•𓆩⚜𓆪•
.
.
•• #عشقینه ••
#رمان_ضحی
#قسمت_دویستوشانزدهم
تازه دوساله الحمدلله پاکسازی شده و امنیت برقراره سالهای پیش اینطوری نبود حتی خطر وجود داشت ولی باز مردم میرفتن
خب چرا
مگه چه جذابیتی داره؟
چه جذابیتی داره هوای گرم و خشک عراق و پیاده روی تو کویر زیر آفتاب با لباس مشکی و یه کوله سنگین حداقل یک هفته خواب نصفه نیمه بهداشت اندک، چون امکانات چندانی وجود نداره
ولی چرا مردم با این حجم استقبال میکنن؟
و هر کس میره حتما سال بعدش رو هم میره با وجود همه سختی ها
برای همینم جمعیت رو به افزایشه
تازه اونایی که رفتن انقدر بهشون خوش گذشته که تلاش میکنن بقیه رو هم با خودشون ببرن!
چی داره این فضا که زائر از راحتی و امکانات نسبی خودش دل میکنه و میزبان حاضره از جیب خرج کنه غذا بپزه بده به غریبه هایی که فقط یه وجه اشتراک دارن، همه زائر امام حسینن
تصور کن یه جایی هست که اینهمه آدم با این سطح از محبت بیست روز توش در حال رفت و آمدن
چقدر دیدن اون فضا میتونه جذابیت داشته باشه؟
چقدر نفس کشیدن توی اون فضا حال آدم رو خوب میکنه؟
اونقدر این تعامل زیبا و مملو از محبته که زبان از توصیفش قاصره؛
اونجا دم موکبا کسایی رو میبینی که سن و سالی ازشون گذشته یا حتی شیخ یه عشیره ان
خب قبلا گفتم تو سیستم عشیره ای شیخ عشیره احترام عجیبی داره با یه نماینده مجلس برابری میکنه به لحاظ قدرت و جایگاه برای مردم
یه همچین کسی بیست شب وایمیسته دم موکب چای میده
یا حتی پای زائرا رو توی موکب ماساژ میده
عمدا
میخواد خدمت کنه به زائر امام حسین
اون آدم اگر یه جای دیگه ببیندت شاید اصلا نگاهتم نکنه
ولی توی اون فضا اصلا مهم نیست کی هستی چه رتبه اجتماعی چه موقعیت کاری و مالی و چه خانواده و نسبی داری
همه مثل هم کنار هم با یه پتو تو دو متر جا میخوابن
هیچ تفاوتی نیست
شان فقط یکیه و اون زائر و خادم امام حسینه
خیلیا حتی وسعشون نمیرسه غذا بدن ولی بیکارم نمیشینن یه کاری میکنن!
یکی میبینی سر راه وایساده یه جعبه دستمال کاغذی دستشه هر کس لازم داره برداره!
یکی واکس دستشه میگه بیاید کفشاتونو واکس بزنم
بچه های بومی رو میبینی، عطر دستشونه میزنن به دستت
یکی تو موکبا میچرخه پای زائرا رو مشت و مال میده!
اصلا زیبا تر از این فضایی توی زندگیم درک نکردم من
یه جورایی تقابل صد درصد با دنیاییه که توش محبوس شدیم
تو دنیایی که اصالت با پوله، یهو اهمیت پول کنار میره
نه تنها کسی از کسی پولی نمیگیره تازه از جیب برای هم خرج میکنن!
تو دنیایی که اصالت با امکانات و رفاه هرچه بیشتره، یهو کلی آدم میزنن تو دهن هر چی امکانات چند روز پیاده میرن
قسمت اول رمان ضحی👇
https://eitaa.com/Asheghaneh_Halal/71020
.
.
•🖌• بہقلم: #شین_الف
.
.
𓆩مرجعبهروزترینرمانها𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩⚜𓆪•
•𓆩☀️𓆪•
.
.
