.
#راس_الحسین علیه_السلام
#حضرت_زینب
#کوفه
ای سرت سایه فکنده به سرم
همدمم، همسخنم، همسفرم
سایه انداخته بـر محمل من
هالـۀ دور سـر تـو دل من
حافظ محمل زینب شدهای
ساربـانِ دل زینـب شدهای
صوت قرآن تو بیتابم کرد
لب خشکیـدهی تـو آبم کرد
غم تو میشکند پشت مرا
زخم پیشانی تو کشت مرا
خاک و خون و رخ نورانی تو؟
کی زده سنگ به پیشانی تو؟
مردم کوفه عجب بیدردند
همـه انگشتنمایت کردند
حمله بر قدر و جلالت کردند
نیمـهی مـاه، هـلالت کـردند
مـن که از داغ تـو مالامالم
زائر جسم تو در گودالم
بـدن بـیکفنت را دیدم
تن بـیپیرهنت را دیدم
از تن پاک تو جز اسم نبود
جای یک بوسه بر آن جسم نبود
حال بگذار که رویت بوسم
بـر سـر نیزه گلویت بوسم
دست من بسته به بند است حسین
چـه کنم؟ نیزه بلند است حسین
یـا بیـا بـوسه بـه رویت بزنم
یا سر خویش به محمل شکنم
دختر فاطمه از تـوست خجل
تـو سرِ نیزه و مـن در محمل؟
کـاش ای دوش نبی سنگر تو
سـر مـن بـود به جای سر تو
ای چـراغ دل مـن! دور مشو
دیگر از محمل من دور مشو
همه جا دور سرت میگردم
سنگ آید، سپرت مـیگردم
دیدم از دور دعـایم کـردی
از سر نیزه صـدایم کـردی
دوش من هم به نماز شب خود
به دعای تو گشودم لـب خود
سوز ما در جگر «میثم» ماست
نظم او قصهی درد و غم مـاست
استاد حاج #غلامرضا_سازگار
.
.
🏴 #محرم۱۴۰۳
#واحد #شام
#امام_حسین علیه السلام
#اسارت (#دروازه_ساعات )
#سبک_از_همون_روز_ازل_مأنوسه_با_تو_روزگارم
#سبک_من_این_پایین_تو_اون_بالا
#بهمن_عظیمی ✍
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
روی نیزه خوش نشستی قاری قرآن زینب
ای سرِ غرق به خون جونم فدات ای جان زینب
بعد تو این زندگیِ غرق اندوه و نمیخوام
پا به پات هرجا بِری با این قد خمیده میام
حسین من
ای قاری قرآن رو نیزه
برادر گریان رو نیزه
یه کم نگاه کن خواهرت رو
منم اون که
بعد از حسین حافظ این دینم
به جان تو از پا نمیشینم
تا پس نگیرم این سرت رو
غمت کرده پریشانم / حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم ۲
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
داغ تو منزل به منزل هر کجا مستأصلم کرد
پشت دروازه ی ساعات دشمنت معطلم کرد
بچههات گُشنه و تشنه توو بیابونا اسیرن
عترتت توو دستای این نامسلمونا اسیرن
توو شهر شام
با قلب خواهرت چهها کردن
چه جشنی شامیا به پا کردن
به یُمن کشتنت برادر
همه دورِ
سرای روی نی میرقصیدن
ما گریه میکردیم، میخندیدن
برای تسلیت به خواهر
همه خندان و گریانم / حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم ۲
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
چی بگم از طعنه و دشنام و اون حسودیهاشون
چی بگم از کوچه و محله ی یهودیاشون
چی بگم از این همه نامردی و از این پلیدی
تو خودت از روی نی وضعیت ماها رو دیدی
امان از شام
امان از این کوچه و بازارش
امان از این مجلس اغیارش
از این همه نگاه خیره
امان از شام
امان از این سنگای روی بام
امان از این طعنه و این دشنام
امان از این روزای تیره
ببین پاره گریبانم / حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم ۲
👇
.
