eitaa logo
آشنای دیروز... گمشدۀ فردا
4 دنبال‌کننده
195 عکس
17 ویدیو
12 فایل
بماند به یادگار...!
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شعرنوش
Zinat BeykiNejatZinat BeykiNejat _ Baghe Oryan.mp3
زمان: حجم: 7.2M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر "پیمان" 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال برف می بارد سپیدی ها نمایان می شود هرچه می خواهد خدای مهربان آن می‌شود بر پذیرایی از آن، باز است آغوش زمین آسمان لطفی کند، نعمت فراوان می شود رحمة للعالمین، درهای رحمت وا کند فصل برفی هم زبان فصل باران می‌شود این درختان را خدا با برف پوشش می دهد زان سبب زیبا درخت باغ عریان می شود گوئیا فصل عروسی ها، سپیدی رایج است بخت یاری می کند، داماد خندان می شود آب آبادی کند ایجاد، زایش پیش روست غم مخور خورشید اگر در ابر پنهان می شود پشت ابر تیره کی ماند، درخشان آفتاب غنچه جای برفها، بر باغ مهمان می‌شود بگذرد ماه دی و بهمن، و اسفند از پی اش ماه فروردین بهارِ عهد و پیمان می شود 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر ▫️ شاعر و صدا 📚 دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Sanam NafeSanam Nafe _ Entekhab.mp3
زمان: حجم: 6.4M
🔹 نام اثر ▫️ شاعر و صدا 📚 دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال باید از ابتدای این قصه، خانه ها را خراب می کردیم زندگی شکلِ دیگری می شد ما اگر انتخاب می کردیم بر لبت مُهر خاطره زده ای، چقَدر ما شبیهِ هم شده ایم! باید از ابتدای این قصه، عشق را غرقِ خواب می کردیم رفته ام تا به عمق رویا وُ مثلِ خواهر بزرگ تر شده ام غرقِ بازی شدم که دو تّایی با کف وُ با حباب می کردیم غرق حوضی شبیه نقاشی، نقشه های شکار آلوچه... هر کسی طرح غصه ای می ریخت، نقشه اش را برآب می کردیم غرق در ضبط صوت وُ کاست ها، لحظه ی بی مجوّز ِ خواندن! محو آن پوستر قدیمی که، می خریدیم وُ قاب می کردیم شب، به رویم پتو پلنگی بود، برّه ها را یکی یکی می خورد کِی؟ چگونه بزرگ باید شد؟ بی جهت هی حساب می کردیم! توی آن جزو ه های بی منطق، جامعه برزخی مسلّم بود وسط ِ خانگی ترین زندان... بی هدف انقلاب می کردیم حالِ تو از غزل به هم می خورد، حالِ من از تمامیِ دنیا از تمامیِ لحظه هایی که غرق در اضطراب می کردیم سعی کردم به شکل تدریجی خواب خود را به مرگ هدیه کنم مرگ هم شکل دیگری می شد، ما اگر انتخاب می کردیم! 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر ▫️ شعر و صدای 📚 از دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Sanam NafeSanam Nafe _ Dard Darad.mp3
زمان: حجم: 5.5M
🔹 نام اثر ▫️ شعر و صدای 📚 از دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال درد دارد همیشه دل کندن، درد دارد تمام پایان ها گم شدن در مسیر تنهایی، گریه کردن به حال باران ها عشق با روح من گلاویزست، شهر تا بی نهایت افسرده من چه کردم که باید اینگونه، لِه شوم از هجوم تاوان ها آه ای سرگذشت غمگینم، آه ای انتهای رویاها زخم هایی زدی که می ترسم، از تو و از تمام انسان ها از دل خاطراتِ وَهم آلود، نکند که دوباره برگردی اتفاقی ببینمَت یک روز، باز هم در همین خیابان ها آخرین لحظه های عمرت را، نکند که به یاد من باشی جان بگیرم دوباره در ذهنت، در میان عذابِ وجدان ها دردها می کشم، نمی میرم، فال می گیرم و تو می آیی وحشتی از نگاهت افتاده، توی قلبِ تمام فنجان ها 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر ✍️ شاعر (هومن) 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال ادبی 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Nima SafaNima Safa _ Ghadam Bogzar.mp3
زمان: حجم: 5.6M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر (هومن) 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال ادبی قدم بگذار بانوی ترنم های آبانی تو با پاهای خیس خود قدم بگذار بر شعرم تو که از جنس خورشیدی کلامت بوی فروردین و جنس دست تو ابریشم دیبای خردادی قدم بگذار شعر من وجودش ناز زیبای ترا کم دارد اینجا تنت مرداد داغ لذت و لبخند لبت شهریور خندان نگاهت مهر بی ایمان شرر می بارد و مستی و موهای بلندت بهمن و هستی نفس هایت چو اسپند است بر آتش قدم بگذار بانو جان که این دل در پی نوروز می گردد و با تو شامِ من پاسُوز می گردد قدم بگذار قدم بگذار 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Sima KhademiSima Khademi _ Be Ham Beresim.mp3