•• #قرار_عاشقی ••
امام رضا(ع)
محبت کردن به مردم را
ارزشمند میدانستند
و میفرمودند:
اساس دانایی، پس از ایمان به
خدا، جلب دوستی مردم است 💚
.
.
𓆩ماراهمینامامرضاداشتنبساست𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩☀️𓆪•
•𓆩🍭𓆪•
.
.
•• #نےنے_شو ••
• داداشی ، دالی شیتال میتُنی؟👀
° دالَم تو تیفم دُیبالِ شَلبَندِ لَبیتَ یا حسین میدَلَدم❤️
• پَش یه دونه هم بلای من پیدا تُن تِه وَگتی بلای پیاده لَوی میلیم هَملاهِمون بِبَلیم😇
.
.
𓆩نسلآیندهسازاینجاست𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩🍭𓆪•
•𓆩🖤𓆪•
.
.
•• #همسفرانه ••
چِہغَـرقشُـدَنۍِدِلنشیـنتَـراَز
غَـرقشُـدَنچِشمـٰانَـت..!シ
.
.
𓆩دربندکسیباشکهدربندحسیناست𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩🖤𓆪•
•𓆩🌑𓆪•
.
.
•• #آقامونه ••
⃟ ⃟•❓چڪَونه
سیر شود چشمم👀
از تماشایَت ..🥰
⃟ ⃟•💫 ڪه
جاودانہ ترین👌
لحظہ ے تماشایی 🪴
حسین منزوی ✍🏻
.
.
•✋🏻 #لبیک_یا_خامنه_اے
•🧡 #سلامتےامامخامنهاےصلوات
•📲 بازنشر: #صدقهٔجاریه
•🖇 #نگارهٔ «1912»
.
.
𓆩خوشترازنقشتودرعالمتصویرنبود𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩🌑𓆪•
•𓆩📿𓆪•
.
.
•• #پابوس ••
🌴قال الامام علی عليهالسلام:
مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ.
💫كسى كه كردارش او را به جايى نرساند،
افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رسانيد.
▫️ نهجالبلاغه، حکمت ۲۳
#نهج_البلاغه
#امام_علی
#اعمال
#افتخار_خاندان
.
.
𓆩خواندهويانَخواندهبهپٰابوسْآمدهام𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩📿𓆪•
4_5951748258962344440(1).mp3
9.23M
•𓆩🥀𓆪•
.
.
•• #چله_عاشقی ••
••#روز_سیوششم••
[«رُبّ ذَنْبٍ اَحْسَنُ مِنَ الاِعْتِذَارِ مِنْهُ».
امام حسين (ع) فرمود: «چه بسا گناهى كه نيكوتر از پوزش است».]
(بحار الانوار، ج 57 ص 128 ح11 )
.
.
𓆩؏چلهگرفتمڪهگُنهڪمڪنمحسینـ𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩🥀𓆪•
•𓆩📺𓆪•
.
.
•• #هیس_طوری (History) ••
🎯 سير تكاملى
كودكان ايرانى، دهه ۶۰
.
.
𓆩هوشیارپایانمیدهدمدهوشےتاریخرا𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩📺𓆪•
•𓆩🪞𓆪•
.
.
•• #ویتامینه ••
❣🌸❣
تو گوشی همسرت سرک نکش 😡❌
سرک کشیدن تو گوشی همسر ممنوع🚫
💞 باید اینو قبول کنی که تو زندگی مشترک لازمه به حریم خصوصی همسرت احترام بزاری. تلفن همراه، رایانه و تبلت همسرت محدوده های شخصی اونه
👈 تصور نکن ممنوع بودن واردشدن به این محدوده ها، به معنی اینه که اتفاقات ممنوعه وحشتناکی توی اونها داره و قراره چیز بدی رو ببینی!
🔸حق نداری به تلفن همسرت سرک بکشی نه به این دلیل که ممکنه تو پیامک ها و تماس هاش رد پای رابطه ممنوعه یا خیانتی رو ببینی، بلکه به این دلیل که این حق خانوادش یا مسائل مربوط به دوستانش رو دور از چشمت نگه داره یا اینکه تو دفترچه یادداشت گوشیش گاهی حرف های دلش رو بنویسه...
