eitaa logo
استاد عشایری منفرد
2.2هزار دنبال‌کننده
204 عکس
208 ویدیو
51 فایل
﷽ ڪانـاݪ جامع استاد محمد عشایری منفرد 👤مدیر @M_monfared2002 🔔 کانال با نهج البلاغه @banahjolbalaghe 🎥 آپارات https://b2n.ir/w88343 🌐 پایگاه اندیشوران https://ashaiery.andishvaran.ir/fa/ScholarMainpage.html
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله کیفیت حضور خیابانی مردم و نقش آن در تصمیم‌گیری امام مسلمین در نهج‌البلاغه «تأثیر حضور مردمی بر تصمیم‌گیری امام مسلمین» در سه نوع، صورت‌بندی شده است: 1️⃣ حضور برای نصرت امام: نوع اول در آنجا بود که «جامعه‌ی خلافت‌زده‌ی پس از پیامبر»، پر از سیری شکمبارگان و گرسنگی گرسنگان شده بود و بازگرداندن این «جامعه‌ی پر از ظلم» به تنظیمات عصر نبوت، هرچند آرزو و مأموریت امیرالمؤمنین بود اما آ‌ن‌قدر دشوار یا غیرممکن بود ‌که حضرت، در ابتدا حاضر به قبول این کار نبودند (دَعُونِي وَ الْتَمِسُوا غَيْرِي). در این عرصه مردم، در شهر حاضر شدند ولی نوع کنشگری آنها از سنخ «نصرت» بود. این «نصرت» مردمی چنان اثرگذار بود که «حجت» را بر امام تمام کرد (لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِر...) و موجب شد که حضرت تن به اتخاذ این تصمیم دشوار (بازگرداندن جامعه از تنظیمات خلفا به تنظیمات عصر نبوت) بدهد. 2️⃣حضور اما برای عصیان و خذلان امام نوع دوم، آنجا است که حضرت، پس از جنگ نهروان، می‌خواهد آخرین نبرد را با شام، که کانون «شکمبارگان سیر» بود، رقم بزند تا مسیر «بازگرداندن جامعه به تنظیمات عصر نبوت» هموار شود. در این‌جا نیز مردم، حضور دارند؛ در مسجد و میادین شهر پای سخنرانی‌های علی ع می‌نشینند اما کنشگری آنها از سنخ «نصرت» نیست بلکه گاه کنشی است از سنخ «جنگ‌گریزی» (فَأَنْتُمْ وَ اَللَّهِ مِنَ اَلسَّيْفِ أَفَرُّ) و گاه واکنشی است از سنخ «خذلان و عصیان»؛ و در مجموع، موجب عقیم شدن تصمیمات امام خود می‌شوند (وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَيَّ رَأْيِي بِالْعِصْيَانِ وَ اَلْخِذْلاَنِ) چرا که امام مسلمین برای به نتیجه رساندن تصمیماتش به یارانی مطیع نیاز دارد (لاَ رَأْيَ لِمَنْ لاَ يُطَاعُ). 3️⃣حضور اما برای امر و نهی امام سومین نوع، در جایی است که مردم حضور خیابانی دارند اما حضورشان نه از سنخ نصرت است و نه از سنخ عصیان و خذلان است بلکه در صحنه حاضر می‌شوند تا امام خود را امر و نهی کنند! (لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ اَلْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ اَلْيَوْمَ مَنْهِيّاً)! چنان‌که در صفین نیز مردم، حاضر بودند اما به جای فرمان‌پذیری از امیرالمؤمنین به ایشان فرمان می‌دادند! (أَ لَمْ تَقُولُوا عِنْدَ رَفْعِهِمُ اَلْمَصَاحِفَ حِيلَةً وَ غِيلَةً وَ مَكْراً وَ خَدِيعَةً: إِخْوَانُنَا وَ أَهْلُ دَعْوَتِنَا اِسْتَقَالُونَا؟» محمد عشایری منفرد 💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله) 🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به‌مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیم‌الشأن انقلاب .pdf