🏴سبک #زمینه یا #شور روضه ای به بهانه ی شهادت جانسوز #امام_سجاد علیه السلام
#زمینه_امام_سجاد ۱۴۰۳
#شور_امام_سجاد
#بعد_چهل_سال
🏴بند اول
بعد چهل سال گریه کردن
دارم میشم حاجت روا من
بعد چهل سال غصه خوردن
میمیرم از زهر جفا من
عطشانمو یاده؛بابا شدم مضطر
رو خاکا افتادم؛با یاد اون پیکر
تو این دم آخر،چشامه بازم تر
با یاد خنجر که،اومد روی حنجر
سرش روی نیزه،باز جلو چشمامه
حالم دگرگونه،جونم رو لب هامه
یا ابالمظلوم
🏴بند دوم
بعد چهل سال زجر کشیدن
واسه همیشه میشم آرام
بعد چهل سال آه کشیدن
راحت میشم من از غم شام
یادم نمیره اون،خنده ی شامیا
خارجی ام خوندن،پیش یهودی ها
یادم نمیره که،رقاصه آوردن
ماهارو تو بزم،حرام مِی بردن
یادم نمیره اون،هیزیه چشماشون
یادم نمیره اون،چوب و لب و دندون
یا ابالمظلوم
۱۴۰۳/۰۵/۰۶
#شهادت_امام_سجاد
✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
👇
#شور #زمینه
#اسارت
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
➖➖➖➖➖➖
رو قلبم داغت شد آوار
بعد تو سهمم شد آزار
با دستای بسته ما رو
بردن بین کوچه بازار
اجتمع الناس
زن و بچه هاتو با سنگ زدند
اجتمع الناس
همگی به معجرا چنگ زدند 😔
اجتمع الناس
دختراتو جلو چشمام زدند
اجتمع الناس
زینب و تو ملأ عام زدند
حـسـیـن وااای
(با من و تو طاقت نمیاریم یه نفر ناموسمونو بیاره توی جمع ناموس بزنه
ولی دختر علی رو آوردن با چه وضعی آوردن)
😭
قلبم رو تو شام آزردند
چی به سر ما آوردند
باروم نمیشه اصلا
ما رو تو بزم می بردند
اجتمع الناس
خیزرون به روی لبهات زدند
اجتمع الناس
بمیرم به روی رگ هات زدند 😭
اجتمع الناس
به سکینه حرف ناربط زدند 😭
اجتمع الناس
همه بچه ها رو بی خبط زدند
🔳حــسـیــن واااای
به اشکای ما خندیدن
ناموست رو بی کس دیدن
دخترای معصومت از
ترس و وحشت میلرزدین
اجتمع الناس
دور ما هله و دف زدند
اجتمع الناس
عده ای رقصیدند و کف زدند
اجتمع الناس
به دل غم زده هی زخم زدند😭
اجتمع الناس
روی نیزه تو رو بی رحم زدند 😭
🔳حـــــسـیـن وااای
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#زمینه
#اربعین
#دلتنگی
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
کسی مثه تو نیست زیاده عین من
دستمو ول نکن امام حسین من
آخه از سیاهیات نور میگیرم
اسمتو که میشنو شور میگیرم
دستمو سمت حرم از دور میگیرم
که سلاممو بیارن تا حرم ملائک
کاش میشد منم بشم حلت بفنائک
سیدی فکیف اصبر علی فراقک
کاش برام بنویسی حرم
الهی قربونت برم
توی لحظه های آخرم
الهی قربونت برم
من آرزومه که یه بار ببینمت
زندگیمو بگیر بذار ببینمت
آخه از نگاه تو نور میباره
با خیالت دل من عالمی داره
هر کسی تو زندگی یه جور گرفتاره
من گرفتار تو ام که دردم از فراقه
ثانیه ثانیه بیشتر میشه این علاقه
یه دلم تو روضه ها و یه دلم عراقه
کاش برام بنویسی حرم
میمیرم امسالم نرم
به خدا به جون مادرم
میمیرم امسالم نرم
کاش برام بنویسی حرم
الهی قربونت برم
توی لحظه های آخرم
الهی قربونت برم
◾️◾️◾️◾️◾️◾️
😭روضه ی اربعین😭
🍁زبانحال زینب س🍁
السلام ای کشته ی بی سر حسین
السلام ای یاور خواهر حسین
حالا خواهر بر گشته کربلا سرو بدن حسینش با هم هستند،ولی افسوس که زیر خاکها قرار دارن وخواهرش باید قبر برادرو بغل کنه
حرفاش وبزنه به طفلانت
نه تنها جای مادر بل جای پدر بودم
به گلهایت نگر تا باغبانیهای من بینی
حجاب کودکادنت می شدم وقت کتک خوردن
که نیلی پیکرم از مهربانیهای من بینی
به پاس قهرمانیها به تن دارم نشانیها
نبودی تادراین ره قهرمانیهای من بینی
اگر نامحرمی اینجا نبود ای محرم زینب
نشان می دادمت تاآن نشانیهای من بینی
زینب از شام وکوفه برا حسینش سوغات میاره
سوغاتی های اوبدنهای کبودوصورتهای سوخته وبدنهای نحیف ولاغر
بچه های حسینش کربلا!
هرکدوم حرفای زیادی براگفتن دارن.
کربلا یه مسافر کوچولو داشتی به نام رقیه س
اما اون دیگه برنگشته،حالا بی بی زینب س
داره،به حسینش میگه
آورده ام تمام عزیزانت ای حسین
جزدختر سه ساله ات ای مهربان من
آیی کربلا یادت با باباش چه وداعی کرد ؟
یادت هست چه جوری جلوی بابا رو گرفته بود؟
یادت هست که وقتی میرفتی چه حالی داشت،
آی کربلا نبودی ببینی چه جوری جون داد!!
امروز سراسر کربلا غوغا شده هرکسی یه
زمزمه ای داره،هر کسی سراغ قبری رو میگیره ،
بچه ها احساس می کنن،بوی بابا میاد،بوی برادراش میاد،بوی عموهاش میاد
امروز روز ملاقات زینب س کبری باحسینش
آخ بمیرم این خواهرو برادر سابقه نداشته
چهل روز همدیگرو نبینن
مخصوصا"لحظه ی آخری که همدیگرو دیدن
یه جوری بود که خواهر نمی خواست از حسینش جدا بشه، بمیرم برادل زینب س
حسین سر در بدن نداشت توی گودال قتلگاه
غریبانه افتاده بود اونجا سر حسینشو ندید فقط بدن خون آلودشودید
اما سر حسینشو برا آخرین بار بالای نیزه ومقابل یزید(لعن)دید.....
😭صل الله علیک یا قتیل العبرات😭
✨التماس دعا برا شفای مریض ها✨
#روضه_دفتری
مادر و میزدن. مدینه پیش چشم خاص و عام
دخترشو زدن حرامیا تو کوچههای شام.
مادر میان شعلهها.
آه .کشید یا ابتاه..🥹
دختر به پای نیزهها / صدا می زد وا اُخَیّاه..
آجرک الله...بقیة الله(۳)
مدینه مادر. ناله میزد.
چه جور آروم بگیرم؟(۳)
تا شمشیر و بر ندارید از در مسجد نمیرم
تو شام. زینب ناله زد 😭 لطمه به محبوب نزن 🙏🏻
یزید اینقـد به لب
حسین من چوب نزن😭🙏🏻
آجرک الله...بقیة الله(۳)
مدینه مادر و. میون .در و دیوار زدن😭
دخترشو. با دست. بسته بین انظار زدن
مادر مظلومه کجا
سیلی اغیار کجا؟!
زینب مظلومه کجا / کوچه و بازار کجا؟!
آجرک الله...بقیة الله(۵)
التماس دعای فرج🙏🏻