خطط الله دائماً أجمل من أمنياتنا
ثق بحكمة الله براحة البال..
خميس سعيد يا صديقي ❤️
نقشه های خدا همیشه از خواسته های ما قشنگتره🌱
با خیال راحت به حکمت خدا اعتماد کن😍🙏🏻
پنجشنبه ات بخیر باشه رفیق🙌🏻❤️
انجمن علمی دانشجویی عربی دانشگاه لرستان
#اللهجة_العراقية 🇮🇷 نامت چيست؟ 🤵 📖 ماإسمُكَ ؟ 🇮🇶شِسمِك؟ 🇮🇷 نامت چيست؟ 🧕 📖 ما إسمُكِ؟ 🇮🇶 شِس
#اللهجة_العراقية
🇮🇷 این جا
📖هُنا ، في هذا المَكان
🇮🇶 إهنا، إبهالمَكان
🇮🇷آن جا
📖 هُناك، في ذالِكَ المَكان
🇮🇶 إهناك، إبذاكَ المَكان
🇮🇷 نزديك
📖 قَريب
🇮🇶 قَريب، إگريب
🇮🇷 دور
📖 بَعيد
🇮🇶 إبعيد
🇮🇷 راست
📖 يَمين
🇮🇶 يِمنَه، يَمين
🇮🇷 چپ
📖 يَِسار
🇮🇶 يِسرَة، يَسار
🇮🇷پايين
📖 أسفَل، تَحت
🇮🇶 جَوَّه
🇮🇷 بالا
📖أعلا، فَوق
🇮🇶فُوگ
🇮🇷 فردا
📖 غَداً
🇮🇶 باچِر، بُكرَة
🇮🇷ديشب
📖 اَلبارِحَة، ألَيلَةُ الماضية
🇮🇶 إلبارْحَة، إلَليةُ إلفاتَت
6.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سریال « شاهزاده ی روم »
#قسمت_1
#أمیرة_الروم
متن 👇🏻
1.هِیْ انت... هیا..توقف!.. مکانک! ایها الشرطی... اوقفه بسرعة:
هِیْ.. تو... یالا... بایست... سرجات بایست... آها مأمور سریع نگهش دار.
2.ماالذی تحمله في هذه العربة؟ إنها مفرقعات، قلت لك ماذا تحمل ایها السائق:
توی ارابهات چی حمل میکنی؟ اینا ترقه است. بهت گفتم چیه داری میبری ای ارابهچی (راننده، ارابهران)؟
3.سوف تشهد هذه المدینة عرسا عظیما لحفیدة القیصر:
بهزودی این شهر یک جشن عروسی بزرگی رو برای نوهٔ قیصر میبینه.
4.وهذه المفرقعات هی التی سوف تزیّن لیل روما:
و این ترقهها به زودی آسمون روم رو زینتبخش میکنه.
5.سوف یکون عرسا لم تشهد روما مثیلا له قطّ:
بهزودی عروسی خواهد بود که قطعا روم مثلش رو ندیده.
6.انها مفرقعات ناریة ملونة:
اونا ترقههای آتشیِ رنگی هستن.
7.أنت تعرف ان الأوضاع مضطربة:
تو میدونی اوضاع بهم ریخته است.
8.صدقنی کما اقول لک:
باورکن همینطور که بهت میگم [حقیقته]
9.انتبه... ماذا فعلت؟!!..ماذا یجری ... فلیبتعد الجمیع.. ابتعدوا!... هیا ابتعدوا! ... ساهرب...انتبهوا:
مواظب باش... چیکار کردی؟! چه اتفاقی داره میوفته... همگی دور بشید... دوربشید یالا دور بشید.... من فرار میکنم.. مواظب باشید.
کُلّ الَّذی أوجعْنی صَنَعْنی
هرکس مرا بدرد آورد، مرا ساخت.. 🦋
#عربیات
لا تيأس أبداً
فمن يخرج الحي من الميت، ويخرج الميت من الحي ، قادر على إخراج أمنياتك من حلم إلى واقع
نرجو أن يكون يوم السبت مليئًا بالبركات🦋
هرگز ناامید مباش
کسی مرده را زنده می کند و زنده را میمیراند
قادراست آرزوهای تو را از رویا به واقعیت تبدیل کند..