حجم: 185.8K
📝 پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به‌مناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیم‌الشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) و مسائل مهم مربوط به جنگ تحمیلی سوم 📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از با نهج البلاغه
در این شب جمعه، به نیابت از قائد شهید؛ زیارت عاشورا یا حداقل یک سلام مختصر به ابی‌عبدالله ع فراموش نشود 💬 نظرات
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*سلکت بهم الدنيا طریق العمی* 🔹راز غفلت نخبگان و غربت رهبران الهی 🎙 استاد عشایری 💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله) 🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله ایستادگی امروز برای امنیت فردا در آوردگاه‌ صفین به لشکریانش می‌فرمود: وَ ايْمُ اللَّهِ لَئِنْ فَرَرْتُمْ مِنْ سُيُوفِ الْعَاجِلَةِ لَا تَسْلَمُونَ مِنْ سُيُوفِ الْآجِلَةِ فَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصِّدْقِ فَإِنَّمَا يَنْزِلُ النَّصْرُ بَعْدَ الصَّبْرِ فَجاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ (الکافی 5/38) به خدا سوگند، اگر امروز از «شمشیر کنونی» دشمن فرار کنید از «شمشیر فردا» در امان نخواهید بود. پس، از صبر و صدق کمک بگیرید که پیروزی فقط با صبر به دست می‌آید؛ بنابراین در راه خدا آن‌گونه که شایسته است جهاد کنید که هیچ قوت و قدرتی نیست مگر از جانب او. ، پ ن: «سیوف الآجلة» را برخی از شارحان ، به عقاب اخروی معنا کرده‌اند ولی روشن است که عقاب اخروی فقط یکی از مصادیق «سیوف الآجلة» است و مصادیق دنیوی نیز میتوان برایش در نظر گرفت؛ بدین معنا که اگر امروز از شمشیر دشمن گریختید، امنیت فردای خود را به خطر انداخته‌اید چون شمشیر دشمن فردا به سراغتان می‌آید. محمد عشایری منفرد 💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله) 🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
بسم الله «خدعه‌گری در پوشش موعظه برای تخذیل مجاهدان» «وَ أَحُثُّكُمْ عَلَى جِهَادِ أَهْلِ اَلْبَغْيِ فَمَا آتِي عَلَى آخِرِ قَوْلِي حَتَّى أَرَاكُمْ مُتَفَرِّقِينَ أَيَادِيَ سَبَا تَرْجِعُونَ إِلَى مَجَالِسِكُمْ وَ تَتَخَادَعُونَ عَنْ مَوَاعِظِكُمْ: به جنگ با ستمکاران تشویق‌تان می‌کنم اما هنوز به آخر سخنم نرسیده‌ام که می‌بینم مانند سیل‌زدگان سرزمین سبا، متفرق می‌شوید و به محافل خصوصی خود برمی‌گردید و در قالب موعظه، با یکدیگر خدعه می‌کنید!» ‌«تَتَخَادَعُونَ عَنْ مَوَاعِظِكُمْ» یعنی چه؟ در زبان عربی کلمه‌ی «مِن» نقطه شروع حرکت را و کلمه‌ی «إلی»، نقطه پایان حرکت را نشان می‌دهد اما کلمه‌ی «عن»، گذرگاه را نشان می‌دهد؛ یعنی نقطه‌ای را نشان می‌دهد که شیئ متحرک از آن نقطه عبور کرده است. در این‌جا حضرت امیر علیه‌‌السلام کلمه‌ی «عن» را بر سر «مواعظکم» آورده‌اند تا این تصویر/ را به نمایش نهند که «خدعه‌ی مردم کوفه از دهانشان خارج می‌شد و از نقاب موعظه‌ای که بر صورت افکنده بودند، عبور می‌کرد و به گوش مخاطب می‌رسید»! گویا خدعه‌گران کوفی، نقابی از موعظه بر چهره افکنده بودند و خدعه‌های خویش را در قالب موعظه به مخاطبان منتقل می‌کردند تا اثرگذارتر باشد. خلاصه آن‌که کوفیان در «پوشش موعظه و دلسوزی به حال یکدیگر»، برعلیه فراخوان جهاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام خدعه می‌کردند و نمی‌گذاشتند کسی به ارودگاه علی ع بپیوندد. عجیب‌تر آن‌که آن‌چه در کوفه رخ می‌داد، خدعه نبود، بلکه «تخادع» بود. ظاهرا منظور از تخادع، «یک‌نوع خدعه‌گری هم‌افزا و دسته‌جمعی» است که در آن، شنونده با تأیید و پذیرش خدعه‌ای که در قالب موعظه می‌شنید، خدعه‌گر را بر سر ذوق می‌آورد و از او تشکر می‌کرد و اصلا شاید گاه شنونده نیز در قالب موعظه‌ای دیگر، خدعه‌ی دیگری برضد اردوگاه علی ع، ساز می‌کرد و تحویل خدعه‌گر اول می‌داد. این موضوع، مصداق بارز «تخذیل: تلاش برای جلوگیری از پیوستن مجاهدان به جهاد» است که فقیهان نیز از حرمت آن بحث کرده‌اند در آیات الاحکام در ذیل آیات مبارکِ «قَدْ يَعْلَمُ‌ اللّٰهُ‌ الْمُعَوِّقِينَ‌ مِنْكُمْ‌ وَ الْقٰائِلِينَ‌ لِإِخْوٰانِهِمْ‌ هَلُمَّ‌ إِلَيْنٰا» و «لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ‌ مٰا زٰادُوكُمْ‌ إِلاّٰ خَبٰالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلاٰلَكُمْ‌ يَبْغُونَكُمُ‌ الْفِتْنَةَ‌» و «لَقَدِ اِبْتَغَوُا اَلْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ اَلْأُمُورَ حَتّٰى جٰاءَ اَلْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اَللّٰهِ وَ هُمْ كٰارِهُونَ‌» و نیز در کتاب الجهاد با عنوان «التخذیل» بررسی شده است (تذکره الفقهاء، 9/35) در متون فقهی حتی «اطلاع دادن از سردی یا گرمی هوا» نیز گاه از مصادیق تخذیل شمرده شده است (التخذيل قد يحصل بذكر برودة الهواء)! 📚التبیان شیخ طوسی، 3/364 📚تذکره الفقهاء، 9/35 📚منتهی المطلب، 14/365 📚شرح کافی ملاصالح مازندرانی، 12/422 📚الروضة البهیة (۱۰ جلدی)، ج ۲، ص: ۴۰۶ 📚جامع البیان الطبری، ج ۱۱، ص ۴۸۸ ┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄ محمد عشایری منفرد 💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله) 🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم پدیده‌ی «سیاهی‌لشکرسازی» برای دشمن از منظر فقه یکی از عناوینی که در باور فقیهان، حکم شرعی بدان تعلق یافته است، عنوان «تکثیر سواد المشرکین» است. قدیمترین سخنی که در این موضوع در دست داریم، سخن ابن‌عباس است که در شأن نزول آیه‌ی مبارکِ «إِنَّ اَلَّذِينَ تَوَفّٰاهُمُ اَلْمَلاٰئِكَةُ ظٰالِمِي أَنْفُسِهِمْ قٰالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قٰالُوا كُنّٰا مُسْتَضْعَفِينَ فِي اَلْأَرْض» می‌گوید: گروهی از مسلمانان که هجرت نکرده بودند در تجمّع مشرکان بر ضد پیامبر، آنان را همراهی می‌کردند و ناگهان تیری