ایالات متحده متعهد میشود که همراه با شرکای منطقهای خود، برنامهای جامع مورد توافق دو طرف برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند با تضمین تأمین مالی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار».
فارغ از اینکه تعهد از جانب ثالث مطلقاً اعتبار ندارد و تا پیش از گشایش تنگه باید تعهد مکتوب کشورهای حوزه خلیج فارس ضمیمه توافق شود، لازم است این «شرکای منطقهای» به طور دقیق مشخص گردند وگرنه هر کشور حوزه خلیج فارس میتواند ادعا نماید موضوع این متن نیست.
بهعلاوه عبارت فریبنده «مورد توافق دو طرف» یعنی آمریکا به عنوان طرف دیگر حق وتو دارد و تا رضایت آن جلب نشود، طبق متن هیچ تعهدی در این خصوص ندارد.
همچنین قید محدودیتساز «بازسازی و توسعه اقتصادی ایران» یعنی نفی «نفی سبیل» و دادن حق نظارت و دخالت در کل چرخه مالی کشور (FATF) به آمریکا تا به بهانه حصول اطمینان از مصرف شدن در حوزه «بازسازی و توسعه اقتصادی» و عدم «انحراف» آن به حوزه هستهای، موشکی و منطقهای، بر تمام مسیرهای مالی کشور اشراف یابد.
در ادامه بند مذکور آمده است «سازوکار اجرایی این برنامه، به عنوان بخشی از توافق نهایی، ظرف ۶۰ روز تدوین خواهد شد»، همانطور که رفع تحریمها در بند ۷ منوط به «توافق نهایی» (Final Agreement) در زمان نامعلوم گشته است.
این قید در واقع مکانیسم ماشه/اسنپبک نهفته در متن است؛ زیرا توافق نهایی یعنی کسب رضایت آمریکا و این یعنی در آینده نزدیک با یک دوقطبی خسارتبار در کشور مواجه خواهیم بود؛ جایی که به جامعه گفته خواهد شد سرمایهگذاری موهوم ۳۰۰ میلیارد دلاری، موکول به جلب رضایت آمریکا و عقبنشینیهای پیدرپی در حوزههای هستهای، موشکی و منطقهای است و طبیعتاً اینجاست که رهبر انقلاب مانع «عواید مالی ۳۰۰ میلیارد دلاری» معرفی خواهند شد.
۸. حدود دو ماه مذاکره در عالیترین سطوح و با وجود دستبرتر در خلیج فارس اگر نتواند دست کشور را از عواید مالی پر کند، در دوره گشایش تنگه چطور تواند این هدف را محقق نماید؟
باید بدانیم استناد و التزام یکطرفه به حقوق بینالملل در موضوع تنگه، غلطترین اقدام ممکن و مصداق اسارت حقوقی است وقتی طرف مقابل، مفاد منشور ملل متحد و قواعد آمره را نیز به طور فاحش نقض میکند.
اگر به جای انتظار برای سرمایهگذاری دشمن، با استفاده از سیالیت و تابع قدرت بودن حقوق بینالملل، اراده خود را در برقراری رژیم حقوقی جدید تنگه در دریافت «عوارض» اعمال نماییم دیگر نیازی نیست خود را معطل و اسیر چنین مکانیسم شکننده و غیر قابل تحققی کنیم.
ادامه دارد...
✍GhadiriNetwork
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
نقد حقوقی توافق اسلام آباد (بخش سوم)
🖋 دکتر احمد قدیری
۹. در بند ۸، آمده است «ایران مجدداً تأکید میکند که هرگز سلاح هستهای تولید نخواهد کرد». عبارتی که به دلیل تصریح نکردن بر عدم انحراف هستهای ایران، صورتبندی مطلوبی ندارد و بهتر بود همچون بند ۱ توافق الجزایر که آمریکا بیان داشته «سیاست ایالات متحده این است و از این پس این خواهد بود که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، سیاسی و یا نظامی، در امور داخلی ایران مداخله ننماید»، ایران نیز اظهار میداشت «مجدداً تأکید میکند که هرگز دنبال تولید سلاح هستهای نبوده و نخواهد بود».
اینکه چرا و چطور موضوع هستهای و مشخصاً «سرنوشت مواد غنی شده» و «سرنوشت تمام مسائل مرتبط با موضوع هستهای» علیرغم نهی صریح رهبر انقلاب به توافق راه یافته است، موضوع مجزایی است.
بهعلاوه، «تمام مسائل مرتبط با موضوع هستهای» شامل همان چیزی که در بند ۳ پیوست ب قطعنامه ۲۲۳۱ آمده نیز میشود؛ یعنی «موشکهای بالستیک طراحی شده برای قابلیت حمل سلاحهای هستهای» که روزنه ورود آمریکا به موضوع موشکی است.
۱۰. مطابق ماده ۱۱ «ایالات متحده متعهد میشود که به موازات پیشرفت مذاکرات به سمت توافق نهایی، وجوه و داراییهای توقیف شده یا مسدود شده جمهوری اسلامی ایران، آزاد شود و بهطور کامل در دسترس قرار گیرد».
در این خصوص، اولا اشاره به اموال غارت شده توسط خاندان پهلوی ضروری بود؛ ثانیا عبارت «به موازات پیشرفت در مذاکرات» قیدی ذهنی (Subjective) و بنابر تشخیص ایالات متحده و تا زمان توافق نهایی -با تاریخ نامعلوم و موکول به رضایت آمریکا- است.