امیدوارم که روز شنبه ی شما پر از برکت باشه✨❤️
💢قواعد آموزشی💢
🔹نکاتی در مورد باب «تَفَاعُل»🔹
الف) برای تشخیص حروف زاید به سومین شخص مفرد فعل ماضی مراجعه می کنیم.
ب) باب «تَفَاعُل» دوحرف زاید دارد.
ج) فعل های باب تَفَاعُل معمولا (لازم) ناگذرا است.
د) در ترجمه باب «تَفَاعُل» از واژه های « با همدیگر ـ با یکدیگر» استفاده می کنیم.
هـ) باب «تَفَاعُل» مشارکت دو طرفه را می رساند.
مثال: تَکَاتَبَ الصَدِیقَانِ ←دو دوست با همدیگر نامه نگاری کردند.
و) فعل ماضی باب«تَفَاعُل» در اولش حرف «تـَ» دارد نباید فعل ماضی این باب را با فعل مضارع اشتباه گرفت.
ز) فعل های باب « تَفَاعُل» حرکت حرف های آن فقط علامت فتحه دارند و هرگز کسره نمی پذیرند.
ح) در هرجا کلمات « تَعَالِی ـ تَرَاقِی ـ تَنَاجِی ـ تَبَانِی» دیده شوند، مصدر بابِ «تَفَاعُل» هستند.
و) فعل های ماضی و امرِ باب تَفَاعُل درصیغه های مثنای مذکر وجمع مذکر و جمع مؤنث دقیقا مانند هم می باشند.
ماضی : تَفَاعَال ، تَفَاعَلُوا ، تَفَاعَلنَ // امر : تَفَاعَال ، تَفَاعَلُوا ، تَفَاعَلنَ
توجه: فعل های ماضی وامر باب«تَفَاعُل» فقط در جمله تشخیص داده می شوند. معمولا از دو راه زیر می توان هریک را تشخیص داد:
1ـ اگر قبل یا بعد از این نوع فعل ها ضمیر غایب (هما ـ هم ـ هنَّ) بیاید یا اسمی قبل از این فعل ها بیاید که آن اسم با فعل مورد نظر همخوانی داشته باشد ،حتما فعل داده شده به ما، فعل ماضی است:
تَعَاوَنُوا فی امورهم ← درکارهایشان باهمدیگر همکاری کردند.
التلامیذُ تَعَاوَنُوا فی الامور ←دانش آموزان در کارها با همدیگر همکاری کردند.
2ـ اگر قبل یا بعد از این نوع فعل ها ضمیر مخاطب (انتما ـ انتم ـ انتنَّ ـ کُما ـ کُم ـ کُنَّ-بیاید ویا اسمی بیاید که آن اسم منادا باشد حتما فعل داده شده به ما ، فعل امر می باشد:
تَعَاوَنُوا فی امورکم // تَعَاوَنُوا فی الامور یا طُلَّاب←ای دانش آموزان در کارها با همدیگر همکاری کنید
🔹نکاتی در مورد باب «تَفعِیل»🔹
الف) برای تشخیص حروف زاید به سومین شخص مفرد فعل ماضی مراجعه می کنیم.
ب) باب «تَفعِیل» یک حرف زاید دارد.
ج) باب«تفعیل» معموال فعل لازم را به متعدی تبدیل می کند.
د) مصدر دیگرِ باب « تَفعِیل» ممکن است بر وزن «تَفعِلَة» بیاید:
مثل: تَزکِیَة // تَسلِیَة // تَغذِیَة // تَربِیَة // تَجزِیَة
🔹نکاتی در مورد باب « مُفَاعَلَة»🔹
الف) برای تشخیص حروف زاید به سومین شخص مفرد فعل ماضی مراجعه می کنیم.