یا ضربه‌ای از سپاه مسلمانان به آنان اصابت می‌کرد و آنان را به قتل می‌رساند که این آیه در وصف آنان نازل شده است (تفسیر طبری 7/382). در تفاسیر عامه، عباس بن عبدالمطلب و عثمان بن عفان، که دیرتر از دیگر مسلمانان هجرت کردند، از جمله مسلمانان مشمول این آیه شمرده شده‌اند. شیخ طوسی ره هرچند در تفسیر تبیان در ذیل این آیه، این حدیث ابن‌عباس را به میان نیاورده اما در آثار فقهی خود، دست‌کم در دو مبحث، این عنوان را به بحث نهاده است: یکی در بیان احکام «هجرت از بلاد کفر به بلاد اسلام» و دیگری در بیان احکام «ارتداد اهل ذمه». شیخ الطائفه، در مبحث هجرت، درباره‌ی «مسلمانی که در بلاد شرک باقی مانده اما قدرت کافی برای اظهار دین و حفظ جان خود را دارد»، فرموده است که هجرت به بلد اسلامی بر او وجوب ندارد بلکه صرفا استحباب دارد تا با باقی ماندن در بلاد شرک موجب «تکثیر سواد المشرکین» نشود (يستحب له أن يهاجر لئلا يكثّر سواد المشركين). ازاین‌که جناب شیخ، برای این حکم، به «عباس و عثمان» مثال زده، معلوم است عنوان «تکثیر سواد المشرکین» را از تفاسیر عامه، بویژه حدیث ابن‌عباس، اخذ فرموده است؛ یعنی این عنوان، ریشه در «ادله‌ی سمعی» دارد هرچند حتما آن را با «اعتبارات عقلی» نیز مؤیَّد یافته است (مبسوط 2/4). شیخ ره، در مبحث ارتداد نیز انتقال کافر ذمی از دین آسمانی خود به دین‌واره‌ی باطلی که دیگر نمی‌‌توان درذمه‌بودگی را برای او را ابقاء کرد، آورده است که جایز نیست این کافر به سبب دینی که اختیار کرده، به بلاد حرب، تحویل داده شود چرا که پیوستن او به بلاد حرب، موجب «تکثیر سواد مشرکان» می‌شود (همان 2/57). نکته ظریف، آن است که عنوان «تکثیر سواد المشرکین» در احکام هجرت، زاینده‌ی حکم غیرالزامی (استحباب) شده ولی نفس همان عنوان، در احکام ارتداد، زاینده‌ی حکم الزامی (عدم جواز) شده است. ممکن است این تفاوت در بیان شیخ الطائفه، ریشه در این‌ داشته باشد که، مبحث هجرت، اعم از حالت حرب و غیرحرب تلقی شده است اما در مبحث ارتداد، بحث درباره الحاق به سرزمین کفار «حربی» است، که مفسده‌ی عظیمتری بر آن، مترتب می‌شود. هرچند احتمالات دیگر نیز در ریشه‌یابی این تفاوت، منتفی نیست. فتوای نخست شیخ طوسی ره در استحباب هجرت مسلمانی که حضورش در بلاد شرک، موجب «تکثیر سواد مشرکان» می‌شود، توسط فقیهانِ پس از او نیز تکرار شده است. مثلا صاحب جواهر ره «تجنّب از تکثیر عدد مشرکان» و نیز «تجنّب از معاشرت با مشرکان» را موجب «استحباب هجرت» دانسته است مگر این‌که باقی ماندن در دارالکفر، «مصلحت دینی» قابل قبولی داشته باشد (إلا أن یکون فی بقاءه مصلحة للدین). (جواهر 11/30). نکته‌ی جالب توجه، این است که نگاه فقیهان به مسلمانی که باقی ماندن او در سرزمین کفر، موجب تقویت دشمن می‌شود، یک نگاه صرفا کمّی و غیرکیفی است. یعنی لازم نیست این مسلمان، شخص پرتأثیری بوده و بتواند در تقویت اجتماعی، فرهنگی، تکنولوژیک، سیاسی یا نظامی دشمن «اثر ویژه‌ای» داشته باشد بلکه همین‌که وجودش (هل بسیطه) موجب «تکثیر سواد