حوزه هنری فارس
22.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_گزارشی | نشست علمی «#اسرار_اهل_راز»؛ سیری در اندیشه و لطایف حِکَمی لسانالغیب
🔰از گفتمان عرفانی تا رد پای هنر و حماسه در اشعار خواجه حافظ شیرازی
🔸مشاهده فیلم کامل ارائه حجتالاسلاموالمسلمین عبدالرسول بینازاده با موضوع جهانبینی عرفانی در اشعار حافظ(استاد فلسفه، کلام و عرفان اسلامی در حوزه و دانشگاه)
🔸مشاهده فیلم کامل ارائه دکتر محمد مرادی با موضوع حماسه در شعر حافظ (شاعر و استاد ادبیات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز)
🔸مشاهده فیلم کامل ارائه استاد عبدالرضا قیصری با موضوع وجوه طنز در غزلیات حافظ(شاعر، طنزپرداز و دانشجوی دکتری ادبیات عرفانی)
📆 سهشنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵
📍حوزه هنری فارس
📲 با ما همراه باشید :
سایت | بله | آپارات | دفتر روایت | باشگاه امید | دفتر طنز
هدایت شده از روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس
﷽
💠مدرسه روایت حوزه هنری استان فارس برگزار میکند:
🔖اردوی آموزشی (بوتکمپ) لامرد
🔰با حضور
روایتنویسان منتخب چالش مسیر۲ از سراسر کشور
💡با راهبری خانمها:
ساجده تقیزاده
طیبه فرید
سیده مریم گلچمن
🗓️زمان: چهارشنبه ۲۹ مهر تا جمعه ۱ آبان
📍مکان: شهرستان لامرد
~~
«این، روایت ماست»
روادار | دفتر روایت حوزه هنری فارس
🆔https://ble.ir/ravadar
🆔https://eitaa.com/ravadar
حوزه هنری فارس
﷽ 💠مدرسه روایت حوزه هنری استان فارس برگزار میکند: 🔖اردوی آموزشی (بوتکمپ) لامرد 🔰با حضور روایتنو
عریضه نویس جلوی در دادگستری نیستیم تا قلم برداریم و قصه پرغصه ی خلق الله را یکطرفه بشنویم و بنگاریم، بلکه از این در که رفت تو کاغذ مچاله ای به اسم سند فلان ملک را بدهند دستش یا نقل چاقوکشی در فلان محله به جوانی اش، شکرخوردنش را ببخشند یا قسط عقب مانده مهریه را به ضرب و زور بازداشت از حلقوم شوهر مفنگی بیرون بکشند....
نه ؛ خیر سرِمان نویسنده هستیم!
یادداشت خانم #ساجده_تقی_زاده در اردوی روایت شهرستان لامرد
🔻🔻🔻
حوزه هنری فارس
عریضه نویس جلوی در دادگستری نیستیم تا قلم برداریم و قصه پرغصه ی خلق الله را یکطرفه بشنویم و بنگاریم،
عریضه نویس جلوی در دادگستری نیستیم تا قلم برداریم و قصه پرغصه ی خلق الله را یکطرفه بشنویم و بنگاریم، بلکه از این در که رفت تو کاغذ مچاله ای به اسم سند فلان ملک را بدهند دستش یا نقل چاقوکشی در فلان محله به جوانی اش، شکرخوردنش را ببخشند یا قسط عقب مانده مهریه را به ضرب و زور بازداشت از حلقوم شوهر مفنگی بیرون بکشند....
نه ؛ خیر سرِمان نویسنده هستیم!
قرار است گاهی بی واسطه بزنیم به جاده ، برویم وسط ماجرا، وسط مقتل و بدون روتوش و ادیت و بلاگربازی، روایت های صادقانه ای بنویسیم و برای کتاب پرخاطره تاریخ به یادگار بگذاریم؛ آن هم کتابی که مثل صحنه های عاشقانه فیلم هندی زیر دور تند پنکه و کولر ورق می خورد! زود از هر قصه ای رد می شود ! خیلی زود....
خیلی زود یادمان می رود ۴ تا موشک را با ۷۲۰هزار ساچمه روی سر ۳۰هزار آدم ول کردن یعنی چه!
خیلی زود یادمان می رود چرتکه بیندازی و سهم هر لامردی را از پیشرفت جهان مدرن ۲۴ تا گلوله ۵ گرمی داغ حساب کنی یعنی چه!
گلوله ای که یکی قسمت آوینای ۲ ساله شد یکی قسمت الهام و بیشتر سهم عبدالمصور و نهال و ایلیا...
