حوزه هنری فارس
﷽ 💠مدرسه روایت حوزه هنری استان فارس برگزار میکند: 🔖اردوی آموزشی (بوتکمپ) لامرد 🔰با حضور روایتنو
عریضه نویس جلوی در دادگستری نیستیم تا قلم برداریم و قصه پرغصه ی خلق الله را یکطرفه بشنویم و بنگاریم، بلکه از این در که رفت تو کاغذ مچاله ای به اسم سند فلان ملک را بدهند دستش یا نقل چاقوکشی در فلان محله به جوانی اش، شکرخوردنش را ببخشند یا قسط عقب مانده مهریه را به ضرب و زور بازداشت از حلقوم شوهر مفنگی بیرون بکشند....
نه ؛ خیر سرِمان نویسنده هستیم!
یادداشت خانم #ساجده_تقی_زاده در اردوی روایت شهرستان لامرد
🔻🔻🔻
حوزه هنری فارس
عریضه نویس جلوی در دادگستری نیستیم تا قلم برداریم و قصه پرغصه ی خلق الله را یکطرفه بشنویم و بنگاریم،
عریضه نویس جلوی در دادگستری نیستیم تا قلم برداریم و قصه پرغصه ی خلق الله را یکطرفه بشنویم و بنگاریم، بلکه از این در که رفت تو کاغذ مچاله ای به اسم سند فلان ملک را بدهند دستش یا نقل چاقوکشی در فلان محله به جوانی اش، شکرخوردنش را ببخشند یا قسط عقب مانده مهریه را به ضرب و زور بازداشت از حلقوم شوهر مفنگی بیرون بکشند....
نه ؛ خیر سرِمان نویسنده هستیم!
قرار است گاهی بی واسطه بزنیم به جاده ، برویم وسط ماجرا، وسط مقتل و بدون روتوش و ادیت و بلاگربازی، روایت های صادقانه ای بنویسیم و برای کتاب پرخاطره تاریخ به یادگار بگذاریم؛ آن هم کتابی که مثل صحنه های عاشقانه فیلم هندی زیر دور تند پنکه و کولر ورق می خورد! زود از هر قصه ای رد می شود ! خیلی زود....
خیلی زود یادمان می رود ۴ تا موشک را با ۷۲۰هزار ساچمه روی سر ۳۰هزار آدم ول کردن یعنی چه!
خیلی زود یادمان می رود چرتکه بیندازی و سهم هر لامردی را از پیشرفت جهان مدرن ۲۴ تا گلوله ۵ گرمی داغ حساب کنی یعنی چه!
گلوله ای که یکی قسمت آوینای ۲ ساله شد یکی قسمت الهام و بیشتر سهم عبدالمصور و نهال و ایلیا...
چشم به هم بگذاریم تاریخ از این صفحه ها مثل برق و باد گذشته، به کتفش هم نیست در یک بیمارستان کوچک چطور برای آزمایش موفقیت آمیز شرکت لاکهید مارتین سطلهای آب از اتاقها خون می شستند و اجساد شهدا و مجروحین مثل رزهای پرپر همه جا ریخته بودند....
دوباره سی سال بعد فاطمه ، همان نوجوانی که برای کنکور توی کانکس کوچکی می نشست و درس می خواند اما یکی از همان عدسهای پنج گرمی آمد و هردو چشمش را برد، ازدواج کرده اوهم دختری دارد که معتقد است جنگ بس است باید به زبان کدخدا حرف زد و دوباره یک جای دیگری تاریخ به او هم یاد خواهد داد زبان کدخدا یعنی ۷۲۰ هزار تقسیم بر ۳۰ هزارنفر....
@khanoom_mah
#لامرد
#بوت_کمپ
#اردوی_آموزشی
#حوزه_هنری_فارس
حوزه هنری فارس
عریضه نویس جلوی در دادگستری نیستیم تا قلم برداریم و قصه پرغصه ی خلق الله را یکطرفه بشنویم و بنگاریم،
🌱«اینجا جنگ نبوده»
✍طیبه فرید
محمد حسن شهسواری توی کتاب حرکت در مه نوشته:«کلمه ناموس نویسنده است.وقتی هی فِرت و فِرت تکرارش کند از معنا خالی می شود.»
این را شهسواری توی همان چند ثانیه ای فهمیده که توی یکی از خیابان های تهران دست گرفته بوده جلو تاکسی های عبوری و هفت ،هشت بار گفته:«آقاااا،وَنَک، وَنَک»...