یعنی آمریکا میتواند ادعا کند با توجه به عدم تحقق خواستههایش، هیچ پیشرفتی در مذاکرات وجود نداشته و به همین دلیل وجهی آزاد نمیگردد.
در ادامه همان بند، آمده است «این وجوه، چه در حساب اصلی نگهداری شوند و چه منتقل شوند، برای هر پرداخت نهایی به ذینفع تعیین شده توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران استفاده خواهند شد» که حائز دو نکته است: اولا عبرتنگرفتن از پولهای غیر قابل استفاده و منتقل شده به قطر در اینکه آمریکا تعهدی به «انتقال» پول به حساب ایران ندارد و ثانیا برای «هر پرداخت» به ذینفع تعیین شده توسط بانک مرکزی، باید با طرف آمریکایی هماهنگی صورت گیرد تا پس از احراز اینکه این وجوه صرف «بازسازی و توسعه اقتصادی» خواهد شد (طبق بند ۶ توافق)، به طور قطرهچکانی، آن هم پس از راستیآزمایی و تأیید آمریکا به حساب بانک مرکزی واریز گردد.
۱۱. با وجود آنکه عواید نقد و البته موقت ایران از توافق، وقفه در جنگ لبنان -بدون اشاره به موضوع خروج اسرائیل از آن- (بند ۱)، رفع محاصره دریایی (بند ۴)، برخی معافیتهای تحریمی در حوزه نفت و پتروشیمی (بند ۱۰) و احتمالا آزادسازی بخشی از داراییهای ایران است، اما طبق آنچه به تفصیل بیان شد، برآیند کلی سند کاملا به سود آمریکاست و مطلقا توافقی «متوازن» نیست.
اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً
۱۴۰۵/۳/۲۸
✍GhadiriNetwork
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
662.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای تاریخ: دلیل اصلی توقف جنگ از زبان ترامپ در سخنرانی امروز:
اگر به بمباران آنها برای چهار روز دیگر ادامه میدادم، و آنها را حسابی بمباران میکردم، با انتقادهای شدیدی روبرو میشدم. و کاری از دستم بر نمیآید. اما این توافق به کشتیها اجازه میدهد حرکت کنند. اگر به بمباران ادامه میدادیم، کشتیها حرکت نمیکردند. و شما در مورد ۵۰۰، ۶۰۰، ۷۰۰ میلیون دلار در روز صحبت میکنید. پول زیادی است، پول زیادی.
ذخایر نفتی ما هم حدود چهار هفته دیگر تمام میشود. ذخایری در سراسر جهان وجود دارد، و ذخایر ما واقعاً تمام میشد. و زمانی برای افزایش دوباره حجم ذخایر نداشتیم. و چه آشفته بازاری میشد.
✍🏻 فواد ایزدی
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
💢ذخایر نفت آمریکا فقط برای ۵۰ تا ۶۵ روز دیگر جواب میداد/ برای توافق کمی عجله کردیم!
🛢 سند رسمی وزارت انرژی آمریکا: ذخایر راهبردی نفت برای مدیریت عرضه نفت در جهان ایجاد شده؛ برای همین چهار هفته است که ترامپ برای کنترل قیمت نفت بیشترین برداشت از این ذخایر را انجام داده و سطح ذخایر به ۳۴۰ میلیون بشکه که پایینترین میزان در ۴۳ سال گذشته میباشد، رسیده است.
🔅تحلیلگر شناخته شده انرژی، جک پرندلی میگوید: ذخایر انرژی آمریکا فقط برای ۵۰ تا ۶۵ روز جواب میدهد.
❇ این یعنی اگر تنگه را دو ماه دیگر دیرتر باز میکردیم، آمریکا بیچاره شده بود و مجبور به دادن امتیازاتی جدیتر بود.
♨️در آخرین مورد هم ترامپ اعتراف کرد فقط برای ۴ هفته ذخایر آمریکا جواب میداد!
🔖 چه کسی این همه عجله را برای توافق به مسئولین تزریق میکرد؟ برخی گزارشات نادرست! شنیدم مسئولی به دروغ گزارشی نوشته و به مسئولین نظام داده که دو هفته دیگر کشور به قحطی میرسید. یک مسئول انقلابی که به بررسی گزارش او پرداخته بود، فهمید از اساس آمارش دروغ بوده است!
✍motafavetbekhoon
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
🔴 نهی رهبری
علیرغم نهی و انذار صریح رهبر شهید در خصوص مذاکره و شروط محقق نشده رهبر عزیز، با اصرار و اهرم استعفا، آتشبس و مذاکرات را رقم زدند و اکنون توافقی فاجعهآمیز را نهایی کردهاند.
سوراخ دعا را هم پیدا کرده و خود میگویند «بدعهدی آمریکا را مفروض گرفتهایم»!
پس برای چه توافق کردهاید؟!
احمد قدیری
۱۴۰۵/۳/۲۸
✍GhadiriNetwork
🔔#گلچین_آنتی_نئولیبرالیسم🚩
اقتصادی سیاسی فرهنگی
🗣 @antineoliberalism
▪️ننگنامه به امضاء رسید
دیگر حاجتی به رفتن ژنو نیست؛ این #ننگنامه توسط رئیس جمهور تروریست آمریکا ترامپ و رئیس دولت جمهوری اسلامی به صورت دیجیتال امضاء شد!
پن: چه شده است که ترامپ اینقدر شتابزده امضاء میکند؟ حواستان به کدام بند نبوده است؟