eitaa logo
اسیـرِاستـٰاد -
7.1هزار دنبال‌کننده
696 عکس
193 ویدیو
2 فایل
سلـٰاخی‌ می‌گریست! به قنـاری‌ کوچکی، دل باخته بود . - شاملو‌‌ . رمـان‌جذاب‌وزیـبا👄🍻 - به‌قلـم‌بی‌نظیـر‌ رمـٰان‌انلـٰاینه‌و‌ڪپی‌برداری‌حتـٰی‌با‌ذڪرِنـٰامِ‌نویسـَنده‌ممنوع 🩵☁️ - #تبلیغات 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/1871446027C496dce5861
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه ۵ نفر دیگ برید قبل شروع هم پارت میدم😍☝️
🙄🙄❌☝️
همکاری نشد❌☝️ سوخت🔥
«زندگی گر هزار باره بود بار ديگر تو، بار ديگر تو» • فروغ فرخزاد
هدایت شده از تبلیغات همشهری
دوستان زیادی تقاضا کردن ک لینک اصلی. دکتر خیراندیش (کانال اصلی پزشکی) رو مجددا بزارم اینم اخرین بار به احترام کاربرای عزیز عضو بشید تا پر نشده ظرفیت محدوده همراه با مشاوره رایگان👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3133997058C2fd8777673
هدایت شده از تبلیغات همسران💓
8.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درمان سریع ریزش مو طی هشت روز کشف شرکت دانش بنیان ایرانی در آنتن زنده شبکه ســـه ســیــمــا!!😳😳 ویدیو داخل لینک را حتما مشاهده کنید تا با تاثیرات عجیب این روش درمانی آشنا شوید 👨‍⚕👨🏻✨🩺 بـیـش از ۳۰هـــزار خـانم و آقـا از این روش معجزه‌_آسا نتیجـه گرفتن 😍 روی لینک زیر کلیک کنید😃👇 https://www.20landing.com/173/1698 https://www.20landing.com/173/1698
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: آنگاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم، گناهكاران امّت پيامبر اسلام را شفاعت خواهم كرد. (س)
02_JamadiolAvval_1402_09_06_Shab_14_H_Sarollah_Rasht_Fatemiyeh_1.mp3
7.64M
🎧 زمینه | گرفتن ازم دنیامو 🎤 حاج‌ ابوذر بیوکافی         (س)
🌸 عرشیا که هنوز مشغول بحث کردن بود، برگشت نگاهی به چشمه انداخت و گفت: _توهم برو تو دیگه.! چشمه چشمانش را ریز کرد و لبهایش را که کمی غنچه کرد بود را تکان داد و دست به سینه روبه‌رو آنها ایستاد. _عه واقعا عرشیا؟ ببینم چرا مشکل ها و اتفاق های منو رو شما باید گردن بگیری؟ من نمیخوام تو، اهورا یا هر کس دیگه‌ای برام بزرگتری کنه اصلا واسه چی اومدی اینجا من خودم داشتم مشکلم رو حل میکرد... سهیل که صبرش به اتمام رسیده بود، صدایش را بالا برد و گفت: _ببینم خوشتیپ خان من باید وایسم اینجا بحث های خانوادگی تو رو با این دختره بی‌همه چیز بشنونم؟ عرشیا نفس سنگینی کشید و با دستش صورت سهیل را قاب گرفت آنرا محکم به دیواری که نزدیکش بود پرتاب کرد. _وقتی داری درمورد اون دختری که اونجا وایساده حرف میزنی اول حرف دهنت رو مزه‌مزه کن. دخترک با کمی ترس قدمی به جلو برداشت و خواست آنهارا از هم جدا کند که سهیل عرشیا را محکم بر روی زمین انداخت و آنقدر سریع و بدون فاصله به صورتش مشت های طولانی کوبید که عرشیا نتوانستند از خودش دفاع کند و فقط داشت کتک میخورد. چشمه جلو آمد دستش را بر روی شانه های سهیل گذاشت و اورا از همسرش دور کرد و با حرص لبانش را محکم بر روی هم فشار داد... دیگر حتی به نبود کلاه و شال بر روی سرش هم توجه نمیکرد. _چکار داری میکنی؟ تو فقط مشکلت رو با کتک زدن آدما حل میکنی! صدای نازک، ظریف و آرام دختری از دور به جمع آنها پیوست. _کافیه سهیل باهاشون کاری نداشته باش... میام باهات بریم خونه. چشمه معترض اسم اورا صدا زد: _نوشین... سهیل حرفی نزد و فقط به سرتاپای نوشین نگاهی انداخت به صورت کبودش و دستی که داخل گچ بود و چهره‌ای که از حال خراب دیگر درست‌شدنی نبود و باعث‌بانی‌اش فقط او بود. نزدیک آنها آمد و چشمه را در آغوش گرفت و کنار گوشش لب زد. _نگران من نباش. نمیتونم بزارم داره به شما هم آسیب میرسونه اگه الان باهاش نرم ممکنه اوضاع وخیم‌تر بشه فقط اینو بدون من هیچ وقت فراموشت نمیکنم چشمه اگه هیچ وقت ندیدمت اینو بدون آشنا شدن و دوستی با تو، تو سال های گذشته بهترین اتفاق زندگی من تا الان بوده. دستش توسط سهیل کشیده شد و او از آغوش چشمه جدا کرد...تمام تلاشش را کرد تا تعدالش را حفظ کند. سهیل شالش را که کمی عقب‌ رفته بود را محکم جلو کشاند طوری که دیگر صورتش مشخص نبود. _صد بار بهت گفت نزار این بی‌صاحابی بره عقب. دستش را محکم گرفت و اورا به سمت در پرتاب کرد، چشمه خواست جلو برود که نگهبان جلوی اورا گرفت و گفت: _لطفا خانم تهرانی این آدم یه دیوونه تمام عیاره بزارید بره تا بیشتر از این دردسر درست نکرده. فقط به رفتن نوشین نگاه میکرد که با صدای دوباره نگهبان به خودش آمد. به عرشیا نزدیک شد و سعی کرد او را بلند کند. کمکش کرد تا اورا به طبقه بالا ببرد، در اتاق را باز و او را بر روی همان تختی که نوشین بر رویش خوابیده بود گذاشت. او تمام افراد مهم زندگی‌اش را از ته دل میپرستید طوری که از لحاظ روحی و جسمی آنها را مداوا میکرد. در باز شد خانم رحمانی جعبه کمک های اولیه را بر روی میز گذاشت. _خانم تهرانی عزیزم اینم چیزی که میخواستید. با من دیگه کاری ندارین؟ _نه خیلی ممنونم، زحمت کشیدید. 🐞 🍃🤍🍃🤍🍃🤍🍃🤍
اینبارم با اینکه همکاری نکرده بووید و از دستتون عصبیم پارتو دادم😭🙈 ولی دیگ همکاری نکنید منم قهر میکنم ازتون🥺🏃‍♂
هدایت شده از رمانِ حامی 🤍
ديگه با خیال راحت تو خونه پول دربیار👌 💸 پول درآوردن با گوشی خیلی لذت بخشه ❌كافيه اراده كني تا هر چي ميخواي رو با موجودي حسابت بخري 💳👇 🔰کار درمنزل با درآمد بالا برای یک شرکت دانش بنیان مطمئن جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2099381021C4db14dfca9 📲کیا دنبال کار با گوشی بودن😍☝️        ‎ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅✿❀🌺❀✿┅┅┄┄ @kordestanan         ‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅✿❀🌺❀✿┅┅┄┄
. 📎 افرادی که دنبال# کاردرمنزل بادرآمدبالا بودن وگفتن شرایط کارکردن بیرون ازخونه رو ندارن ازالان لینکش براتون میزارم 🪙 👇👇👇👇 .https://eitaa.com/joinchat/2099381021C4db14dfca9