〰️🌱،، ♥،، 🌱〰️
.
.
𓆩چشممستیارمنمیخانہمیریزدبهم𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩🪞𓆪•
کربلا_۲۰۲۳_۰۸_۲۵_۰۱_۰۷_۲۲_۹۵۴.mp3
6.8M
•𓆩📼𓆪•
.
.
•• #ثمینه ••
شھدا...
باهردردیجانمیزدن
میگفتنفداسرِحضرتِزهرا!
شھیدزندگیکردنیعنیهمہسختیارو
بھجونخریدنبرایفداشدن 💔'!
.
.
𓆩چهعاشقانهناممراآوازمیڪنے𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩📼𓆪•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•𓆩🕯𓆪•
.
.
•• #پشتڪ ••
اربعین داغ حرم بر دلمان...
.
.
𓆩رنگو روےحسینےبگیـر𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩🕯𓆪•
•𓆩⚜𓆪•
.
.
•• #عشقینه ••
#رمان_ضحی
#قسمت_دویستوهفدهم
و با امکانات اندک سر میکنن
تو دنیایی که هیچ کس بی طمع به هیچ کس محبت نمیکنه تو این فضا مردم بی دریغ به هم محبت میکنن
فقط کافیه تو اون مسیر بخوری زمین یا کیفت بیفته
بیست نفر میان جلو کمکت میکنن
اونقدر غذا زیاده با التماس به زائرا غذا میدن میگن تو رو خدا غذای ما رو هم بخورید!
این فضای همدلی اونقدر جذابه که آدم باورش نمیشه همینجوری شکل گرفته باشه
یادته گفتم قلب امام مثل مغناطیس به براده ها جهت میده؟
وقتی او اراده کنه این اجتماع شکل بگیره قلوب حولش اجتماع میکنه
همه بی اون که بدونن چرا هر کاری از دستشون بربیاد میکنن برای این فضا و شکل میگیره
ژانت آب دهانش رو فرو داد:
عکسی هم داری از این فضا؟!
لپتاپم رو از روی پاش برداشتم:
_آره رضوان این چند ساله هر دفعه عکس میفرستاد
ایناها اینجاست
یکی از عکسها رو باز کردم و باز ناخودآگاه قلبم از جا کنده شد!
با پشت دست اشکهام رو گرفتم و لپتاپ رو برگردوندم روی پای ژانت
طاقت دیدن نداشتم
خسته بودم از این جاماندگی...
ژانت همونطور که تصاویر رو میدید گاهی هم سوال میکرد و من بی حوصله تر از همیشه جواب میدادم
تا آخر زبانش به اعتراض باز شد:
چیه انقد گرفته ای؟!
خب سال دیگه که درست تموم شد میری
_گفتم که
هرسال این موقع انگار آلارم دعوت این سفر برای قلوب همه محبین ارسال میشه
از کجا معلوم تا سال دیگه باشم و چطور باشم و اوضاع چطود باشه
کی فردا رو دیده
اصلا چطور تا سال دیگه صبر کنم!
نگاهش رنگ غم گرفت: غصه نخور دلم میگیره
منم خیلی دلم میخواست به این سفر میرفتم
دوست داشتم ببینم چجوریه
کلی هم عکس میگرفتم!
آخرش هم میرسیدم کربلا
دلم میخواست اونجا رو ببینم
ولی خب... شدنی نیست
چیزی نگفتم و ژانت در سکوت مشغول دیدن عکسها شد
کمی بعد خودش یکی از نوحه ها رو پلی کرد و باز اشک من جاری شد:
قسمت اول رمان ضحی👇
https://eitaa.com/Asheghaneh_Halal/71020
.
.
•🖌• بہقلم: #شین_الف
.
.
𓆩مرجعبهروزترینرمانها𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩⚜𓆪•