دشمن» شود، کافی بوده تا احکام شرعی الزامی یا غیرالزامی بر آن، مترتّب شود. در فقه امامیه موارد دیگری نیز وجود دارد که تکثیر سیاهی لشکر دشمن، در جهت‌گیری فتوا یا حکم شرعی، نقش ایفا کرده است. بر اساس معتبره‌ی ابی‌مریم و معتبره‌ی غیاث بن ابراهیم، اجرای حد بر شخص خطاکاری که در سرزمین دشمن حضور دارد، باید به تأخیر انداخته شود تا مبادا غیرتی شده و به اردوی دشمن ملحق شود (مَخَافَةَ أَنْ تَحْمِلَهُ الْحَمِيَّةُ فَيَلْحَقَ بِالْعَدُوّ) (تهذیب الاحکام 10/40). در این‌جا همین که «خوف» از ملحق شدن یک شخصِ «فاجرِ مستحق اجرای حد» به دشمن وجود داشته باشد، کافی بوده که اجرای حدود الاهی فعلا متوقف شود. ظاهرا در باور برخی فقیهان از جمله محقق خویی ره، این خوف، «حکمت» حکم شرعی نیست بلکه «علت»آن است. ادامه در پست بعد... 💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله) 🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
در این‌ بحث که قاعده جَبّ، زکاتهایی را که مکلف، پیش از اسلام پرداخت نکرده، ساقط می‌کند یا نمی‌کند، برخی فقیهان، «تکثیر عدد المسلمین» را به عنوان یک مصلحت ملزمه که می‌تواند باعث سقوط آن زکاتها بشود، ذکر کرده و توضیح داده‌اند که وقتی مکلّف بداند با اسلام آوردن، این همه بدهی زکات به ذمه او می‌آید، ممکن است از اسلام آوردن خودداری کند در حالی‌که لازم است عدد مسلمین تکثیر شود (مهذب الاحکام سبزواری، 11/45). در باور محقق عراقی، این‌که در صدر اسلام، بر منافقین، حکم اسلام، اجرا می‌شده، صرفا به جهت مصلحت «تکثیر عدد مسلمین» بوده وگرنه منافق، در حقیقت مسلمان نیست (شرح تبصره 1/327). امروزه مسلمانان زیادی در کشورهای آسیایی و غیرآسیایی زندگی می‌کنند که دولتهایشان حامی یا شریک صهیونیزم بین‌المل است. این مسلمانان می‌توانند به هر یک از کشورهای مخالف با صهیونیزم یا دست‌کم کشورهای بی‌طرف هجرت کنند. از واقعه هفت اکتبر، که صهیونیزم بین‌الملل در برابر مسلمانان، آرایش نظامی گرفته، مسأله‌ی «تکثیر سواد صهیونیزم» سویه‌ی فقهی مهمی یافته که درخور بحث‌های تازه‌ی فقهی است. درست است که نفس حضور کمّی مسلمانان در برخی بلاد حتی اگر حامی صهیونیزم باشند، دارای مصلحت است و از این‌جهت، افراد عادی که اقامتشان تأثیر ویژه‌ای در تقویت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، نظامی یا اقتصادی دولتهای حامی، ندارد، شاید «مصلحت بقا در آن سرزمینها» به شرط این‌که خوفی بر دینشان نداشته باشند، مهمتر از مصالح موجود در «هجرت از بلاد حامی صهیونیزم» باشد اما درباره شخصیتهای خاصی که با ثروت، تخصص، هنر یا توانایی‌های دیگرشان، تأثیر چشمگیری در تقویت آنان دارند، نمی‌توان این سخن را پدیرفت. امروزه «تکثیر سواد صهیونیزم» با مصادیق نوینی مانند سرمایه‌گذاری در کشورهای حامی صهیونیزم، نقش‌آفرینی در انسجام اجتماعی کشورهای همدستِ صهیونیزم، نقش‌آفرینی در تولید قدرت نرم برای کشور حامی صهیونیزم، پرداخت مالیات چشمگیر به دولتهای حامیِ صهیونیزم، نقش‌آفرینی در تولید علم برای یک کشور وقتی آن علم در نهایت به تهیه جنگ‌افزارهای حامی صهیونیزم منجر شود و ... می‌تواند، متعلَّق پژوهشهای فقهی تازه با نگاه‌های نو قرار بگیرد؛ چنان‌که ، حکمرانی صفویان با ستُردن گرد کهنگی از برخی موضوع‌های فقهی مانند نماز جمعه، امربه‌معروف، شهادت ثالثه، تکتّف در نماز و ...، زوایای تازه‌ای را در هر یک از آنها نمایاند و فقیهان بزرگی مانند محقق کرکی این زوایای تازه را درک کردند و همان کهنه‌موضوع‌ها را در قالب مسأله‌هایی جدید، صورت‌بندی کرده و به پژوهشهای تازه‌ای در آن، دست زدند. روشن است که نگاه به این مسأله می‌تواند از دو رویکرد بررسی شود: نخست، از زاویه‌ی تکلیف شخصی مکلفی که در کشورهای خاص حضور دارد با پرسشهایی از این دست که باقی ماندن در این کشورها چه حکمی دارد؟ اگر باقی ماندن در این کشورها «منکَر» باشد، تکلیف نهی از منکر چه می‌شود؟ و ... رویکرد دوم، از زاویه فقه حکمرانی؛ در این رویکرد، مسائلی از این دست، قابل صورت‌بندی است: • حکومت‌های اسلامی برای بازگرداندن مسلمانانِ بیداری که خودشان حاضر به ترک سرزمینهای متخاصم هستند، چه مقدمات قریب و بعیدی را می‌تواند فراهم آورد؟ • همه‌ی کسانی که توانایی لازم را دارند، بویژه حکومتها، برای بیدار شدن مسلمانانی که هنوز اراده‌ای برای ترک و تضعیف آن سرزمینها ندارند، باید چه سازوکاری را تدارک ببیند؟ • تسهیلات، بخشودگی‌ها و ارفاقهای ممکن که می‌تواند موجب ترغیب به هجرت از کشوهای حامی صهیونیزم باشد چیست؟ • مفاسد فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و نیز سوءاستفاده‌ها و فرصت‌طلبی‌هایی که ممکن است در تسهیل چنین هجرتی رخ نماید، کدام است و در باب تزاحم، کدام یک بر دیگری اهمیت دارد؟ و برای دفع این مفاسد و سوء‌استفاده‌های احتمالی دولت اسلامی چه احتیاطها و حزم‌اندیشی‌هایی باید صورت بدهد؟ و ... محمد عشایری منفرد 💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله) 🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
بسم الله نسخه‌ی ابن‌نازویه قمی؛ بر ستیغ نسخه نیشابوری و نسخه کاشانی نهج‌البلاغه اشکهای راوندی در هنگام استماع خطبه 212 ابن نازویه قمی، نسخه‌ای از نهج‌‌البلاغه را که در غزنی به دست آورده وکتابت کرده بود، ابتدا با نسخه‌ی ابن‌فندق بیهقی (شارح نهج البلاغه) مقابله کرده. ابن فندق، همان «علی بن زید بیهقی» (صاحب معارج نهج البلاغه) است که از طریق پدرش، نسخه ابویوسف یعقوب بن احمد نیشابوری برایش روایت شده بود. پدرش زید، و استاد پدرش ابویوسف، هر دو از شاگردان جعفر بن محمد دوریستی (۳۸۰–۴۷۴ هـ.