eitaa logo
ذهن خالی
89 دنبال‌کننده
17 عکس
0 ویدیو
0 فایل
بسم اللـہ الرحمن الرحیم به کانال ذهن خالی خیلی خوش اومدین🌱 رمانی پراز متفاوت شاید خوشت اومد بمون پیشمون پشیمون نمیشی☘ کانال اصلی: @arondfall ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/3512313 کپی: خیر❌ من 👇: @Roghayeh13850
مشاهده در ایتا
دانلود
پ.ن: تو که سرمایی بودی💔 پ.ن:توروخدا آغوشت رو برام باز کن:)) پ.ن:بگو دورغه :)) پ.ن:سنگینی نگاه کسی رو:)) ___________ شنوای نظرات شما : https://abzarek.ir/service-p/msg/3512313
https://eitaa.com/romancode1میشه بگی حمایت کنن 🍀 رفقا حمایت
نه خواهش میکنم پارت بعدی رو الان بزار قبل خواب بخونیمش 🍀 بدم نظرات رو بیشتر میکنید😉
هرچه کمتر نظر بدین یزید بودنم رو بیشتر میکنم👀🦦
ذهن خالی
بسم الله الرحمن الرحیم سهم من ازتو پارت :۵ باران : حرف های دکتر رو باور نمیکردم بغض خفه ام میکرد سر
بسم الله الرحمن الرحیم سهم من از تو پارت:۶ دیدی نماندی پای غم من بعد از تو یادت شد همدم من میرقصد آتش دور و بر تو میسوزد آرام بال و پر تو داد از جدایی بی تو تمام کوچه ها را غم گرفته امشب کجایی امشب که این دل از همه عالم گرفته آرام جانم دیدی چه کردی با دل بی همزبانم ای مهربانم بی تو چگونه با غمت تنها بمانم از دوری تو بی تابم امشب تو خوابی و من بی خوابم امشب آتش گرفته این قلب پردرد رفتی و این غم خاکسترم کرد باران: با صدای مداح به خودم اومدم مداح: برای شادی روح مرحوم طاها عسگری و مرحومه طاهره محمدی فاتحه مع صلوات تازه فهمیدم چه خاکی تو سرم شده مامان و بابام رفتن زیر خروار ها خاک.. دیگه ندارمشون.. دیگه نمی بینمشون.. دیگه صداشون رو نمیشنوم.. دیگه نیستن.. بغض داشت خفم میکرد ولی نمیدونم چرا نمی شکست انگار قصد داشت خفم کنه.. با کمک عطیه روی صندلی نشستم خیره شده بودم به سنگ قبر مامان بابا تا یه دفعه صورت محمد جلوی چشام نمایان شد جلوی دیدم و گرفته بود نمیذاشت یه دل سیر به سنگ قبر نگاه کنم محمد لب زد : باران خانم پاش وبریم یه چیزی بخور منی که جون نداشتم برای صحبت کردن ب زورلب زدم میخوام یه ذره پیش مامان بابام تنها باشم باشه هرجور خودت میدونی بالخره همه رفتن من و با مامان بابام تنها گذاشتن شروع کردم به صحبت کردن ولی بیشتر مخاطبم با بابام بود: بابا دیدی چیشد دیگه ندارمتون یادته همیشه محمد یا رسول سرم داد میزدن باهاشون قهر میکردی حالا بابا دیروز محمد سرم داد زد وگفت مگه کوری ندیدی پیامم وبابا من به این امید که خوب بشی بیام شکایت کنم بهت ولی الان؟ ولی الان بیام اینجا بگم بابا محمد اینکار کرد پس اون آغوش گرمت چی مامان اون دستای پر مهرت چی الان همش رو بردین زیر خاک که پس اون آغوش گرم بابا میشه این سنگ سرد دستای پرمهر مامان هم میشه لمس کردن این سنگ های سرد بی روح من چه گناهی داشتم که تو این سن یتیم شدم ___________________
ذهن خالی
بسم الله الرحمن الرحیم سهم من از تو پارت:۶ دیدی نماندی پای غم من بعد از تو یادت شد همدم من میرقصد آت
پ.ن:تو این سن یتیم شدم:)) پ.ن:صداشون رو دیگه نمیشنوم:)) پ.ن:رفتی و این غم خاکسترم کرد :)) پ.ن:ولی باران گناه داشت نه؟:)) _______________________ شنوای نظرات زیباتون: https://abzarek.ir/service-p/msg/3512313
همونطور که قول دادین نظرات باید بیشتر باشه😂😂