ب) باب مُفَاعَلَة» یک حرف زاید دارد.
ج) باب « مُفَاعَلَة» مصدر دیگری نیز دارد که گاهی بر وزن «فِعَال» می آید : جِهَاد ، دِفَاع ، خِلَاف، کِتَاب
پس «مُفَاعَلَة» و«فِعَال» هم معنی هستند.
هـ) باب «مُفَاعَلَة» مشارکت را می رساند یعنی طرف اول، فاعل وطرف دوم، مفعول است
و) اگر حرف اول و آخر «مُفَاعَلَة» را حذف کنیم فعل ماضی آن به دست می آید.
توجه : مُفَاعِلَة مصدر نمی باشد پس در درست خواندن دقت نظر داشته باشید.
ز) در ترجمه باب « مُفَاعَلَة» معمولا از واژه «با» استفاده می کنیم مثال: جَاهِدِ الکُفارَ:
با کافران مبارزه کن
ضَارَبَ عَلِیٌّ مُحَمَدَاً: علی با محمد زد وخورد کرد
ح) فعل هایی وجود دارند هرچند در باب مُفَاعَلَة هستند به معنای همان ثلاثی مجرد به کار می روند.
شَهِدَ:(دید) = شَاهَدَ (دید): شاهَدَ المُدرسُ المَسئَلهَ: معلم مسأله را دید
سَفَرَ:( سفر کرد) = سَافَرَ (سفر کرد): سَافَرَ الی طَهرانَ: به تهران سفر کرد
هَجرَ:( هجرت کرد)= هاجرَ (هجرت کرد)
در هرجا کلمات « مُالقَاة ـ مُدَارَاة ـ مُوَاسَاة ـ مُبَارَاة ـ مُجَازَاة ـ مُناجَاة» دیده شوند مصدر باب مُفَاعَلَة هستند.
ادامه دارد.. 🙏🏻❤️
#نکات_قواعدی
💢 القصة و عبره 💢
القصة: سحر الکلام
عندما عاد اديسون الصغير الى بيته، قال لأمه: هذه رسالة من ادارة المدرسة.
اغرورقت عیونها بالدمع و هى تقرأ لإبنها الصغير فحوى الرسالة، حيث قرأت له التالي :"إبنك عبقري و المدرسة صغيرة عليه و على قدراته، عليك أن تعلميه بالبيت".
مرت السنوات و توفيت أم أديسون الذي تحول الى أكبر مخترع بالتاريخ البشري
و في أحد الايام و هو يبحث بخزانة والدته، وجد رسالة كان نصها: "إبنك غبي جدا؛ فمن صباح الغد لن ندخله الى المدرسة"
بكى اديسون لساعات طويلة و بعدها كتب في دفتر مذكراته: اديسون كان طفلا غبيا ولكن بفضل والدته الرائعة تحول لعبقري.
الكلمة الطيبة و الرسائل الإيجابية لمن حولنا في غاية الأهمية.
ترجمه
✨جادوی سخن✨
وقتی ادیسون خردسال، به خانه بازگشت به مادرش گفت: این نامهی مدیریت مدرسه است.
مادر با خواندن مضمون نامه اشک در چشمانش جمع شد، وقتیکه متن ذیل را خواند "فرزندت نابغه است و مدرسه برای او و توانایی های او کم است و باید درخانه او را آموزش دهی."
سالها گذشت و مادر ادیسون که به بزرگترین مخترع تاریخ بشریت تبدیل شده بود، درگذشت و در یکی از روزها که در کمد مادرش جستجو می کرد نامه ای را یافت که متن آن این بود:"فرزند شما خنگ است و او را از فردا به مدرسه راه نمی دهیم."
ادیسون چندین ساعت گریه کرد سپس در دفتر خاطراتش نوشت: ادیسون بچهی خنگی بود ولی با لطف مادرش نابغه شد.
سخن خوب و نامه های مثبت برای اطرافیانمان در نهایت اهمیت است.
#قصص_قصیرة