یادداشت خانم #طیبه_فرید در اردوی روایت شهرستان لامرد
🔻🔻🔻
حوزه هنری فارس
🌱«اینجا جنگ نبوده» ✍طیبه فرید محمد حسن شهسواری توی کتاب حرکت در مه نوشته:«کلمه ناموس نویسنده است.وق
🌱«اینجا جنگ نبوده»
✍طیبه فرید
محمد حسن شهسواری توی کتاب حرکت در مه نوشته:«کلمه ناموس نویسنده است.وقتی هی فِرت و فِرت تکرارش کند از معنا خالی می شود.»
این را شهسواری توی همان چند ثانیه ای فهمیده که توی یکی از خیابان های تهران دست گرفته بوده جلو تاکسی های عبوری و هفت ،هشت بار گفته:«آقاااا،وَنَک، وَنَک»...
و بعد از بارِ آخر حس کرده چقدر این کلمه با تکرار از درون تهی شده. دیروز بعد از ظهر وقتی تازه رسیده بودیم لامرد یک لحظه حس کردم چقدر دستم سبک شده!انگشتر فیروزه ای که موسیو سر قبول شدن امتحان کتبی سطح چهار برام خریده بود دستم نبود. نمیدانم کجا گمش کردم.
شده بودم عین همان لحظه که محمد حسن شهسواری توی حرکت در مه درنگ کرده بود!. به خودم آمدم. همه چیز گاهی چقدر تکراری می شود. خالی از معنا.
حتی آدم!عین ما که تا حوالی نه اسفند ۱۴۰۵ به تکرار رسیده بودیم. بی معنا و برساخت. میان تُهی...
و باید بعضی چیزها از کفمان می رفت تا از تکراری شدن و بی معنایی بیرون می زدیم.
انگار نیاز داشتیم به یک تکان شدید. این ها را یک آدم که دستش سبک شده وقتی بیشتر حس می کند که می آید روی صندلی های سرد حسینیه لامرد می نشیند و آقای حقایقی نامی کلیپ لحظه حمله آمریکا را از زاویه های مختلف به باشگاه شهید نعیمی و شهرک ایثار نشان می دهد. بمبی که قبل از رسیدن به زمین منفجر شده و به جز ترکش هاش یک عالمه ساچمه آلوده توش بوده که هنوزم که هنوز است عین درد بی درمان هی جای زخم هاش روی تن لامردی ها خوب می شود و هی دوباره عفونت می کند! که یک وقت دردش تکراری نشود...
واضح است، جنگ نبوده!
چیزهای تکراری که معنا نمی دهد...
نه اسفند به خیلی از عناصر محیطی اینجا معنا داده. به کف حیاطِ باشگاه ، به دیوارها و درها و بتن ها. به زمین چمن...
به آدم ها...
کاملا پیداست جنگ نبوده!
📷نقطه های قرمز توی عکس جای همان ساچمه هاست که شماره گذاری شده. سهم هر لامردی ۲۴ تا ترکش بوده!
https://eitaa.com/tayebefarid
#حوزه_هنری_فارس
حوزه هنری فارس
🌱«اینجا جنگ نبوده» ✍طیبه فرید محمد حسن شهسواری توی کتاب حرکت در مه نوشته:«کلمه ناموس نویسنده است.وق
لامردنگاری
پاره ی دوم
هیچ جا با زندگی دست به یقه نشده بودیم؛ نه که دست مان را پر کرده باشد؛ چشممان سیر بود! همین که از پَر سفره ی کارگری در کارخانه ی آلومینیوم نان و سورویی* به هم بمالیم و به قدر چهارتا کیف و کفش و سرانداز که عید به عید برای دخترکو از حراج بازار دهشیخ بخریم، دست مان به دهان برسد بس بود!
یادداشت دوم خانم #ساجده_تقی_زاده در اردوی روایت شهرستان لامرد
🔻🔻🔻
لامردنگاری
پاره ی دوم
هیچ جا با زندگی دست به یقه نشده بودیم؛ نه که دست مان را پر کرده باشد؛ چشممان سیر بود! همین که از پَر سفره ی کارگری در کارخانه ی آلومینیوم نان و سورویی* به هم بمالیم و به قدر چهارتا کیف و کفش و سرانداز که عید به عید برای دخترکو از حراج بازار دهشیخ بخریم، دست مان به دهان برسد بس بود!
نه خواب لندکروزهای کویتی می دیدیم و نه اهل ایر فرایر و ساندویچ میکر برقی بودیم که از بازار دبی می رسید!
از این برو بیای تجارت اهل دریا، شانه های خمیده باپیر* را به یاد دارم که می رفت زیر کارتن کارتن ظرف چینی وارداتی بی آنکه یک کاسه چینی لب پر توی تمام زندگی اش پیدا شود.
ما آرام، بی توقع و کم مصرف شده بودیم؛ مثل کهورهای* مخمل ردیف شده در خیابان های لامرد...
این خشمی که این طور از دنیا و اهلش طلبکارمان کرده از یک غروب تشنه رمضان زاده شد! از آن چهار موشکی که دستشان پر بود از سوغاتی کَس ندیده ی لاکهید مارتین...
از آن ۷۲۰هزار ساچمه ای که شاباش شد روی سرمان ....
دل سوخته مان که با کنفرانس خبری بقایی نامی، در ورزشگاه شهید نعیمی، آرام نمی گیرد...
انتقام را "محمد رسولی" شعر کند و در مصلای تهران بخواند که حال ما، حال هشتم اسفند نمی شود!
بلاگرجات کنار شیشه های فروریخته ی خانه و زندگی آبکش شده مان، عکس یادگاری بگیرند که کاسه ی"چه کنمِ" خرج درمان این هزار زخم کاری از دست مان نمی افتد!
چنگ انداختند در لاله گنجشک سر به راهی و جوجه هایش را برده اند و لانه را آتش زده اند، گنجشک عقاب نشود، چکار کند؟
طلبکاریم، خیلی طلبکار
داغ طلبکارمان کرده!
غروب به غروب که این خورشید سرخ پشت کوههای "هفت چین" گم میشود یادمان می آورد که هزاری هم که عکس یادگاری پای میزهای مذاکره بگیرند و فلان کشورک رسید واریزی چندرغاز بلوکه شد بفرستد و کرور کرور سرمایه گذار بشکن بزند توی جنوب، داغ داغ است و درد ، درد است و انتقام ، انتقام!
فیلسوفمان نکرده این داغ ناگهان اما فلسفه ی زندگی مان را عوض کرده، فلسفه ای یک کلمه ای به نام: انتقام!
پی نوشت:
سورو: غذایی ساده درست شده با ماهی
باپیر:پدربزرگ
کهور: گونه ای درخت کویری
هفت چین: رشته کوهی در لامرد
@khanoom_mah
#ساجده_تقیزاده
#لامرد
#حوزه_هنری_فارس
#بوت_کمپ
#اردوی_آزمایشی
🔰همکار و هنرمند گرامی؛ جناب آقای وحید مباشری
🏆 کسب برگ زرین بهترین کارگردان فیلم تجربی در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران برای فیلم «سه نقطه خون» را به جنابعالی تبریک میگوییم.
✨این موفقیت ارزشمند، مایه افتخار و مباهات خانواده حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس است. صمیمانهترین تبریکها را از سوی دوستان و همکارانتان در حوزه هنری پذیرا باشید.
✨با آرزوی تداوم درخشش و موفقیتهای روزافزون شما در مسیر خلق آثار هنری ارزشمند و اثرگذار.
📍حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس
📲 با ما همراه باشید :
سایت | بله | آپارات | دفتر روایت | باشگاه امید | دفتر طنز
هدایت شده از «امین»
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ ما عشق به میهن و به پرچم داریم...
🎥 شعرخوانی آقای پدرام اکبری در رویداد «دوشبانهروز شعرخوانی #یک_نفس_برای_امام_مجاهد_شهید»
▪️ این رویداد ادبی با شعرخوانی بیش از ۲۵۰ شاعر فارسی زبان از ایران و دیگر کشورها در دو شبانه روز بیوقفه در روزهای ۱۳ و ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵ همزمان با آیین بدرقه رهبر شهید انقلاب به همت حوزه هنری و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در شبستان مصلای امام خمینی(ره) برگزار شد.
🏴 #باید_برخاست
📲 @khamenei_poems
حوزه هنری فارس
لامردنگاری پاره ی دوم هیچ جا با زندگی دست به یقه نشده بودیم؛ نه که دست مان را پر کرده باشد؛ چشممان
#گزارش_تصویری | اردوی آموزشی (بوتکمپ) لامرد
🔰اردوی آموزشی «بوتکمپ لامرد» با حضور برگزیدگان چالش «مسیر ۲» و با راهبری خانم تقیزاده، فرید و گلچمن، طی سه روز در مناطق آسیبدیده از حملات آمریکایی ـ صهیونیستی در شهرستان لامرد برگزار شد.
✍ این اردو با هدف حضور میدانی، تجربهاندوزی و بهرهگیری از ظرفیتهای آموزشی و تربیتی، فرصتی برای همراهی و یادگیری در بستر واقعی مناطق آسیبدیده فراهم کرد.
🥀۹ اسفند ۱۴۰۵ و در نخستین روز جنگ رمضان، چهار موشک ناشناخته به ورزشگاه و مناطق مسکونی در شهر لامرد برخورد کردـ ورزشگاهی که دختران نوجوان در آن مشغول تمرین والیبال بودند. این حمله باعث شهادت ۲۱ نفر و زخمی شدن ۱۰۰ نفر شد.
📲 با ما همراه باشید :
سایت | بله | آپارات | دفتر روایت | باشگاه امید | دفتر طنز