زمان: حجم: 6M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال خدا نخواسته شاید که ما به هم برسیم بله نخواسته حتماً خدا به هم برسیم بگو به هر که رسیدی دعا کند ما را مگر من و تو به یمن دعا به هم برسیم همیشه عاشق یکشنبه های هم بودیم همیشه جور کشیدیم تا به هم برسیم چقدر فاصله افتاده بین من تا تو کمی ز فاصله کم کن بیا به هم برسیم زمینیان همه دنبال پشت پا زدنند امید نیست مگر در هوا به هم برسیم کسی به یاد تو و یاد من نمی افتد مگر من و تو به حال خراب هم برسیم قرار عاشقی ما چه زود یادت رفت قرار بود همین روزها به هم برسیم تمام عمر در این رودخانه سیب نبود که از تداعی این ماجرا به هم برسیم تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروب چه اختلاف بزرگی کجا به هم برسیم خدا کند همه ی عشق ها به هم برسند من و تو نیز در این لا به لا به هم برسیم 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر ▫️ شعر و صدای 📚 از دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Sanam NafeSanam Nafe _ Entehaye Majara.mp3
زمان: حجم: 7.3M
🔹 نام اثر ▫️ شعر و صدای 📚 از دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال توی این مدت کسی از حال و روز من نگفت؟ از کسی که انتهای داستان از دست رفت مبداء تاریخ رویایش خیالات تو بود پا به پایت تا به وحشت های سال شصت رفت ▪️ ادامه ی شعر در پست بعدی 👇👇 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر ▫️ شعر و صدای 📚 از دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال توی این مدت کسی از حال و روز من نگفت؟ از کسی که انتهای داستان از دست رفت مبداء تاریخ رویایش خیالات تو بود پا به پایت تا به وحشت های سال شصت رفت فکر می کردی که عشق و عاشقی در فیلم هاست توی ذهنت هم نمی گنجید این تصویر ها دست من را می گرفتی لا به لای جمعیت از خیابان می گذشتیم از میان تیرها هیچ از ذهنت گذشتم؟ خواب من را دیده ای؟ ناگهان فریاد کردی بی صدا تاریخ را رفته ای تا دور دست و با خودت جنگیده ای؟ غرق خون دیدی خطوط چهره ی مریخ را؟ (فتح کردی سرزمینِ خالی مریخ را) توی این مدت سکوتت نبض دنیا را گرفت؟ با کسی در عشق بازی، کهکشان را دیده ای؟ رفته ای گاهی سراغ عکس هجده سالگیم؟ لحظه ای با خاطرات خوبمان خندیده ای؟ باختم در "ترکمانچای" نگاهت عشق را (تاختم تا چالدران چشمهایت بی سلاح) انقراض آرزوهایم به امضای تو بود (انقراض آرزوهایم به دستان تو بود) فتح کردی سرزمین های خیالی مرا در "گلستانی" که مرزش کل دنیای تو بود (حد و مرز شعرهای من گلستان تو بود) قرن ها در نیمه های شب فراری دادمت چپ زدم، آواز خواندم، ترس را آموختم پای اعدامی که صد سالی عقب افتاده بود منتظر ماندم، برای هر دقیقه سوختم قرن ها شلاق خوردم، لو ندادم عشق را روی وَهمِ شانه های خسته ات افتاده ام بازجو می خواست از مغزم تو را بیرون کشد گیج می شد در میان حرفهای ساده ام یاد من افتاده ای؟ یاد تمام حرفهام؟ دست پخت ناشیانه، لحن بغض آلوده ام انتظار ساده ای تا واکنش هایت که باز دیده بودی رنگ دلخواه تو را پوشیده ام "در حیاط کوچک" زندان تجّسم کردمت فکر می کردی که من زیر شکنجه مرده ام باخودت می گفتی از آن لحظه های دردناک گریه می کردی برای آنچه با خود بُرده ام هیچ در دستت گرفتی سازِ مشقّیِ مرا؟ "گُلنراقی" با خیال بوسه هایم خوانده ای؟ عکس من را دیده ای در چشم های همسرت؟ دخترت را هیچ از عاشق شدن ترسانده ای؟ محرمانه می نویسم تا بخوانی درد را اسم شب هایم درون تک تک این بیت هاست رمزها را حفظ کن یک عمر لای دفترت ساده بودن، ساده مُردن انتهای ماجراست ▪️ پی نوشت: ▫️ مصرع هایی که با رنگ آبی مشخص شده اند در شعر اصلی هستند و در زمان چاپ به دلیل اشکالات وارده (سیاسی) تغییر یافته اند. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh