او ك همدردم شده ، گویا خودش هم درد بود ؛
او خودش زخمِ همان مرهم ك میآورد ، بود .
- اشکین .
زِ همه دست کشیدم ك تو باشی همهام ؛ با تو بودن زِ همه دست کشیدن دارد . - جناب ِسعدی .
من زخم ِتو را ، به هیچ مرهم ندهم ؛
یك موی ِتو را ، به هر دو عالم ندهم !
- جناب ِمولانا .
- اشکین .
.
پناه زندگی ِما ، شاید دست نداشت ؛
ولی یك عمر زندگیمون ُنگه داشت ! .
شما کفیل ِمنی ، جناب ابوفاضل .
- اشکین .
.
تو همچو من سر کویت هزار داری ؛
ولی بدان ك نوکرت فقط تو را دارد ! .
خودت عزیز ُغمـت عزیزتر ، محبوب ِعراقی .