eitaa logo
آشنای دیروز... گمشدۀ فردا
4 دنبال‌کننده
195 عکس
17 ویدیو
12 فایل
بماند به یادگار...!
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شعرنوش
🥀 🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
HayedehHayedeh _ Dorbinha Dobare Amadeand.mp3
زمان: حجم: 9.7M
🥀 🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال دوربین ها دوباره آمده اند به تماشای سوگواری ما باز هم راویان ما شده اند اشک های همیشه جاری ما در گلوی خبرگزاری ها ناگهان بغض یک صدا پیچید سرخطِ ویژه ی خبرها شد خبر داغ بیقراری ما ابرهای سیاه را می‌دید بر مهِ آلودِ سرد جنگل و کوه بالگردی که بی خبر بود از تلخیِ چشم انتظاری ما زخم هایی عمیق سر واکرد دردهایی عتیق تیر کشید زنده شد داغ حاج قاسم و باز، تازه شد زخم های کاری ما بُهتِ سنگینِ بی سرانجامی، روی دلهای داغدار افتاد داشتیم از فراق می مُردیم رهبر آمد به غمگساری ما گفت: آرام و دل قوی باشید به خداوند متکّی باشید به خدایی که لطف او بوده است تکیه گاهِ امیدواری ما صخره از موج و از هیاهویش خم نمی آورد به ابرویش پیش دریای درد پا برجاست تا ابد کوه بردباری ما کشورِ اُسوه ی مجاهدتیم، لنگر محور مقاومتیم دشمنان را به خاک می‌کوبند پهلوانان پایداری ما 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🥀 🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Fatemeh TavousiFatemeh Tavousi _ Khoda Hafez.mp3
زمان: حجم: 9.9M
🥀 🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال آه ای سیّد خراسانی، هست داغت گران خداحافظ! خادم ملّت امام حسین، سیّد قهرمان خداحافظ شب میلاد حضرت خورشید، روز پرواز توست بی‌تردید عطر نامت در آسمان پیچید، مرد خلد آشیان خداحافظ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ▫️ متن کامل شعر در پست بعدی 👇 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر ✍️ شاعر ؛ 🎙 صداخوانی 🎶 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Fatemeh TavousiFatemeh Tavousi _ Masti (Mahboobeh Golzari).mp3
زمان: حجم: 5.3M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر ؛ 🎙 صداخوانی 🎶 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال ▫️قطعه ی در سرزمین شعرهایم خاک می شوم با رویشی از نو و لابلای سیاهی ها از دلِ سپیدِ دفترم با قلبی تپنده و دستهایی عاشق روزنه های امید را واژه به واژه چنگ می زنم تا زنده بمانم و زندگی کنم شعرهایم را... ▫️ قطعه ی 🎶 نوازنده ی عود جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده چون شمع آتش تو بر فرق جان نهاده تو همچو آفتابی تابنده از همه سو من همچو ذره پیشت جان در میان نهاده من چون طلسم و افسون بیرون گنج مانده تو در میان جانم گنجی نهان نهاده گر یک گهر از آن گنج آید پدید بر من بینی مرا ز شادی سر در جهان نهاده داغ غم تو دارم لیکن چگونه گویم مهری بدین عظیمی بر سر زبان نهاده از روی همچو ماهت بر گیر آستینی سر چند دارم آخر بر آستان نهاده عطار را چو عشقت نقد یقین عطا داد این ساعت است و جانی دل بر عیان نهاده 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 🎤 مداحی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
HayedehHayedeh _ Shohadaye Ghavvas.mp3
زمان: حجم: 16M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 🎤 مداحی ننه‌ش می‌گفت: بُواش قنداقه‌شو دید رو بازوش دس کشید مثل همیشه می‌گفت: دستاش مثه بال نهنگه گمونم ای پسر غواص می‌شه ننه‌ش می‌گفت: همه‌ش نزدیک شط بود می‌ترسیدم که دور شه از کنارم به مو‌ می‌گف: ننه می‌خام بزرگ شم بِرم سی لیلا مرواری بیارُم ننه‌ش می‌گفت: نمی‌خاستم بره شط می‌دیدم هی تو قلبم التهابه یه روز اومد به مو گفت: بل بِرُم شط نفس مو بیشتر از جاسم تو آبه زد و نامردای بعثی رسیدن مثه خرچنگ افتادن تو کارون کهورا سوختن، نخلا شکستن تموم شهر شد غَرقابه‌ی خون ننه‌ش می‌گفت روزی که داشت می‌رفت پسین بود؟ صبح بود؟ یادم نمیاد مو‌ گفتم: بچه‌ای... لبخند زد گفت: دفاع از شط شناسنامه نمی‌خواد رفیقاش می‌گن: از وقتی که اومد تو چشماش یه غرور خاص بوده به فرمانده‌ش می‌گفته: بِل برم شط ماها هف پشتمون غواص بوده ننه‌ش می‌گف: جوون برگ سدرم مثه مرغابیای خسته برگشت شبی که کربلای چاار لو رفت یه گردان زد به خط، یه دسته برگشت ننه‌ش می‌گفت‌: چشام به در سیا شد دوای زخم نمک‌سودم نیومد مسلمونا دلم می‌سوزه از داغ جِوونم، دلبرُم، رودم، نیومد عشیره می‌گن از وقتی که گم شد یه خنده رو لب باباش نیومد تا از موجا جنازه پس بگیره شبای ساحلو دمّام می‌زد یه گردان اومده با دست بسته دوباره شهر غرق یاس می‌شه ننه‌ش بندا رو ‌وا می‌کرد باباش گفت: مو‌ گفتم: "ای پسر غواص می‌شه..." 🎥 به صورت تصویری (شهدای غواص زنجان): https://www.namasha.com/v/8HF1r7Lv 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
📚 🔹 نام اثر ✍️ نوشته ی 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
HayedehHayedeh _ Edhghe PedarBozorg.mp3
زمان: حجم: 17.6M
📚 🔹 نام اثر ✍️ نوشته ی 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال ▫️ پدر بزرگم از اون مردای کوچه بازاری قدیم بود، تهشم تو سن هفتاد و پنج سالگی دلش بسته شد به دل خانجونم. روزی که خانجونم دمنوشش یخ کرد و از دهن افتاد، همون روز آقاجون فهمید کی رو برای همیشه از دست داد. روز آخری که همه تو خونه جمع شده بودن برای تشییع خانجونم، آقاجون گوشه‌ی خونه کز کرده بود و هیچی نمی گفت، ماتم گرفته به فرش دستبافت زیر پاش زل زده و سیگار بهمن خاموشش لای انگشتاش خشک شده بود، آقاجونم، کسی که تموم روستا جلوش خم و راست می شدن، کمرش خم و شکسته شده بود. دلم طاقت نیاورد با اون وضع تنهاش بزارم، نزدیکش شدم و رو به روش نشستم، نگاهم خیره‌ی رد اشک خشک شده‌ای شد که از چشم چپش تا ریشش رو تصاحب کرده بود. این مرد چطور می خواست دَووم بیاره. بی هوا چاک دهنم وا شد و گفتم: "خیلی دوسش داشتین نه؟" ... 🎥 در مشاهده کنید: https://www.namasha.com/v/TPYsUOTW 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر ▫️سؤال و جواب "فارسی" ▫️ دختر امام حسین با امام حسین (ع) ✍️ شاعر 🎶 موسیقی متن 🎙 صداخوانی و 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Nava & KalamiFardNava & KalamiFard _ Arbaein.mp3
زمان: حجم: 15.8M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی و 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال سؤال: اربعین است ای پدر برخیز طفلان آمدند با دل مُصطَر ببین از شام ویران آمدند ساربان در راه می زد خردسالان را به کین بر سر قبرت عزاداران پریشان آمدند جواب: ای عزیز قلب من بر کربلا خوش آمدید با ادب زوار بر دشت بلا خوش آمدید روی زیبایت ز جور خَصم گشته نیلگون ای شبیه مادرم بر کربلا خوش آمدید سؤال: ما پناه اینجا به قبر اطهرت آورده ایم کاسه های آب را بر اصغرت آورده ایم گو پدر بر اکبرت برخیزد و بیند چه سان مَشک را با اَشک پر کرده بَرَت آورده ایم جواب: دخترم آن آب را خود نوش کن چون پر بهاست اصغرم سیراب از آب طَهور کِبریاست مشک عباسم اگر از اشک طفلان پر شده چون گلابی بر مزارم ریز چون روز عزاست سؤال: گر رقیه در خرابه ماند عمه پیر شد خواهرم با دیدن راست زدنیا سیر شد آب آوردند بر طفلان آل مصطفی لیک بر پای رُباب بی نوا زنجیر شد جواب: دخترم ای نور چشمان پدر شیون مکن گَشته از بهر رقیه دیده تر شیون مکن آن شبی که آب آوردند بر طفلان زار بود خالی جای اصغر خوش سِیَر شیون مکن سؤال: بر وجودت تیر عدوان خورد یا شمشیر تیز ای پدر گر زخم هایت دَرد دارد بر نخیز من حجابم را سلاحم میکنم چون عمه ام گر شود در راه دین جسمم چو قاسم ریزِ ریز جواب: زخم های بیشماری گر به تن جا مانده است بابِ تو با این شَمایل بر حضورش خوانده است آن حجابی که به سر داری نشان عفت است حفظ کن ای دخترم آری زِ زهرا مانده است 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh