*برخی راههای مداخله برای مشکل کمبود رفتارهای ورودی شناختی دانشآموزان دیرآموز
(قسمت سوم)
رفتارهای ورودی شناختی، همان یادگیری های قبلی دانشآموز است که برای یادگیری تازه ضرورت دارند.
۱- بهترین راه برای رفع مشکل، آموزش فردی و اجرای شیوههای آموزشی ترمیمی و جبران کمبودهای یادگیری آنان است.
۲- پیش از شروع به آموزش درس تازه، بهتر است رفتارهای ورودی شناختی در کلاس را به طور جمعی مرور کرد تا امکان استفاده فراگیران از این رفتارها افزایش یابد.
۳ - تکالیف یادگیری را به شکلهای مختلف متناسب با نیازهای فراگیران تغییر دهیم. به عنوان مثال میتوان سطح دشواری مطالب را کاهش داد یا دستورالعملهای تکالیف یادگیری را به عوض مطالب نوشتنی به صورت شفاهی عرضه کرد یا از تصاویر، نمودارها یا روشهای غیرکلامی دیگر در آموزش استفاده کرد.
#راهبردها
https://eitaa.com/apfaragir
(وبینار رایگان شماره 25)
🌹🌹🌸
انشاءالله امروز دوشنبه مورخه 15 بهمن ماه راس ساعت 18:30 لغایت 20:00 وبینار ارزشیابی و طبقه بندی مشاغل مدل مرسر با تدریس آقای دکتر محمد مهدی فراحی هیات علمی دانشگاه فردوسی برگزار می شود
📌لینک ورود به وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/mehdijafari34/hr-gofteman
لطفا با گزینه میهمان وارد شوید
گفتمان منابع انسانی ایران🌸
#نشست_علمی
https://eitaa.com/apfaragir
*راهبردهای آموزشی برای معلمان دانشآموز دیرآموز
(قسمت چهارم)
با توجه به محدودیتهایی که دانشآموزان دیرآموز در یادگیری از خود نشان میدهند منطقی است که باید متناسب با نیازهای آموزشی آنها و برای برطرف کردن موانع تحصیلی تدابیری را اتخاذ کرده و اجرا کنیم.
۱- عقد قرارداد : با عقد یک قرارداد شفاهی یا مکتوب بین معلم و دانشآموز میتوان تکالیف خاصی را که دانشآموز موظف به انجام آنهاست را مطرح کرد یا رفتار خاصی مثل آرام نشستن در نیمکت به مدت ۲۰ دقیقه در صورت پیروی میتوان تشویقی را درنظرگرفت. (تشویقها به علایق فرد نزدیکتر باشند بهتر است) از فوائد چنین راهبردی این است که مسئولیت دانشآموز کاملآ مشخص شده و او متوجه میشود که دقیقآ چه چیزی از او انتظار میرود.
۲- داشتن حق انتخاب : معلم میتواند برای انجام یک تکلیف خاص دو انتخاب را ارائه دهد تا دانشآموز یکی از آنها را انتخاب کند. مثلآ برای انجام تکلیف ریاضی معلم دو پلیکپی را که هر دو با یک هدف تنظیم شدهاند را در اختیار دانشآموز قراردهد تا یکی را انتخاب کند.
چنین رویهای باعث بالارفتن احساس مسئولیت در دانشآموزان میشود بهتر آن است که انتخابها باز نباشد یعنی از ۲ یا ۳ مورد فراتر نباشد بدلیل اینکه میتواند باعث ایجاد اضطراب و تنش در فرد شود.
۳- تصمیم گیری در مورد برنامه درسی : به دانشآموزان فرصت داده میشود (البته با محدودیت) تا نظرات و پیشنهادات خود را در مورد فعالیتهای مربوط به برنامه درسی روزانه ارائه دهند.
۴- کوتاه کردن تکالیف : در این راهبرد ، تکلیف موردنظر به چند بخش کوتاهتر تقسیم شده و به جای اینکه یک تکلیف تمامآ به دانشآموز ارائه شود ، آنرا به چند قسمت کوتاهتر تقسیم کرده و هر بار از دانشآموز خواست تا یک بخش از آن را تکمیل کند. مثل حفظ کردن شعر به این صورت که هر روز ۲ بیت را حفظ کند. ارائه حجم زیاد تکلیف در یک زمان میتواند اثر منفی بگذارد ، زیرا دانشآموز احساس تهدید کرده و نسبت به تواناییهای خود احساس عدم اطمینان میکند. تکلیف کوتاه میتواند حواس پرتی ، خستگی و رفتارهای نامناسب را به حداقل برساند.
۵- اصلاحاتی در ارائه مفاهیم انتزاعی : در چنین راهبردی میتوان مفاهیم انتزاعی را بر اساس توضیحات ، نمایشها و مثالهای عینی ارائه داد . در چنین کاری استفاده از تجربیات ملموس دانشآموز نقش مهمی در دریافت راحتتر مفاهیم انتزاعی دارد. برای مثال وقتی واژة تفریق در ریاضی مطرح می شود ابتدا لازم است تا دانشآموز به مفهومی عینی از این واژه دست یابد سپس در قالب تجربیات روزمره آشنا شود ودرنهایت این مفهوم را برای اطلاق به عملیات خاض در ریاضی به کار برد.
۶- ساده سازی سطح مواد خواندنی : معلم میتواند سطح پیچیدگی واژگان یا مفاهیم به کار رفته در متنهای نوشته شده را کاهش دهد تا دانشآموز تلفیقی نیز بتواند تکلیف خواندن را متناسب با تواناییهایش انجام دهد. برای مثال معلم میتواند بر روی کلمهای که برای دانشآموز دشوار است خط بکشد و بالای آن کلمهای که برای دانشآموز مناسبتر و آسانتر است بنویسد.
7- تدریس خصوصی توسط همسالان : در این راهبرد دانشآموزانی که تواناییهای بالاتری در انجام تکالیفشان دارند به دیگران کمک میکنند تا تکالیف مدرسه و یا سایر مسئولیتها را انجام دهند.
#راهبردها
https://eitaa.com/apfaragir
*راهبردهای آموزشی برای معلمان دانشآموز دیرآموز
(قسمت چهارم یادگیری همکارانه )
یادگیری همکارانه عبارتست از استفاده آموزشی از گروههای کوچک تا بدین ترتیب دانشآموزان با یکدیگر کار کرده و یادگیری خود و دیگری را به حداکثر برسانند. یکی از مناسبترین روشهای مؤثر آموزشی جهت دانشآموزان دیرآموز یادگیری در گروه است. چرا که در رقابت فردی با سایر همکلاسان بدلیل محدودیتهای شناختی توفیق چندانی ندارند. اگر میزان موفقیت تحصیلی بعنوان ملاک شایستگی فردی در یک رقابت نابرابر مقایسهای مطرح شود این دانشآموز دیرآموز است که بازنده خواهد شد.
برای اجرای چنین راهبردی لازم است که گروهبندی با توجه به تعداد دانشآموزان یک کلاس و بر اساس توانمندی آنان صورت گیرد. برای شروع بهتر است اعضای گروه در حداقل باشند. تعداد اعضای گروه ۴ تا ۶ نفر توصیه میشود که در هر گروه تنها یک دانشآموز دیرآموز وجود داشته باشد در کنار دانشآموز بالاتر از متوسط و متوسط. بهتر است معلم در طول فعالیت گروهها نظارت کافی بر فعالیت گروهی داشته باشد و هر جا لازم شد به سوالات احتمالی آنها پاسخ دهد. قبل از شروع به کار گروهها معلم بایستی به طور دقیق اهداف موردنظر را مشخص و انتظار خویش را از کار گروه روشن نماید. قبل از شروع به کار، گروهها بایستی دانشآموزان در مورد نحوة کار گروهی یعنی وظایف متقابل افراد گروه، مشارکت داشتن همگانی در گروه و کمک کردن و کمک گرفتن و یکدیگر را تحمل کردن و … به طور کامل توجیه گردند. همچنین از واگذاری تکالیف مشکل به گروه بایستی پرهیز کرد.
پس از اجرای این روش معلم میتواند آن را ارزشیابی و با سایر روشها مقایسه کند. سؤالاتی مانند : آیا دانشآموزان همکاری لازم را در این روش دارند؟ آیا دانشآموزان به اهداف یادگیری دست یافتهاند؟ و آیا دانشآموزان علاقهای به تکرار و ادامه این نوع فعالیت دارند؟ میتواند در ارزیابی این روش مؤثر باشد.دانشآموزان دیرآموز محدودیت شناختی دارند و این امر بدلیل آن است که این دانشآموزان از نظر کیفی و کمی در کسب مهارتهای آموزشی به درجات متفاوتی عملکرد پایینتر از متوسط دارند. اما از آنجا که کودک فردی فعال در روند یادگیری است برای هر کودکی در هر سطحی از توانایی که باشد، چنانچه محیطی فراهم شود که راههای مختلفی را برای کشف و تجربة دنیا و محیط پیرامون در اختیار وی قرار داد فرصتی فراهم میشود که حتی بتواند محدودیتهای موجود در یادگیری را تا حدی جبران کند.
#راهبردها
https://eitaa.com/apfaragir