ق) بودند که او نیز شاگرد مستقیم سید رضی بود و نهج البلاغه را از سید رضی اخذ کرده بود. مقابله شدن نسخه‌ی ابن‌نازویه با نسخه مدرسه نیشابور که با واسطه به تأیید شاگردن سید رضی رسیده بود، گام ارزشمندی در اتقان نسخه ابن‌نازویه بود. (کهن‌ترین مدرسه نهج البلاغه شهر نیشابور را بخوانید) 📌ابن نازویه پس از مقابله نسخه خود با نسخه نیشابوری، به کاشان رفت و در آنجا ابتدا نسخه را بر قطب راوندی عرضه کرد سپس آن را با نسخه ابوالرضا راوندی نیز مقابله کرد و آن‌گاه در طی 22 روز نسخه مقابله شده را کلمه به کلمه برای جناب ابو‌الرضا قرائت کرد و از او اجازه روایت گرفت. در حاشیه‌ی آخرین سطور خطبه 212، ابن‌نازویه نوشته است به اینجا که رسیدیم، استاد رواندی اشکهایش جاری شد. (توضیح: این خطبه‌ همان خطبه‌ای است که درباره قیامت و مرگ است و ابن‌ابی‌الحدید می‌گوید من پنجاه سال است که این خطبه را تقریبا هزار بار خوانده‌ام و هر بار که خوانده‌ام تمام بدنم به لرزه افتاده است!) (تصویر دست‌خط ابن‌نازویه) ابن نازویه از طریق مقابله نسخه‌ی خود با نسخه‌ی راوندیان کاشان و بویژه از طریق مقابله با نسخه‌ی ابوالرضا راوندی، اتقان نسخه‌ی خویش را صدچندان کرد چون نسخه ابوالرضا راوندی از آن جهت اهمیت داشت که از عبدالرحیم بن اخوة نقل و با نسخه‌ او آن مقابله شده بود. این توضیح لازم است که عبدالرحیم بن اخوة، چون شاگرد محمد بن یحیی ناتلی بود، نسخه خود را از ناتلی و ناتلی نیز نسخه خود را از ابونصر عبدالکریم بن محمد شیرازی معروف به سبط بشر حافی، روایت کرده بود و این ابونصر شیرازی چون شاگرد مستقیم مجلس سید رضی بود، نهج البلاغه را با قرائت از سید اخذ کرده بود. بنابراین ابن‌نازویه نسخه خود را با راوندی که با سه واسطه از سید رضی روایت می‌کرد، مقابله و بر او قرائت کرد و از او اجازه گرفت. امروز اجازه راوندی به ابن‌نازویه با خط خود راوندی بر روی نسخه ابن نازویه وجود دارد. نسخه‌ی ابن نازویه قمی از آن‌جهت که با نسخه‌ی نیشابوریان و نسخه راوندیان مقابله شده، نسخه بسیار ارزشمندی است که عتبه مقدس حسینی آن را تصحیح و با تعلیقه‌های ارزشمندی متنشر کرده است؛ لله درّهم و علی الله اجرهم. محمد عشایری منفرد 💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله) 🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
هدایت شده از مجاهد خاموش
مجاهد خاموش در هر روزگاری، انسان‌هایی هستند که حضورشان نه با هیاهو، که با آرامش و وقار معنا می‌گیرد. گام‌هایی که بی‌صدا برداشته می‌شوند، اما اثرشان سال‌ها باقی می‌ماند؛ و نام‌هایی که کمتر گفته می‌شوند، اما بیشتر در دل می‌نشینند. اینجا، «مجاهد خاموش» روایتِ شهید حاج مجید خادمی ... مردی که مسیرش از جنس فروتنی، خدمت، اخلاق و اصالت بود. مردی که برای دیده شدن کاری نکرد، اما دیدن او برای بسیاری درس بود. کسی که سکوتش پر از معنا بود و رفتنش سرشار از احترام. در این صفحه، تصاویر، دل‌نوشت‌ها، لحظه‌ها و روایت‌هایی گرد می‌آیند که یادِ یک عالم سر به زیر را زنده نگه می‌دارند؛ زندگی انسانی که آرام قدم زد، بزرگ‌منشانه زیست، و با عزتی ماندگار بدرقه شد. «مجاهد خاموش» اینجا پایان راه خادم ایران نیست؛ اینجا استمرارِ یک مسیر است ، جایی که تفکر خادمی نفس می‌کشد . 🔗 عضویت در کانال: 🟠 ایتا: https://eitaa.com/mojahede_khamosh 🟢 بله : https://ble.ir/mojahede_khamosh 🔵 روبیکا: https://rubika.ir/mojahede_khamosh منتظر حضور شما در این جمع نورانی هستیم. 🏴