چشم به هم بگذاریم تاریخ از این صفحه ها مثل برق و باد گذشته، به کتفش هم نیست در یک بیمارستان کوچک چطور برای آزمایش موفقیت آمیز شرکت لاکهید مارتین سطلهای آب از اتاقها خون می شستند و اجساد شهدا و مجروحین مثل رزهای پرپر همه جا ریخته بودند....
دوباره سی سال بعد فاطمه ، همان نوجوانی که برای کنکور توی کانکس کوچکی می نشست و درس می خواند اما یکی از همان عدسهای پنج گرمی آمد و هردو چشمش را برد، ازدواج کرده اوهم دختری دارد که معتقد است جنگ بس است باید به زبان کدخدا حرف زد و دوباره یک جای دیگری تاریخ به او هم یاد خواهد داد زبان کدخدا یعنی ۷۲۰ هزار تقسیم بر ۳۰ هزارنفر....
@khanoom_mah
#لامرد
#بوت_کمپ
#اردوی_آموزشی
#حوزه_هنری_فارس
حوزه هنری فارس
عریضه نویس جلوی در دادگستری نیستیم تا قلم برداریم و قصه پرغصه ی خلق الله را یکطرفه بشنویم و بنگاریم،
🌱«اینجا جنگ نبوده»
✍طیبه فرید
محمد حسن شهسواری توی کتاب حرکت در مه نوشته:«کلمه ناموس نویسنده است.وقتی هی فِرت و فِرت تکرارش کند از معنا خالی می شود.»
این را شهسواری توی همان چند ثانیه ای فهمیده که توی یکی از خیابان های تهران دست گرفته بوده جلو تاکسی های عبوری و هفت ،هشت بار گفته:«آقاااا،وَنَک، وَنَک»...
یادداشت خانم #طیبه_فرید در اردوی روایت شهرستان لامرد
🔻🔻🔻
حوزه هنری فارس
🌱«اینجا جنگ نبوده» ✍طیبه فرید محمد حسن شهسواری توی کتاب حرکت در مه نوشته:«کلمه ناموس نویسنده است.وق
🌱«اینجا جنگ نبوده»
✍طیبه فرید
محمد حسن شهسواری توی کتاب حرکت در مه نوشته:«کلمه ناموس نویسنده است.وقتی هی فِرت و فِرت تکرارش کند از معنا خالی می شود.»
این را شهسواری توی همان چند ثانیه ای فهمیده که توی یکی از خیابان های تهران دست گرفته بوده جلو تاکسی های عبوری و هفت ،هشت بار گفته:«آقاااا،وَنَک، وَنَک»...
و بعد از بارِ آخر حس کرده چقدر این کلمه با تکرار از درون تهی شده. دیروز بعد از ظهر وقتی تازه رسیده بودیم لامرد یک لحظه حس کردم چقدر دستم سبک شده!انگشتر فیروزه ای که موسیو سر قبول شدن امتحان کتبی سطح چهار برام خریده بود دستم نبود. نمیدانم کجا گمش کردم.
شده بودم عین همان لحظه که محمد حسن شهسواری توی حرکت در مه درنگ کرده بود!. به خودم آمدم. همه چیز گاهی چقدر تکراری می شود. خالی از معنا.
حتی آدم!عین ما که تا حوالی نه اسفند ۱۴۰۵ به تکرار رسیده بودیم. بی معنا و برساخت. میان تُهی...
و باید بعضی چیزها از کفمان می رفت تا از تکراری شدن و بی معنایی بیرون می زدیم.
انگار نیاز داشتیم به یک تکان شدید. این ها را یک آدم که دستش سبک شده وقتی بیشتر حس می کند که می آید روی صندلی های سرد حسینیه لامرد می نشیند و آقای حقایقی نامی کلیپ لحظه حمله آمریکا را از زاویه های مختلف به باشگاه شهید نعیمی و شهرک ایثار نشان می دهد. بمبی که قبل از رسیدن به زمین منفجر شده و به جز ترکش هاش یک عالمه ساچمه آلوده توش بوده که هنوزم که هنوز است عین درد بی درمان هی جای زخم هاش روی تن لامردی ها خوب می شود و هی دوباره عفونت می کند! که یک وقت دردش تکراری نشود...
واضح است، جنگ نبوده!
چیزهای تکراری که معنا نمی دهد...
نه اسفند به خیلی از عناصر محیطی اینجا معنا داده. به کف حیاطِ باشگاه ، به دیوارها و درها و بتن ها. به زمین چمن...
به آدم ها...
کاملا پیداست جنگ نبوده!
📷نقطه های قرمز توی عکس جای همان ساچمه هاست که شماره گذاری شده. سهم هر لامردی ۲۴ تا ترکش بوده!
https://eitaa.com/tayebefarid
#حوزه_هنری_فارس