موقع تحویل سال با دلتنگی قرآن رو باز کردم :« و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله . . .
«خدایا ممنون که انقدر قشنگ بنده اتو آروم و دلگرم میکنی »
آسمون اینجاست| خانمِ احمدی
موقع تحویل سال با دلتنگی قرآن رو باز کردم :« و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله . . . «خدایا ممنون
ان شاءالله سال جدید پر از خیر و برکت و نورباشه براتون اهالی آسمون و حبیبه .
آسمونیا ؛
همسر شهید محمد محسن محمدی بهم پیام داد و از زندگی عاشقانه اشون گفت
از خوبی آقا محمد محسن از قشنگی های چند سال زندگی مشترکشون با آقا محمد محسن . . .
امروز لحظه سال تحویل بابا محمد محسن کنار امیر حسینش نبود برای امنیت و آرامش ما
برای حفظ وطن ؛ خیلی باید قدر دان شهدامون باشیم و این روزها بخواییم برامون دعا کنن تا بتونیم برای ظهور موثر باشیم .»
|شادی روح شهید محمد محسن محمدی صلوات |
26.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بابای عزیزِ امیر حسین 💔
«شهید محمد محسن محمدی »
چایی باشه و هوای دلچسب بهاری ؛
بهترین جمله ای که میتونستم امشب ثبتش کنم «اندوهگین مباش که چون مومنید بر قله ایستاده اید .»
| آره عزیزم ما در قله ایم ؛ الحمدلله |
خانم آقا محمد محسن تعریف میکرد برام :
۴۲ تا گل از بچه های نخبه هوافضا آسمونی شدن ؛دشمن جنایتکار که نتونسته بود تونلی که بچه ها اونجا بودن رو تخریب کنه ورودی و خروجی و هواکش تونل رو زده بود .»
بچه های هوافضا داخل تونل خفه شدن
اونی که پیکر هارو آورده بود ؛
میگفت چندبار بیسیم زده بودن نجاتشون بدیم ولی نتونستیم ؛ فقط آخرین باری که صداشون رو داشتیم داشتن روضه حضرت زهرا میخوندن و سینه میزدن ؛
آسمون اینجاست| خانمِ احمدی
هر موقع تو روضه بودیم از صدای گریه هاش میفهمیدیم شهید سید مهدی جلادتی هم اومده این دلدادگی برای ح
امشب خیلی دلتنگ روضه های چند نفره خودمون شدم مخصوصا روضه حضرت زهرا ؛
بابای عابس از اول ازدواجمون دوست داشت یه روضه خونگی داشته باشیم
همون ابتدا خونمون رو حسینیه کردیم و اسم این روضه رو به نیت خانم رباب س و حضرت علی اصغر گذاشتیم مضیف الرباب س .» این روضه برکات و آرامش خیلی زیادی داشت و داره برامون
شهید سید مهدی جلادتی پای ثابت این روضه بود و شهید رسول نظری هم گاهی مراسمات رو شرکت میکرد .»
میخوام بگم بهتون .« از روضه های خونگی غافل نشید ولو دو سه نفره ؛
قراره تو همین روضه های خونگی هزاران سید مهدی و آقا رسول تربیت کنیم ؛ انشاءالله .
آسمون اینجاست| خانمِ احمدی
خانم آقا محمد محسن تعریف میکرد برام : ۴۲ تا گل از بچه های نخبه هوافضا آسمونی شدن ؛دشمن جنایتکار که ن
زیاده گویی کردم اما میخوام اینو بگم :«
-این روزها با افتخار نمازبخونید و اعتقاداتتون رو فریاد بزنید
با افتخار برید کف میدون و از وطنتون دفاع کنید ؛ این روزها روزای سکوت و نشستن تو خونه نیست بچه ها
آقا سید مهدی ها و محمد محسن ها از جوونیشون گذشتن برای امنیت و آرامش ما . . .